به پايگاه اطلاع رساني شيعه نت خوش آمديد* امید واریم لحظات خوبی را با ما در این سایت  سپری سازید* لطفا ما را از نظرات خوبتان در باره این سایت بهره مند سازید صفحه اصلی  | english | عربی  |   آرشيو  |   ارتباط با ما
 
شبهات و ردود سيره 14معصوم(ع) اخبار شيعيان حدیث هفته آلبوم تصاوير پايگاههاي شيعي کتابخانه شيعي علما و بزرگان شيعه  سفر پر خطر آخرت   دعا و مناجات نامه روزنامه ها و خبرگزاريها   جرايم تلفن همراه مساجد بزرگ جهان تصاوير علماي بزرگ سيره  پيامبر اكرم(ص) سيره حضرت زهرا(س)   سيره امام علي(ع) سيره امام صادق(ع)   سيره امام رضا(ع) خاطرات سفر به آفريقا زندگي نامه اهل بيت(ع)  مفاتيح الجنان سفرنامه حج علويه آمار شيعه در جهان معني نام كشورها آموزش دروس حوزه   سايت هاي ايراني غدیر خم نماد امامت    1500 سايت شيعي مداحي مقالات  خطاي ديد

 

 
 

 

نگاهی گذرا به زندگانی مشعل داران هدایت

 

الف / حضرت محمد ابن عبدالله در هفدهم ربيع۱ سال عام الفيل و پس از چهل روز از جريان اصحاب فيل متولد شدند. پدر آن حضرت عبدالله ابن عبد المطلب ومادر شان آمنه دختر وهب بود. پيش از اسلام به دليل صداقت وامانت داری به محمد امين مشهور بودند. در سن بيست و پنج سالگی با حضرت خديجه دختر خويلد که از تجار وثروت مندان مکه بود ازدواج نمودند.

چهل سال و چهار ماه و ده روز از عمر شريفشان گذشته بود که در غار حرا به عنوان آخرين پيامبر خدا انتحاب شدند و آيات آغازين سوره علق بر آن حضرت نازل شد و پس از حدود سيزده سال تبليغ اسلام در مکه مکرمه و به دليل فشار و توطئه کفار مکه ، آن حضرت در شب اول ربيع۱ به غار ثور پناه بردند و در شب چهارم ربيع۱ به مدينه ( يثرب ) هجرت کردند. آن حضرت پس از هجرت ، بيش از ده سال در مدينة النبی اقامت نمودند ودر جنگ های فراوانی که بين مسلمانان وکفار رخ داد شرکت کردند و سر انجام روح بلند آن حضرت بنا به قول بيشتر مورخين شيعه ،‌ در غروب روز بيست و هشتم ماه صفر به سوی خلد برين و جنات رضوان الهی پرواز نمود و یدن شریفشان در اتاق مخصوص عايشه، همسر آن حضرت ، نه به خاک که به دلهای مسلمانان جهان سپرده شد .

                                        وصیت نا نوشته

همچنان که بارها شنيده ايم پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم ) در اواخر عمر مبارکشان در حالی که گروهی از اصحاب در کنار بستر آن حضرت حضور داشتند؛ دستور دادند تا ابزار نوشتن حاضر کنند تا حضرت وصيت وسفارشی را برايشان بنويسند تا با عمل بدان ، هيچگاه گمراه نشوند. اما عمر ابن خطاب ، خليفه دوم اظهار داشت :« قد غلب عليه الوجع و ان النبی ليهجر ، حسبنا کتاب الله » يعنی درد بر پيامبر خدا غلبه نموده و او از شدت درد و بيماری هذيان می گويد و قرآن ،کتاب خدا ما را بس است ! افراد حاضر در اين جلسه اختلاف کردند و برخی با خليفه دوم هم نوا شده و برخی ديگر گفتند به امر پيامبر خدا عمل کنيد . هگامی که اختلاف شدت گرفت ، پيامبر خدا فرمودند : « قوموا عنی ، ولا ينبغی عندی التنازع » يعنی از نزد من برخيزيد و بيرون رويد و نزاع و مشاجره نزد من سزاوار نيست . پس از اين جريان و پس از رحلت جانسوز آن حضرت ، عبدالله ابن عباس بارها می گريست و می گفت :  «الرزية کل الرزية ما حال بين رسول الله( ص )  وبين کتابه » يعنی مصيبت تمام مصيبت، هنگامی رخ داد که مانع نوشتن سفارش پيامبر خدا ( ص ) شدند.

هر چند بسياری از علمای اهل سنت در کتب حديث خود ، عبارت خليفه دوم را نقل به معنی نموده و نوشته اند که عمر ابن خطاب گفت : درد بر پيامبر غلبه کرده است و يا نوشته اند که آن جمع حاضر ، چنين گفتند  و يا نوشته اند که عمر ، عبارتی را گفت  که مفهوم آن غلبه درد بر پيامبر بود ، وبه اين صورت خواسته اند از شدت اين بی شرمی و بی احترامی نسبت به ساحت مقدس پيامبر اکرم ( ص ) بکاهند؛ اما برخی ديگر از علمای اهل سنت مانند امام غزالی در کتاب« سر العالمين » در مقاله چهارم و نيز سبط ابن جوزی در کتاب تذکره صفحه ۳۶ نوشته اند که عمر ابن خطاب با اشاره به آنحضرت ، گفت : « دعوا الرجل فانه ليهجر ، حسبنا کتاب الله » يعنی اين مرد (پيامبر خدا ) را رها کنيد وبه حرف او توجه نکنيد ، او هذيان می گويد و کتاب خدا برای ما کافی است ! همچنين احمد ابن حنبل در کتاب مسند جلد ۳ صفحه ۳۴۶ از جابر ابن عبدالله نقل کرده است که پيامبر خدا هنگام رحلتشان کاغذ درخواست نمودند تا وصيتی را بنويسند و بس از آن حضرت گمراه نشوند اما عمر ابن خطاب مخالفت کرد و آن حضرت از نوشتن آن امتناع کردند.

اين جريان ، از جمله اجتهاد هايی است که در تاريخ اسلام در برابر نص و تصريح قرار گرفته است و مرحوم سيد عبد الحسين شرف الدين عاملی (قدس سره الشريف ) در اواخر عمر با برکت خود ، کتاب  «النص و الجتهاد » را نوشتند که به نام « اجتهاد در برابر نص » به زبان فارسی نيز ترجمه شده است ؛  ودر آن کتاب از جمله اين جريان تلخ را به تفصيل توضيح داده اند.

جای بسی تعجب است که هنگام وفات خليفه اول ، ابو بکر ابن ابی قحافه ، وی در حال احتضار بود و وصيت نامه خود را ديکته می نمود و خليفه سوم ، عثمان ابن عفان می نوشت . هنگامی که گفت :  اما بعد ، از هوش رفت و ادامه آن را عثمان ، به اين صورت نوشت : امابعد ، من عمر را به عنوان جانشين خود بر شما انتخاب نمودم ، از او اطاعت و  پيروی کنيد . و در اين مورد خليفه دوم نگفت  که اين مرد هذيان می گويد !!

 

ب/ حضرت امام حسن مجتبی در سه شنبه پانزدهم ماه رمضان سال سوم از هجرت متولد شدند ، پدر آن حضرت امير المؤمنين علی ابن ابی طالب ومادر شان حضرت فاطمه زهرا دختر پيامبر اکرم ( عليهما السلام‌) است .پيامبر اکرم به آن حضرت علاقه بسيار زيادی داشتند و در رواياتی آن حضرت و برادر شان امام حسين را دو آقای جوانان بهشت و دو گل وريحانه خود خونده اند.

 دوران عمر شريف امام حسن مجتبی ( عليه السلام ) ، دورانی پر از فراز و نشيب بود و آن حضرت در غم و مصيبت هايی که بر قلب پاک حضرت علی وحضرت فاطمه وارد می شد شريک بود . آن حضرت در سال چهلم هجری و پس از شهادت مولای متقيان حضرت علی (عليه السلام) به امامت رسيدند ودر آغاز خلافت وامامت آن حضرت، معاوية ابن ابی سفيان از فرصت عدم وجود حضرت علی (عليه السلام ) استفاده نمود و به سوی عراق لشکر کشی کرد و با خدعه معاويه و تزلزل و ضعف ايمان سپاهيان آن حضرت ، ناچار به امضاء قرارداد صلح با معاويه شدند و سرانجام به مدينه جدشان رسول خدا باز گشتند و با نيرنگ معاويه و توسط زهری که همسر آن حضرت جعدة بنت اميه به آن حضرت داد به شهادت رسيدند و به دليل ممانعت عايشه همسر پيامبر خدا و جمعی از بنی اميه از دفن آن حضرت در کنار قبر شريف پيامبر خدا ، در قبرستان بقيع به خاک سپرده شدند .

ج/ امام هشتم حضرت علی ابن موسی ( عليه السلام) در روز يازدهم ذيقعده سال صد وچهل وهشت هجری و پس از پانزده روز از شهادت امام صادق ( عليه السلام ) در مدينه منوره متولد شدند . پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر (عليه السلام ) ومادر آن حضرت نجمه خاتون بوده اند . در سال دويست هجری ، آن حضرت بنا به اجبار مأمون ، خليفه عباسی از مدينه منوره به سوی مرو ، حرکت نمودند . آن حضرت از شهر های زيادی گذشتند، از جمله آنها شهر نيشابور بود و در اين شهر بود که در جمع دهها هزار نفر از جمعيت استقبال کننده ، حديث شريف قدسی سلسلة الذهب را بر مردم اين شهر روايت نمودند وآن حديث اين است : « کلمة لا اله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی » و چون در سلسله راويان اين حديث نام تمام امامان معصوم از خود آن حضرت تا امام علی و پيامبر خدا و جبرئيل هستند؛ حديث سلسلة الذهب ، نام گرفته است وحديث قدسی ، احاديثی است که  کلام خدا است ولی از آيات قران کريم نيست . امام هشتم پس از ورود به مرو  وبه رغم اکراه آن حضرت به عنوان وليعهد مأمون الرشيد انتخاب شدند و مأمون دستور داد به نام آن حضرت خطبا ،خطبه بخوانند وبه نام آن حضرت سکه رسمی ضرب نمودند، چيزی که باعث حسادت وشعله ور شدن آتش کينه ودشمنی بنی عباس گرديد. اما چيزی نگذشت که خليفه عباسی ، حقد وکينه باطن خود را آشکار کرد و سر انجام آن حضرت را مسموم کرد و در آخرين روز ماه صفر سال دويست وسه هجری آن حضرت به شهادت رسيدند و در قريه سناباد در سرزمين طوس با عزت وعظمت دفن شدند .

==================================

مقام حضرت فاطمه (علیها السلام) :

 

در همه منابع مهم روايی شيعه و در بسياری از صحاح و مسانيد معتبر اهل سنت از جمله کتب : صحيح بخاری ، صحيح مسلم ، صحيح ابو داود ، مسند احمد ابن حنبل ،صحيح ترمذی ، کنز العمال ، حلية الاولياء ، مستدرک الصحيحين ، و چند کتاب معتبر ديگر از اهل سنت ، روايتی با تعابير مختلف ، اما مفهوم نزديک به هم از پيامبر اکرم ( صلی الله عليه و آله و سلم ) نقل شده است که :  « فاطمه پاره تن من است پس هر کس او را غضب ناک کند مرا غضب ناک کرده است . » و  نيز با تعبير ديگری آمده است : « فاطمه پاره تن من است  . خوشحال ميکند مرا آنچه او را خوشحال می کند .» و نيز  «  همانا فاطمه پاره تن من است و هر چه باعث اذيت و آزار او شود ؛ باعث آزار من است .» و نيز خطاب به حضرت فاطمه فرموده است : « به درستی که خداوند به خاطر غضب تو ، غضب می کند و به خاطر رضايت و خوشنودی تو خوشنود می شود .»

مرحوم آية الله سيد مرتضی فيروز آبادی در صفحه ۱۸۷ از جلد سوم  کتاب « فضائل الخمسة من الصحاح الستة‌» که روايات فضايل و مناقب اهل بيت ( عليهم السلام ) را از کتب حديث اهل سنت ، در آن کتاب ارزشمند ، گرد آوری نموده است  ؛ می گويد :

شگفت آور است که اين روايات تصريح دارد که غضب حضرت فاطمه ، باعث غضب خدا و پيامبر خدا می شود و در عين حال بخاری در صحيح خود که به مثابه نهج البلاغه شيعه پس از قران است ؛ در کتاب خمس از صحيح بخاری ، آورده است که فاطمه دختر پيامبر خدا ( عليها السلام ) نسبت به ابی بکر غضب نمود و از او کناره گيری کرد و دوری فاطمه تا زمان وفات آن حضرت ادامه داشت . و همچنين بخاری در باب غزوه خيبر روايت کرده است ؛ که فاطمه بر ابی بکر خشمناک شد و از وی دوری کرد و با وی سخن نگفت تا از دنيا رفت . و نيز در کتاب فرايض از صحيح بخاری ، روايت کرده است که : فاطمه ( عليها السلام ) از ابا بکر دوری نمود و با وی سخن نگفت تا از دنيا رفت . همچنين در صحيح مسلم و ترمذی نيز اقوالی به اين مضمون وارد شده است .همچنين در کتاب السياسة و الامامة ابن قتيبه ص ۱۴ ضمن نقل حديث مفصلی از ملاقات ابوبکر و عمر با فاطمه زهرا ( عليها السلام ) در خانه امير المؤمنين ( عليه السلام )  پس از  نقل حديث از حضرت فاطمه ( س ) و اعتراف عمر و ابو بکر مبنی بر اينکه آن حديث را از پيامبر خدا شنيده اند ؛ نقل ميکند که : حضرت فاطمه خطاب به آن دو نفر فرمودند : پس من ، خداوند و فرشتگان خدا را به شهادت می طلبم که شما دو نفر مرا خشمناک نموديد و مرا خوشنود نکرديد و اگر پيامبر خدا را ملاقات کنم شکايت شما را نزد آن حضرت می برم . پس ابوبکر گفت : پناه می برم به خدا از غضب او و غضب تو ای فاطمه ... و فاطمه می فرمود: به خدا پس از هر نمازی که می خوانم بر تو نفرين می فرستم . 

 فابل ذکر است که  مخفی بودن قبر حضرت فاطمه (س ) دليل و سند معتبری است بر اين که آن حضرت از خليفه وقت راضی نبوده و مورد اذيت و آزار وی قرار گرفته است .

 و اما اهل سنت اين واقعيت را پذيرفته اند ولی مانند بسياری از حقايق ديگر ، به ابزار توجيه و مغالطه روی آورده اند و می گويند در صورتی غضب فاطمه غضب خدا و رسول اوست که غضب وی بر حق باشد اما غضب فاطمه برحق نبوده و برای دريافت ارث خود بوده است در حالی که بنا بر حديث رسول خدا (ص ) ، ارث به وی تعلق نمی گرفته است . اين توجيه بی اساس در جای خود پاسخ داده شده است و اجمال آن اينکه : اولا  حديث های ياد  شده مطلق است و قيد حق يا باطل ، ندارد و ثانيا حديث عدم ارث گذاشتن پيامبران ، جعلی است و ناقل آن برای اولين بار فقط ابوبکر ابن ابی قحافه بوده است . و ثالثا فاطمه با آن همه فضايل که حتی کتب معتبر اهل سنت نيز نتوانسته اند از آن ها چشم پوشی کنند ؛ چگونه ممکن است از روی باطل  چيزی را درخواست  کند که حق او نيست ؟

        ===============================

                   مختصری از زندگانی حضرت معصومه (سلام الله عليها )

آن حضرت در روز اول ذيقعده  سال۱۷۲ هجری قمری تولد يافتند . ايشان با امام هشتم  حضــرت علی ابن موسی الرضا (عليه السلام ) از يک مــادر بوده اند و بســيار به امام رضـا (عليه السلام ) علاقه مند بودند . پس از  ولايت عهدی امام هشتم و سفر آن حضرت به ايران بنا به دعوت مأمون عباسی، حضرت معصومه به عشــق ديدار برادر، در ســال دويست ويک هجری از مدينه منوره ، روانه سفر به ايران شدند.هنگامی که به ساوه رسيدند دچار بيماری سختی شدند وبه خادمشان دستور دادند؛ ايشان را به شهر مقدس قم انتقال دهد ، پس از ورود به قم، مردم اين شهر به استقبال آن مخدره شتافتند وموسی ابن خزرج بن سعد اشعری که بزرگ اشعريون بود افسار شتر آن حضرت را گرفته ، به منزل خود برد وآن مخدره پس از هفده روز از ورودشان به شهر مقدس قم و در روز دهم ربیع الثانی آن سال، رحلت فرمودند وبدن مطهر آن حضرت در قبرستان بابلان دفن گرديد.در آغاز، روی قبر ايشان سقفی از حصير بنا کردند  واولين گنبد را مخدره، زينب دختر امام محمد تقی (عليه السلام) بر روی مزار شريف آن حضرت بنا فرمود.در کنار مدفن شريف حضرت معصومه (عليها السلام )، زينب ،ام محمد وميمونه دختران امام جواد (عليه السلام) نيز دفن گرديده اند .سن حضرت معصومه در زمان رحلت،بيست وهشت سال بود وايشان پس از امام علی ابن موسی الرضا(عليه السلام) دربين فرزندان امام موسی کاظم (عليه السلام ) دارای شأن ومقامی بس بزرگ هستند ودر روايات، برای زيارت آن حضرت ، ثواب زيادی ذکر شده است.

            ==================================
 

گوشه ای از زندگانی نورانی امام حسن عسکری (ع ):

نام آن حضرت ، حسن و مشهور ترين لقب آن حضرت عسکری و کنيه شريفشان ابو محمد است. امام حسن عسکری و امام هادی و امام جواد همچنين به ابن الرضا نيز مشهور بودند همچنان که امام هادی نيز به عسکری نيز خوانده می شدند. پدر آن حضرت امام علی نقی  ( عليه السلام) و نام مادر شان حديث و يا سليل بوده و آن مخدره ام ولد بوده است.

امام حسن عسکری در  روز جمعه ، هشتم ربيع الثانی سال دويست و سی و دو  هجری قمری متولد شدند .

ستاره عمر آن حضرت کوتاه بود و در هشتم ماه ربيع الاول سال دويست شصت هجری در سن بيست و هشت سالگی در شهر سامرا واقع در عراق به دست خليفه وقت ، معتمد عباسی ، به شهادت رسيدند و در جوار مرقد مطهر پدر بزرگوراشان امام هادی ( عليه السلام ) به خاک سپرده شدند ؛ اما در همين مدت کوتاه و به رغم کنترل شديد محل اقامت آن حضرت توسط مأموران خلفای عباسی ، همچون اجداد بزرگوراشان ، با کرامات و علوم و معارف خدادادی ، مايه عزت، افتخار وسربلندی شيعه شده و برتری خاندان پيامبر خدا ( صالله عليه و آله وسلم  ) را به همگان نشان دادند. نقل شده که در سامرا ،خشک سالی شديدی پيش آمد و مسلمانان سه روز پی در پی به منظور دعای باران به سوی صحرا رفتند ؛ اما اثری نبخشيد ، ولی  جاثليق مسيحی با گروهی از مسيحيان به صحرا رفته و دعا نمودند و باران باريد و برخی از مسلمانان در حقانيت دين خود به شک افتادند . متوکل عباسی با نگرانی دستور داد امام عسکری را از زندان آوردند و اين نگرانی را به آن حضرت منتقل کردند.  روز بعد که راهبان مسيحی برای دعای مجدد باران به صحرا رفتند ؛ امام عسکری نيز حضور يافتند و هنگامی که جاثليق مشغول دعا شد ؛ امام به غلام خود فرمودند تا برود و از بين انگشتان دست راست جاثليق هرچه هست بياورد . غلام رفت و با قطعه ای استخوان باز گشت . و ديگر دعای راهبان مسيحی اثری نبخشيد . متوکل از امام پرسيد اين چه استخوانی است؟ امام پاسخ دادند : اين راهب از قبر پيغمبری از پيامبران می گذشت  ؛ اين قطعه استخوان را به دست آورد و استخوان بدن پيامبر آشکار نمی شود مگر اينکه آسمان ببارد .

                  =================================
 

گوشه ای از زندگانی امام جعفر صادق ( عليه السلام )

نام امام صادق جعفر است . جعفر نام نهری در بهشت است . لقب مشهور آن حضرت صادق است و کنيه آن حضرت ابو عبدالله می باشد .پدر آن حضرت ، امام محمد باقر (عليه السلام )  و نام مادر آن حضرت ، ام فروه دختر قاسم ابن محمد ابن ابی بکر ابن ابی قحافه ( خليفه اول ) است و مادر ام فروه ، اسماء دختر عبد الرحمن ابن ابی بکر است . قاسم ابن محمد ابن ابی بکر از اصحاب مورد اطمينان امام سجاد ( عليه السلام ) و از فقهای هفت گانه بزرگ در مدينه بوده است. همچنان که محمد ابن ابی بکر نيز در دامان حضرت امير المؤمنين علی ( عليه السلام ) تربيت يافت و سر انجام در راه آن حضرت ، به شهادت رسيد . امام صادق ( عليه السلام ) در روز هفدهم ربيع۱ سال هشتاد و سه هجری متولد شدند . از جمله فرزندان آن حضرت اسماعيل است که بسيار مورد علاقه امام صادق بود و در زمان حيات آن حضرت از دار دنيا رحلت نمود.  امام موسی کاظم ( عليه السلام )  نيز از ديگر فرزندان آن حضرت است و مادر امام کاظم حميده  بوده است .

امام جعفر صادق ( عليه السلام ) در دوران پر بار عمر حود با استفاده از فرصت پيش آمده از تزلزل آخرين حکام بنی اميه و نوپا بودن حکومت بنی عباس ، حوزه بزرگ دينی و علمی را در شهر مدينه بپا نمودند و صدها و بلکه هزاران شاگرد آگاه  و آشنا به دين و قرآن تربيت نمودند . در همين دوران بود که اساس مذهب شيعه و ناگفته های اين مذهب در حلقات درسی آن حضرت ، تبيين گرديد و به اين سبب به مذهب شيعه ، شيعه جعفری و به فقه شيعه ، فقه جعفری نيز می گويند.  برخی از مورخين ، تعداد شاگردان آن حضرت را چهار صد نفر و برخی ديگر ، تعداد آنان را تا چهار هزار نفر و حتی بيش از اين رقم ياد نموده اند .از جمله شاگردان آن حضرت ، مالک ابن انس ، امام مذهب فقهی مالکی ها و نيز نعمان ابن ثابت ( ابو حنيفه ) امام مذهب حنفی ها بوده اند.

امام صادق (عليه السلام ) پس از شصت و پنج سال و هفت ماه از  زندگانی پر از فراز و نشيب و پايه گذاری فقه شيعه ،  در بيست وپنجم ماه شوال سال صد و چهل و هشت هجری به شهادت رسيدند و در جوار امامان معصوم ، امام حسن مجتبی ، امام زين العابدين ،و امام محمد باقر ( عليهم السلام ) و در کنار قبور فاطمه بنت اسد و عباس ، عموی پيامبر خدا در قبرستان بقيع ، به خاک سپرده شدند .

           ================================

نگاهی گذرا یه زندگانی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه )

حضرت ولی عصر حجة ابن الحسن العسکری ( علیهما السلام ) در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در شهر سامرا با ولادتشان جهان بشریت را نورانی ساختند . پدر آن حضرت امام حسن عسکری و مادر ایشان نرجس خاتون بوده اند . از جمله کسانی که شاهد ولادت آن حضرت بوده اند جناب حکیمه خاتون دختر امام جواد و عمه امام عسکری هستند .امام رمان (علیه السلام ) به دلیل فشار های حکام عباسی از آغاز ولادت تا سال ۳۲۹ هجری در غیبت صغری بوده اند و در این مدت چهار نفر از سفراء خاص با آن حضرت  در ارتباط بوده اند . جناب علی ابن محمد سمیری ّآخرین سفیر و نایب خاص آن حضرت بوده است که در سال ۳۲۹هجری در گذشته است . مدت زمان غیبت ‌آن حضرت هفتاد و چهار سال بوده است . از سال۳۲۹ هجری غیبت کبری امام زمان آغاز شده و تا کنون ادامه دارد .

در باره موضوع مهدویت صدها روایت صحیح و موثق از طرق مختلف و به صورت متواتر نقل شده است و بسیاری از بزرگان شیعه آنها را در مجموعه هایی گرد آوری نموده و در دسترس عموم قرار داده اند . از جمله آن ها کتاب  «منتخب الاثر» تألیف حضرت آیةالله صافی گلپایگانی است که مجموعه ای ارزشمند از روایات مهدی و مهدویت را در آن جمع آوری نموده اند . از جمله روایات صحیح حدیث معروفی است که از پیامیر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) در کتب معتبر اهل سنت و شیعه نقل شده است و آن حضرت در این حدیث فرموده اند : « لو لم یبق من الدنیا الا یوما لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه رجل من اهل بیتی اسمه اسمی و کنیته کنیتی و اسم ابیه اسم ابنی یملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » یعنی اگر از عمر جهان فقط یک روز باقی باشد ؛ خداوند آن روز را طولانی می کند تا در آن روز مردی قیام کند که نام و کنیه او مانند نام و کنیه من است و نام پدرش مانند نام فرزند من ( امام حسن ) است و او جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود پس از آن که پر از ظلم و ستم شده است . این حدیث کاملا بر مهدی مورد اعتقاد شیعه تطبیق دارد و خصوصیات ذکر شده در حدیث ما را به حضرت مهدی ( عجل الله تعالی فرجه ) رهنمون می سازد.

         ===================================

عید غدیر و امامت حضرت علی(علیه السلام )

                                از بعث رسل يقين به اقليم وجود                عرفان علی بوده خدا را مقصود

                              اين نکته عيــان بود ز ان لم تفعـل                 زيرا که علی بود صـراط معبـود

پيامبر خدا از حجة الوداع باز می گشتند. در نزديکی جحفه مکانی به نام غدير خم، جبرئيل امين بر پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله وسلم ) آيه تبليغ را فرود آورد:«يا ايهاالرسول بلٌغ ما انزل اليک من ربک وان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله يعصمک من الناس ای رسول ما ابلاغ کن آن چه را که ازسوی خدا بر تو نازل شده است واگر اين ابلاغ را انجام ندهی پس رسالت الهی را ابلاغ نکرده ای وخداوند تو را از مردم (شر مخالفان ) حفظ خواهد کرد.

پيامبر اسلام دستور دادند منبری از سنگ يا جهاز شتر ترتيب دادند وبالای آن رفتند و در حضور هفتاد هزار يا صد ويا صدو بيست هزار نفر از مسلمانان خطبهطولانی ايراد فرمودند ودر آن جمع دست امير المؤمنين علی ابن ابی طالب رابلند کردند وفرمودند: « الست اولی بکم من انفسکم » آيا من از شما برخودتان اولی نبودم ؟ يعنی من بر شما ولايت مطلق نداشتم ؟ واين سؤالناظــر بر آيه قرانی است که می فرمــايد:« النبی اولی با المؤمنــين من انفسهم» ومردم پاسخ دادند بلی . در اينجا پيامبر اکرم (ص ) فرمودند :« من کنت مولاه فهذا علی مولاه » پس از انتصاب آن حضرت به جانشينی پيامبر خدا ،مسلمانان گروه گروه آمدند خدمت حضرت علی (عليه السلام ) و اين منصب را تبريک گفتند ،از جمله عمر ابن خطاب خدمت امام آمد و عرض

 کرد :« يا ابن ابی طالب اصبحت مولای ومولی کل مؤمن ومؤمنة» يعنی ا ی فرزند ابی طالب تو مولای من ومولای همه مردان وزنان مؤمن گرديدی.

پس از اين انتصاب ، آيه اکمال نازل شد وپيامبر امر فرمودند تا شعرا اشعارشان را در مدح امير المؤمنين انشاد کردند. از کسانی که اشعاری را در مدحعلی (عليه السلام ) انشاد کرد عمر ابن عاص بود که اين اشعار را انشاد نمود :

                            بآل محمد عرف الصـواب                            و فی ابياتهم نزل الکتاب 

                            وهم حجج الاله علی البرايا                             بهم وبجدهم لا يستراب

                            ولا سيــما ابو حسـن علی                            له فی الحرب مرتبة تهاب

                              طعام سيوفه مهج الاعادی                            وفيض دم الرقاب لها شراب

                            علی الدر والذهب المصفی                           و باقی النـاس کلهم تراب

                             هو البکاء فی المحراب ليلاٌ                        هو الضحاک اذا اشتد الضراب

                             هو النباُ العظيم وفلک نوح                           وباب الله وانقطع الخـطاب

     ــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 خدايا مارا به شناخت بيشتر اهل بيت عصمت وطهارت موفق فرما وهمه ما را به سوی اقيانوس بيکران معارف نابت در پرتو قران کريم وعترت پاک پيامبرت رهنمون ساز و دوقت وداع اين هان ودر تاريکی های قبر و برزخمان امامان پاک  وطاهر را به فرياد ما برسان و مارا در دو جهان زينت ولايت عطا فرما.  آمين

             ===================================
 

                                شمه ای از زندگی نامه امام محمد تقی (ع ) 

لقب امام محمد تقی (عليه السلام ) جواد است وکنيه آن حضرت ابو جعفر \می باشد. آن حضرت تنها فرزند امام هشتم علی بن موسی الرضا (عليه السلام) هستند. امام هشتم بسيار به فرزندشان امام جواد علاقه مند بوده اند وبرای احترام ، آن حضرت را به کنيه (ابو جعفر ) خطاب می کرده اند.نام مادر آن حضرت سبيکه يا خيزران است واو از قبيله ماريه قبطيه از همسران پيامبر اکرم (صلی الله عليه وآله وسلم ) می باشد. امام جواد در روز دهمرجب سال صد ونود وپنج هجری متولد شدند. در تعداد فرزندان آن حضرت اختلاف است و امام علی نقی (عليه السلام )وموسی ،حکيمه ،خديجه ، ام کلثوم ،فاطمه وامامه از جمله فرزندان آن حضرت هستند.امام جواد ، هفت ساله بودند که پدر بزرگوارشان امام هشتم را از دست دادند وبا اينکه بيش از هفت سال نداشتند

از نظر علم ودانش سرآمد ديگران بودند وداستان مناظره آن حضرت با علمای بغداد ويحيی بن اکثم وبيان مسايل شگفت آور فقهی در حضور مآمون عباسی معروف است.مآمون الرشيد پس از آشکار شدن خورشيد علم ودانش آن حضرت و در همان مجلس ، دختر خود ام الفضل رابه ازدواج آن حضرت در آورد اما از وی فرزندی متولدنشد.پس از مرگ مآمون عباسی برادرش محمد معروف به معتصم عباسی بر اريکه قدرت تکيه زد و از آغاز کينه آن حضرت را با سعايت عباسی ها در دل خود قرار داد وسر انجام آن حضرت با دسيسه جعفر پسر مآمون عباسی ودستور  معتصم و توسط ام فضل همسرشان مسموم گرديدند ودر  روز آخر ماه ذی قعده الحرامسال دويست وبيست هجری قمری به شهادت رسيدندو سن شريفشان بيست وپنجسال و دو ماه بوده است.شاعر در فضايل آن حضرت وجدشان امام کاظم می گويد :

                              الا يا قاصــد الــزوراعــرّج                 علی الغربی من تلک المغانی

                              ونعليک اخلعن وآسجد خضوعاً                 اذا لاحـت لدـک القـبتـان

                              فتحتهتـما لعمـرک نار موسی                 و نــور محمـد متقــاربـان

 

سيره و زندگانی چهارده معصوم لطفا کلیک فرمایید

 

   
صفحه اصلی | عربی | engelish | آرشيو |  ارتباط با ما   
کلیه حقوق این سایت محفوظ است و نقل مطالب آن با ذکر منبع مجاز است Copyright © 2007
نشانی الکترونیک :  info@shia12.org   --  abmm62@yahoo.com