زيارت حضرت اميرالمؤمنين
عليه السلام
به
روايت آن كسى كه در بيدارى مشاهده كرد كه جناب صاحب الزّمان عليه
السلام آن حضرت را به اين كلمات زيارت كرد در روز يكشنبه كه روز آنحضرت
است:
اَلسَّلامُ
عَلَى الشَّجَرَةِالنَّبَوِيَّةِ، وَالدَّوْحَةِ الْهاشِمِيَّةِ
الْمُضيئَةِ، الْمُثْمِرَةِ بِالنَّبُوَّةِ،
سلام
بر درخت طيبهنبوت و كهن درخت تنومند هاشمى كه درختى است تابان و بارور
به نبوت و سرسبز
الْمُونِقَةِبِالْإِمامَةِ،
وَعَلى ضَجيعَيْكَ آدَمَ وَنُوحٍ عَلَيْهِمَا السَّلامُ، اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ
و خرم به امامت و بر دو
آرميده در كنارت آدم و نوح عليهما السلام سلام بر تو
وَعَلى
اَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ
عَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُحْدِقينَ
و بر خاندان پاك و
پاكيزهات سلام بر تو و بر فرشتگانى كه تو را در برگرفته
بِكَ،
وَالْحآفّينَ بِقَبْرِكَ، يامَوْلاىَ يا اَميرَالْمُوْمِنينَ، هذا
يَوْمُ الْأَحَدِ وَهُوَ يَوْمُكَ
و اطراف قبرت را گرفتهاند اى مولاى من اى اميرمؤمنان
امروز روز يكشنبه است و آن روز تو و
وَبِاسْمِكَ،
وَاَنَا ضَيْفُكَ فيهِ وَ جارُكَ، فَاَضِفْنى يا مَوْلاىَ
وَاَجِرْنى، فَاِنَّكَ كَريمٌ
بنام تو است و من در اين روز مهمان تو و در پناه توام
پس اى مولاى من پذيراييم كن و پناهم ده كه براستى تو كريمى
تُحِبُّ
الضِّيافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجارَةِ، فَافْعَلْ ما رَغِبْتُ
اِلَيْكَ فيهِ، وَرَجَوْتُهُ مِنْكَ،
و مهماننوازى را دوست دارى و مأمور به پناه دادنى پس
انجام ده آنچه را كه من ميل بدان دارم و از تو اميدوارم
بِمَنْزِلَتِكَ
وَ آلِ بَيْتِكَ عِنْدَاللَّهِ، وَمَنْزِلَتِهِ عِنْدَكُمْ، وَبِحَقِّ
ابْنِ عَمِّكَ
به حق مقام و منزلت تو و خاندانت نزد خدا و منزلت او در
نزد شما و به حق پسر عمويت
رَسُولِ
اللَّهِ صَلَّىاللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَعَلَيْهِمْ
[وَعَلَيْكُمْ] اَجْمَعينَ.
رسول خدا درود و سلام خدا بر او و آلش و بر همه شما باد.
زيارت حضرت فاطمه زهراء عليها السلام
اَلسَّلامُ
عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَكِ الَّذى خَلَقَكِ، فَوَجَدَكِ
لِمَا امْتَحَنَكِ
سلام بر تو اى آزمايش
شده، آزمودت آن خدايى كه تو را آفريد پس تو را در آنچه آزمود
صابِرَةً،
اَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ، صابِرٌ عَلى ما اَتى بِهِ اَبُوكِ
وَوَصِيُّهُ، صَلَواتُاللَّهِ
بردبار يافت و من مقام
شامخت را تصديق دارم و بر آنچه پدرت و همچنين وصى او - كه درود خدا
عَلَيْهِما،
وَاَنَا اَسْئَلُكِ اِنْ كُنْتُ صَدَّقْتُكِ اِلاَّ اَلْحَقْتِنى
بِتَصْديقىلَهُما لِتُسَرَّ
بر ايشان باد - آوردهاند صابرم و از تو مىخواهم كه
اگر تو را تصديق كردهام تصديق مرا به آن دو نيز برسانى تا
نَفْسىفَاشْهَدىاَنّىظاهِرٌبِوَِلايَتِكِ،وَوَِلايَةِ
آلِ بَيْتِكِ صَلَواتُ اللَّهِعَلَيْهِمْاَجْمَعينَ.
دلم را شاد گردانى و
گواه باش كه من پشتگرم به ولايت تو و ولايت خاندانت صلوات اللَّه
عليهم اجمعين هستم
ايضاً زيارت حضرت زهراءعليها السلام به روايت ديگر
اَلسَّلامُ
عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ، اِمْتَحَنَكِ الَّذى خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ
يَخْلُقَكِ،
سلام بر تو اى آزمايش
شده آنكس كه تو را آفريد پيش از آنكه تو را خلق كند آزمودت
وَكُنْتِ
لِما امْتَحَنَكِ بِه صابِرَةً، وَنَحْنُ لَكِ اَولِيآءُ
مُصَدِّقُونَ، وَلِكُلِّ ما
و تو در آن آزمايش
بردبار و شكيبا بودى و ما دوستان تو و تصديق كنندگان شماييم و در برابر
هرچه
اَتى
بِهِ اَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَاَتى بِهِ
وَصِيُّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
پدرت صلى الله عليه و
آله و سلم و وصيش عليه السلام آوردهاند
مُسَلِّمُونَ،
وَ نَحْنُ نَسْئَلُكَ اَللّهُمَّ اِذْ كُنَّا مُصَدِّقينَ لَهُمْ، اَنْ
تُلْحِقَنا بِتَصْديقِنا
تسليم هستيم و اى خدا ما از تو مىخواهيم همچنانكه ما
تصديق كننده اين بزرگان هستيم تو هم ما را بخاطر همين تصديقمان
بِالدَّرَجَةِ
الْعالِيَةِ، لِنُبَشِّرَ اَنْفُسَنا بِاَنَّا قَدْ طَهُرْنا
بِوَلايَتِهِمْ عَلَيْهِمُ السَّلامُ.
به درجه عاليه اى
برسانى تا ما خود را مژده دهيم كه بخاطر دوستى و ولايت اين خانواده
عليهم السلام پاك شديم
روز دوشنبه روز امام حسن و امام حسين عليهما السلام است
در
زيارت امام حسن عليه السلام مى گويى: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ
رَسُولِ رَبِّ الْعالَمينَ،
* * * * * * * *
* * * * * * * * * *
سلام بر
تو اى فرزند پيامبر (خدا) پروردگار جهانيان
اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ
فاطِمَةَالزَّهْرآءِ،
سلام بر تو اى فرزند اميرمؤمنان سلام بر تو اى فرزند
فاطمه زهرا
اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ ياحَبيبَاللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صِفْوَةَاللَّهِ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَمينَ اللَّهِ،
سلام بر تو اى حبيب خدا
سلام بر تو اى برگزيده خاص خدا سلام بر تو اى امين (وحى) خدا
اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ يا حُجَّةَاللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يانُورَاللَّهِ،
اَلسَّلامُعَلَيْكَ ياصِراطَاللَّهِ،
سلام بر تو اى حجت خدا سلام بر تو اى نور خدا سلام بر
تو اى راه (مستقيم)
اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ يا بَيانَ حُكْمِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ناصِرَ
دينِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ
خدا سلام بر تو اى بيان
(كننده) حكم خدا سلام بر تو اى ياور دين خدا سلام بر تو اى
اَيُّهَا
السَّيِدُ الزَّكِىُّ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْبَرُّ
الْوَفِىُّ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ
آقاى پاك (و منزه از هر عيب) سلام بر تو اى نيكوكردار
وفادار سلام بر تو
اَيُّهَا
الْقآئِمُ الْأَمينُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَاَيُّهَاالْعالِمُ
بِالتَّأْويلِ، اَلسَّلامُعَلَيْكَ
اى قيامكننده (به امر خدا) و امين سلام بر تو اى داناى
به تأويل (قرآن) سلام بر تو
اَيُّهَاالْهادِىالْمَهْدِىُّ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الطَّاهِرُ الزَّكِىُّ، اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ
اى راهنماى راه يافته سلام بر تو اى پاكيزه منزه سلام
بر تو
اَيُّهَا
التَّقِىُّ النَّقِىُّ، السَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا
الْحَقُالْحَقيقُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الشَّهيدُ
اى پرهيزكار پاكدامن
سلام بر تو اى حق سزاوار بدان سلام بر تو اى شهيد
الصِّدّيقُ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ وَ
رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ.
راست
گفتار سلام بر تو اى ابا محمد حسن بن على و رحمت خدا و بركات او
زيارت حضرت امام حسينعليه السلام
اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ
اَميرِ الْمُؤْمِنينَ، اَلسَّلامُ
سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند امير
مؤمنان سلام
عَلَيْكَ
يَا بْنَ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ، اَشْهَدُ اَنَّكَ اَقَمْتَ
الصَّلوةَ، وَ آتَيْتَ الزَّكوةَ،
بر تو اى فرزند بانوى
زنان جهانيان گواهى دهم كه تو براستى نماز را برپا داشتى و زكات دادى
وَاَمَرْتَ
بِالْمَعْرُوفِ،وَنَهَيْتَعَنِ الْمُنْكَرِ، وَعَبَدْتَ اللَّهَ
مُخْلِصاً،وَجاهَدْتَفِى اللَّهِ
و امر به معروف كردى و
نهى كردى از منكر (و كارهاى زشت) و خداى را از روى اخلاص پرستش كردى و
در راه خدا
حَقَّ
جِهادِهِ حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ، فَعَلَيْكَ السَّلامُ مِنّى ما
بَقيتُ وَبَقِىَاللَّيْلُ
آنطور كه بايد و شايد جهاد كردى تا يقين (يعنى مرگ) به
سراغت آمد پس بر تو باد سلام من تا من زندهام و شب
وَالنَّهارُ،
وَعَلى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ، اَنَا يا مَوْلاىَ
مَوْلىً لَكَ وَلِآلِ
روز بر پا است و بر
خاندان پاكيزه و پاكت باد و من اى مولايم دوستدار تو و خاندانت
بَيْتِكَ،
سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ، مُؤْمِنٌ
بِسِرِّكُمْ وَجَهْرِكُمْ،
هستم
صلحم با هركس كه با شما در صلح است و در جنگم با هر كس كه با شما در
جنگ است ايمان دارم به راز پنهان و به امر
وَظاهِرِكُمْ
وَباطِنِكُمْ، لَعَنَ اللَّهُ اَعْدآئَكُمْ مِنَ الْأَوَّلينَ
وَالْأخِرينَ، وَاَنَا
آشكار شما و ظاهر و باطن شما خدا لعنت كند دشمنانتان را
از اولين و آخرين و من
اَبْرَءُ
اِلَى اللَّهِ تَعالى مِنْهُمْ، يا مَوْلاىَ يا اَبا مُحَمَّدٍ، يا
مَوْلاىَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ،
بيزارى مىجويم به سوى خداى تعالى از ايشان اى مولاى من
اى ابا محمد و اى مولاى من اى ابا عبدالله
هذا
يَوْمُ الْإِثْنَيْنِ وَهُوَ يَوْمُكُما وَبِاسْمِكُما، وَاَنَا فيهِ
ضَيْفُكُما فَاَضيفانى،
امروز روز دوشنبه است و
اين روز شما است و به نام شما است و من در اين روز مهمان شمايم پس مرا
بنوازيد
وَاَحْسِنا
ضِيافَتى، فَنِعْمَ مَنِ اسْتُضيفَ بِهِ اَنْتُما، وَاَنَا فيهِ مِنْ
جِوارِ كُما فَاَجيرانى،
و نيكو مهماننوازى كنيد
كه چه خوب مهمان نوازانيد شما براى مهمان و من در اين روز در پناه
شمايم پس مرا پناه دهيد كه
فَاِنَّكُما
مَأْمُورانِ بِالضِّيافَةِ وَالْإِجارَةِ، فَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْكُما
وَآلِكُمَا الطَّيِّبينَ.
همانا شما به مهمان
نوازى و پناه دادن مأموريد درود خدا بر شما و بر خاندان پاكتان باد
روز سهشنبه
به
اسم حضرت امام زين العابدين و امام محمّد باقر و امام جعفر صادقعليهم
السلام است زيارت كن ايشان را بدين زيارت:
اَلسَّلامُ
عَلَيْكُمْ يا خُزَّانَ عِلْمِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا
تَراجِمَةَ
سلام بر شما اى گنجينهداران علم خدا سلام بر شما اى
ترجمانان (و مفسران)
وَحْىِ
اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَئِمَّةَ الْهُدى، اَلسَّلامُ
عَلَيْكُمْ يا
وحى خدا سلام بر شما اى
پيشوايان هدايت سلام بر شما اى
اَعْلامَ
التُّقى، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَوْلادَ رَسُولِ اللَّهِ، اَنَا
عارِفٌ بِحَقِّكُمْ.
نشانههاى پرهيزكارى
سلام بر شما اى فرزندان رسول خدا من به حق شما شناسايى دارم
مُسْتَبْصِرٌ
بِشَأْنِكُمْ، مُعادٍ لِأَعْدآئِكُمْ، مُوالٍ لِأَوْلِيآئِكُمْ،
بِاَبى اَنْتُمْ وَاُمّى
و به شأن و مقامتان
بينايى كامل دارم دشمنم با دشمنانتان دوستم با دوستانتان پدر و مادرم
به فدايتان
صَلَواتُ
اللَّهِ عَلَيْكُمْ، اَللَّهُمَّ اِنّى اَتَوالى آخِرَهُمْ كَما
تَوالَيْتُ اَوَّلَهُمْ،
درود خدا بر شما خدايا
من دوست دارم آخرين ايشان را چنانچه دوست دارم نخستين آنها را
وَاَبْرَءُ
مِنْ كُلِّ وَليجَةٍ دُونَهُمْ، وَ اَكْفُرُ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ
وَاللّاتِ
و بيزارى جويم از هر
همدم باطل غير از ايشان و به جبت و طاغوت (مدعيان دروغين مقام ايشان) و
لات
وَالْعُزّى،
صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ يا مَوالِىَّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ
وَبَرَكاتُهُ، اَلسَّلامُ
و عزى كافرم درود خدا بر
شما اى سروران من و رحمت خدا و بركاتش سلام بر
عَلَيْكَ
يا سَيِّدَ الْعابِدينَ، وَسُلالَةَ الْوَصِيّينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ
يا باقِرَ عِلْمِ
تو اى بزرگ عابدان و
نژاد پاك اوصياء سلام بر تو اى شكافنده علم
النَّبِيّينَ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صادِقاً مُصَدَّقاً فِى الْقَوْلِ وَالْفِعْلِ،
يا مَوالِىَ
پيامبران سلام بر تو اى
راستگوى تصديق شده در گفتار و كردار اى سروران من
هذا
يَوْمُكُمْ وَهُوَ يَوْمُ الثُّلَثآءِ، وَاَنَا فيهِ ضَيْفٌ لَكُمْ
وَمُسْتَجيرٌ بِكُمْ
امروز كه روز سهشنبه
است روز شما است و من در اين روز مهمان شمايم و پناه جوى به شمايم پس
از من
فَاَضيفُونى
وَاَجيرُونى بِمَنْزِلَةِ اللَّهِ عِنْدَكُمْ، وَآلِ بَيْتِكُمُ
الطَّيِّبينَالطَّاهِرينَ
پذيرايى كنيد و پناهم
دهيد بدان مقامى كه خدا در نزد شما و خاندان پاك و پاكيزه شما دارد
روز چهارشنبه
به
اسم حضرت موسى بن جعفر و امام رضا و امام محمّد تقى و امام علىّ
النّقىّعليهم السلام است بگو در زيارت ايشان:
اَلسَّلامُ
عَلَيْكُمْ يا اَوْلِيآءَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا حُجَجَ
اللَّهِ،
سلام بر شما اى دوستان
خدا سلام بر شما اى حجتهاى خدا
اَلسَّلامُ
عَلَيْكُمْ يا نُورَ اللَّهِ فى ظُلُماتِ الْأَرْضِ، اَلسَّلامُ
عَلَيْكُمْ
سلام بر شما اى نور(هاى)
خدا در تاريكيهاى زمين سلام بر شما
صَلَواتُ
اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَعَلى آلِ بَيْتِكُمُ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ،
بِاَبى اَنْتُمْ
و درود خدا بر شما و بر
خاندان پاك و پاكيزهتان باد پدرم و
وَاُمّى
لَقَدْ عَبَدْتُمُ اللَّهَ مُخْلِصينَ، وَجاهَدْتُمْ فِى اللَّهِ حَقَّ
جِهادِهِ حَتّى
و مادرم به فداى شما كه
براستى شما خداى را از روى اخلاص پرستش كرديد و آنطور كه بايد و شايد
در راه خدا جهاد
اَتيكُمُ
الْيَقينُ، فَلَعَنَ اللَّهُ اَعْدآئَكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ
اَجَمْعَينَ، وَاَنَا اَبْرَءُ
كرديد تا مرگ به سراغ شما آمد پس خدا لعنت كند همه
دشمنانتان را از جن و انس و من به سوى خدااِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ
مِنْهُمْ، يا مَوْلاىَ يا اَبا اِبْراهيمَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ،
يامَوْلاىَ يا
و شما از ايشان بيزارى مىجويم اى سرور من اى ابا
ابراهيم - موسى بن جعفر - و اىمولاى من
اَبَا
الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ مُوسى، يا مَوْلاىَ يا اَبا جَعْفَرٍ
مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ،
اى ابالحسن - على بن موسى - و اى آقاى من اى ابا جعفر -
محمد بن على -
يا
مَوْلاىَ يا اَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ، اَنَا مَوْلىً
لَكُمْ، مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ
و اى مولاى من اى
اباالحسن - على بن محمد - من دوست شمايم ايمان به راز نهان
وَجَهْرِكُمْ،
مُتَضَيِّفٌ بِكُمْ فى يَوْمِكُمْ هذا وَهُوَ يَوْمُ الْأَرْبَعآءِ،
وَمُسْتَجيرٌ
و امر آشكار شما دارم و
خود را در اين روز كه روز چهارشنبه است به مهمانى
بِكُمْ
فَاَضيفُونى وَ اَجيرُونى بِالِ بَيْتِكُمُ الطَّيِّبينَ
الطَّاهِرينَ.
شما خواندهام و به شما
پناه آوردهام پس از من پذيرايى كنيد و پناهم دهيد به حق خاندان پاك و
پاكيزهتان
روز پنجشنبه
روز
حضرت امام حسن عسكرىعليه السلام است بگو در زيارت آن حضرت اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ يا
* * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * *
سلام بر
تو اى
وَلِىَّ
اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ وَخالِصَتَهُ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اِمامَ
ولى خدا سلام بر تو اى
حجت خدا و بنده خدا و بنده خالص او سلام بر تو اى پيشواى
الْمُؤْمِنينَ،
وَوارِثَ الْمُرْسَلينَ، وَحُجَّةَ رَبِّ الْعالَمينَ، صَلَّى اللَّهُ
عَلَيْكَ
مؤمنان و وارث فرستادگان
(خدا) و حجت پروردگار جهانيان درود خدا بر تو
وَعَلى
آلِ بَيْتِكَالطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ، يا مَوْلاىَ يا اَبا
مُحَمَّدٍ الْحَسَنَبْنَ عَلِىٍّ،
و بر خاندان پاك و پاكيزهات اى سرور من اى ابا محمد -
حسن بن على -
اَنَا
مَوْلىً لَكَ وَ لِالِ بَيْتِكَ، وَهذا يَوْمُكَ وَهُوَ يَوْمُ
الْخَميسِ، وَ اَنَا ضَيْفُكَ فيهِ، وَ
من دوست شما و خاندانت
هستم و امروز كه روز پنجشنبه است روز شما است و من در اين روز ميهمان
شمايم و
مُسْتَجيرٌ
بِكَ فيهِ، فَاَحْسِنْ ضِيافَتى وَاِجارَتى،بِحَقِّ آلِ بَيْتِكَ
الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ.
پناهنده
به شمايم پس نيكو از من پذيرايى كن و بخوبى پناهم ده به حق خاندان پاك
و پاكيزهات
روز جمعه
روز
حضرت صاحب الزّمان عليه السلام و بنام آن جناب است و همان روزى است كه
در آن روز ظهور
خواهد
فرمود بگو در زيارت آن حضرت: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ
فى اَرْضِهِ،
* * * * * * * *
* * * * * * * * *
سلام بر
تو اى حجت خدا در روى زمين
اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللَّهِ فى خَلْقِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
نُورَ اللَّهِ الَّذى يَهْتَدى
سلام بر تو اى ديدهبان
(يا ديده) خدا در ميان خلق سلام بر تو اى نور خدا كه راهجويان
بِهِ
الْمُهْتَدُونَ، وَيُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنينَ، اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ
بدان راهنمايى شوند و به
وسيله او از كار مؤمنان گشايش شود سلام بر تو اى پاك پروريده
الْخآئِفُ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِىُّ النَّاصِحُ، اَلسَّلامُ
عَلَيْكَ يا سَفينَةَ
ترسان (از دشمن) سلام بر تو اى سرپرست خيرخواه سلام بر
تو اى كشتى
النَّجاةِ،
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَيوةِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ
صَلَّىاللَّهُعَلَيْكَ وَعَلى آلِ
نجات سلام بر تو اى چشمه
حيات سلام بر تو باد درود خدا بر تو و بر خاندان
بَيْتِكَ
الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ
ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ
پاك و پاكيزهات باد
سلام بر تو خدا شتاب كند در وعده يارى
وَظُهُورِ
الْأَمْرِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يامَوْلاىَ، اَنَا مَوْلاكَ عارِفٌ
بِاُوليكَ وَاُخْريكَ،
تو
و پيروزى كارت سلام بر تو اى سرور من، و من دوست تو و بيناى به آغاز و
انجام كارت هستم
اَتَقَرَّبُ
اِلَى اللَّهِ تَعالى بِكَ وَبِآلِ بَيْتِكَ، وَاَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ،
وَظُهُورَ الْحَقِّ عَلى
و به سوى خداى تعالى بوسيله تو و خاندانت تقرب جويم و
منتظر ظهور تو و پيروزى حق بدست
يَدَيْكَ،
وَاَسْئَلُ اللَّهَ اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
وَاَنْ يَجْعَلَنى مِنَ
تو هستم و از خدا
مىخواهم كه درود فرستد بر محمد و آل محمد و مرا در زمره
الْمُنْتَظِرينَ
لَكَ وَالتَّابِعينَ وَالنَّاصِرينَ لَكَ عَلى اَعْدآئِكَ،
وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ
منتظران
و پيروان تو قرار دهد و در زمره ياوران تو در برابر دشمنانت و كسانى كه
در پيش رويت در ميان
يَدَيْكَ
فى جُمْلَةِ اَوْلِيآئِكَ، يا مَوْلاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ
اللَّهِ عَلَيْكَ
دوستانت شربت شهادت مىنوشند اى مولاى من اى صاحب
الزمان درود خدا بر تو
وَعَلى
آلِ بَيْتِكَ، هذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ يَوْمُكَ، الْمُتَوَقَّعُ
فيهِ ظُهُورُكَ، وَالْفَرَجُ
و بر خاندانت، امروز روز
جمعه است و آن روز تو است كه انتظار ظهور تو در آن روز و انتظار فرج
فيهِ
لِلْمُؤْمِنينَ عَلى يَدَيْكَ، وَقَتْلُ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ،
وَاَنَا يا مَوْلاىَ فيهِ
مؤمنان بدست
تووكشتاركافران بوسيله شمشير تو در اين روز مىرود و من اى آقاى من در
اين روز ميهمان تو و پناهندهات هستم
ضَيْفُكَ
وَجارُكَ، وَاَنْتَ يا مَوْلاىَ كَريمٌ مِنْ اَوْلادِ الْكِرامِ،
وَمَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ
و تو اى سرور من بزرگوارى از فرزندان بزرگواران هستى و
به ميهمان نوازى
وَالْإِجارَةِ،
فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ
بَيْتِكَ الطَّاهِرينَ.
و پناه دادن مأمورى پس مرا بنواز و پناهم ده درود خدا
بر تو و بر خاندان طاهرينت باد.
سيد
بن طاوُس گفته كه من بعد از اين زيارتمُتَمَثِّل مىشوم به اين شعر و
اشاره مىكنم به آن حضرت و مىگويم:
نَزيلُكَ
حَيْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِكابى
وَ ضَيْفُكَ حَيْثُ
كُنْتُ مِنَ الْبِلادِ
يعنىمنبرتونازلمىشومهركجاكهراحلهامروىآوردومراواردنمايدوميهمانتوهستمدرهركجا
كه باشم از شهرها.
فصل ششم در ذكر بعضى ازادعيه مشهوره
ازجمله
دعاى صباح حضرتاميرالمؤمنينعليه السلام وآن اين است:
اَللّهُمَّ
يامَنْ دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِب ِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ، وَسَرَّحَ
قِطَعَ الّلَيْلِ الْمُظْلِمِ بِغَياهِبِ
خدايا اى كسى كه بيرون
كشيد زبان صبحدم را به بيان تابناك آن و پراكنده ساخت پارههاى شب
تاريك را با آن تودههاى
تَلَجْلُجِهِ،
وَاَتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَكِ الدَّوَّارِ فى مَقاديرِ تَبَرُّجِهِ،
وَشَعْشَعَ ضِيآءَ
سياه
سرگردانى كه داشت و محكم ساخت ساختمان اين چرخ گردون را در
اندازههاوگردشهاىزيبايش و پرتو افكن ساخت
الشَّمْسِ
بِنُورِ تَاَجُّجِهِ، يا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ،
وَتَنَزَّهَ عَنْ مُجانَسَةِ
تابش خورشيد را با نور فروزان و گرم آن اى كه راهنمايى
كرد بر خودش به خودش و منزه است از هم جنسى (و مشابهت با)
مَخْلُوقاتِهِ،
وَجَلَّ عَنْ مُلائَمَةِ كَيْفِيَّاتِهِ، يامَنْ قَرُبَ مِنْ خَطَراتِ
الظُّنُونِ،
مخلوقاتش
و برتر است از سنخيت يا چگونگيهاى عالم خلقت اى كسى كه نزديك است به
گمانهايى كه (درباره او)
وَبَعُدَ
عَنْ لَحَظاتِ الْعُيُونِ، وَعَلِمَ بِما كانَ قَبْلَ اَنْ يَكُونَ، يا
مَنْ اَرْقَدَنى فى
بر دل خطور كند ولى دور است از چشم انداز ديدگان و
مىداند آنچه را شود پيش از شدنش اى كسى كه مرا در گهواره
مِهادِ
اَمْنِهِ وَاَمانِهِ، وَاَيْقَظَنى اِلى ما مَنَحَنى بِهِ مِنْ
مِنَنِهِ وَاِحْسانِهِ، وَكَفَ
آسايش و امنيت خود به خواب برد و براى استفاده از
نعمتها و بخششهاى بيدريغش كه به من ارزانى داشته بيدارم كرد و
اَكُفَّ
السُّوءِ عَنّى بِيَدِهِ وَسُلْطانِهِ، صَلِّ اللّهُمَّ عَلَى
الدَّليلِ اِلَيْكَ فِى اللَّيْلِ،
پنجههاى بدخواهان را بدست قدرت و سلطنت خويش از من
بازداشته درود فرست بر آن راهنماى به سوى تو در
الْأَلْيَلِ
وَالْماسِكِ مِنْاَسْبَابِكَ بِحَبْلِالشَّرَفِالْأَطْوَلِ،
وَالنَّاصِعِالْحَسَبِ فى ذِرْوَةِ
شب بسيار تار (جاهليت) و
آن كس كه در ميان اسباب و وسائل تو بلندترين ريسمان شرف را گرفت و آن
كس كه حسب پاك
الْكاهِلِ
الْأَعْبَلِ، وَالثَّابِتِ الْقَدَمِ عَلى زَحاليفِها فِى الزَّمَنِ
الْأَوَّلِ، وَعَلى الِهِ
و خالصش بر
بلندترينشانههاى مردان عالم قرار داشت و آن ثابت قدم بر روى
لغزشگاهها در آن زمان پيشين و بر خاندان
الْأَخْيارِ
الْمُصْطَفَيْنَ الْأَبْرارِ، وَافْتَحِ اللّهُمَّ لَنا مَصاريعَ
الصَّباحِ بِمَفاتيحِ
نيكوكار برگزيده خوش
كردارش و بگشا براى ما خدايا لنگههاى در بامدادان را به كليدهاى
الرَّحْمَةِ
وَالْفَلاحِ، وَاَلْبِسْنِى اللّهُمَّ مِنْ اَفْضَلِ خِلَعِ
الْهِدايَةِ وَالصَّلاحِ،
رحمت و رستگارى و
بپوشانم خدايا از بهترين خلعتهاى هدايت و شايستگى
وَاَغْرِسِ
اللّهُمَّ بِعَظَمَتِكَ فى شِرْبِ جَنانى يَنابيعَ الخُشُوعِ،
وَاَجْرِ اللّهُمَ
و بجوشان خدايا به عظمت
خويش در جويبار دلم چشمههاى خشوع و جارى ساز خدايا
لِهَيْبَتِكَ
مِنْ اماقى زَفَراتِ الدُّمُوعِ، وَاَدِّبِ اللّهُمَّ نَزَقَ
الْخُرْقِ مِنّى بِاَزِمَّةِ
براى هيبتت از گونههايم
مشكهاى اشك و ادب كن خدايا سبك مغزى و تندخويى مرا به مهارهاى
الْقُنُوعِ،
اِلهى اِنْ لَمْتَبْتَدِئْنِى الرَّحْمَةُ مِنْكَ بِحُسْنِ
التَّوْفيقِ فَمَنِ السَّالِكُ بى
قناعت (يا خوارى در سؤال) خدايا اگر در ابتدا رحمت تو
از روى حسن توفيق به سراغ من نمىآمد پس چه كسى
اِلَيْكَ
فى واضِحِ الطَّريقِ، وَاِنْ اَسْلَمَتْنى اَناتُكَ لِقآئِدِ
الْأَمَلِ وَالْمُنى فَمَنِ الْمُقيلُ
بود كه مرا در اين راه
روشن بسويت آرد و اگر حلم و بردبارى تو مرا بدست آرزو و ميل سركش سپارد
پس چه كسى
عَثَراتى
مِنْ كَبَواةِ الْهَوى، وَاِنْ خَذَلَنى نَصْرُكَ عِنْدَ مُحارَبَةِ
النَّفْسِ
لغزشهاى مرا از زمين
خوردنهاى هوا و هوس ناديده بگيرد و اگر در هنگام جنگ با نفس
وَالشَّيْطانِ
فَقَدْ وَكَلَنى خِذْلانُكَ اِلى حَيْثُ النَّصَبِ وَالْحِرْمانِ،
اِلهى
و شيطان يارى تو نباشد
مسلماً همان يارى نكردنت مرا بدست رنج و حرمان سپارد خدايا
اَتَرانى
مآ اَتَيْتُكَ اِلاَّ مِنْ حَيْثُ الْامالِ، اَمْ عَلِقْتُ بِاَطْرافِ
حِبالِكَ اِلاَّ حينَ
تو بخوبى مرا مىبينى كه
نزدت نيامدم جز از راه آرزوها (و آنها بود كه مرا به درگاهت آورد) يا
شده كه بسر رشتههاى فضل
باعَدَتْنى
ذُنُوبى عَنْ دارِ الْوِصالِ، فَبِئْسَ الْمَطِيَّةُ الَّتِى
امْتَطَتْ نَفْسى مِنْ
و كرمت چنگ زنم جز وقتى
كه گناهانم مرااز خانه وصال دور سازد
پسچهبدمركبىاستاينمركبهواوهوسكهنفسمنبر آن
هَواها،
فَواهاً لَها لِما سَوَّلَتْ لَها ظُنُونُها وَمُناها، وَتَبّاً لَها
لِجُرْاَتِها عَلى
سوار
شده پس واى بر اين نفس كه گمانهاى باطل و آرزوهاى بيجايش در نزد او
جلوه كرد و نابود باد كه بر
سَيِّدِها
وَمَوْليها، اِلهى قَرَعْتُ بابَ رَحْمَتِكَ بِيَدِ رَجآئى،
وَهَرَبْتُ اِلَيْكَ
آقا و مولاى خويش دليرى كرد خدايا من در رحمتت را بدست
اميدم كوبيدم و
لاجِئاً
مِنْ فَرْطِ اَهْوآئى، وَعَلَّقْتُ بِاَطْرافِ حِبالِكَ اَنامِلَ
وَلائى، فَاْصْفَحِ
از فرط هواهاى نفسانى به
حال پناهندگى بسوى تو گريختم و بندكردمبسررشتههاى كرمت انگشتان
دوستىام را پس درگذر
اللّهُمَّ
عَمَّا كُنْتُ اَجْرَمْتُهُ مِنْ زَلَلى وَخَطآئى، وَاَقِلْنى مِنْ
صَرْعَةِ [رِدآئى]
خدايا از جرمهايى كه من از روى لغزش و خطا كردم و نگاهم
دار از حمله بيماريم (كه دچار گشتهام)
فَاِنَّكَ
سَيِّدى وَ مَوْلاىَ وَمُعْتَمَدى وَرَجائى، وَاَنْتَ غايَةُ
مَطْلُوبى وَمُناىَ فى
زيرا كه تويى آقا و
مولايم و تكيهگاه و اميدم و تويى منتهاى خواسته و
مُنْقَلَبى
وَمَثْواىَ، اِلهى كَيْفَ تَطْرُدُ مِسْكيناً الْتَجَأَ اِلَيْكَ مِنَ
الذُّنُوبِ هارِباً،
آرمانم
در دنيا و عقبايم خدايا چگونه برانى از درگاهت بيچارهاى را كه در حال
فرار از گناهان به تو پناه آورده
اَمْ
كَيْفَ تُخَيِّبُ مُسْتَرْشِداً قَصَدَ اِلى جَنابِكَ ساعِياً، اَمْ
كَيْفَ تَرُدُّ ظَمْئانَ وَرَدَ
يا چگونه نوميد سازى راهجويى را كه شتابان آهنگ حضرت
تو را كرده يا چگونه بازگردانى تشنهاى را كه براى نوشيدن
اِلى
حِياضِكَ شارِباً، كَلاَّ وَحِياضُكَ مُتْرَعَةٌ فى ضَنْكِ الْمُحُولِ
وَبابُكَ
(آب)
بر سر حوضهاى تو آمده
نههرگزچنيننخواهىكردبااينكهحوضهاى(پرفيضت)درسختترينخشكساليها
لبريز است و
مَفْتُوحٌ
لِلطَّلَبِ وَالْوُغُولِ وَاَنْتَ غايَةُ الْمَسْئُولِ وَنِهايَةُ
الْمَاْمُولِ، اِلهى
در خانهات براى خواستن
و ورود در آن باز است و تويى انتهاى خواسته (خواستاران) و منتهاى آرزوى
(آرزومندان) خدايا
هذِهِ
اَزِمَّةُ نَفْسى عَقَلْتُها بِعِقالِ مَشِيَّتِكَ، وَهذِهِ اَعْبآءُ
ذُنُوبى دَرَاْتُها بِعَفْوِكَ
اين مهارهاى نفس من است
كه به پاى بند مشيت تو آنها را بستم و اين است بارهاى سنگين گناهانم كه
به اميد عفو
وَرَحْمَتِكَ،
وَهذِهِ اَهْوآئِىَ الْمُضِلَّةُ وَكَلْتُها اِلى جَنابِ لُطْفِكَ
وَرَاْفَتِكَ،
و رحمتت بر زمين نهادم و
اين است هوسهاى گمراه كنندهام كه به آستان لطف و مهرت
فَاجْعَلِ
اللّهُمَّ صَباحى هذا ناِزلاً عَلَىَّ بِضِيآءِ الْهُدى،
وَبِالسَّلامَةِ فِى
سپردم پس اى خدا اين
بامداد مرا چنان مقرر كن كه با انوار هدايت و سلامت در
الدّينِ
وَالدُّنْيا، وَمَسآئى جُنَّةً مِنْ كَيْدِ الْعِدى، وَوِقايَهً مِنْ
مُرْدِياتِ الْهَوى،
دين و دنيا بر من فرود
آيد و شامم را سپرى از نيرنگ خطرناك دشمنان و پناهگاهى از پرتگاههاى
هوا و هوس
اِنَّكَ
قادِرٌ عَلى ما تَشآءُ، تُؤتِى الْمُلْكَ مَنْ تَشآءُ، وَتَنْزِ عُ
الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشآءُ،
قرار ده كه تو بر هر چه
بخواهى توانايى ملك و سلطنت را به هر كه خواهى مىدهى و از هركه خواهى
برگيرى و
وَتُعِزُّ
مَنْ تَشآءُ، وَتُذِلُّ مَنْ تَشآءُ، بِيَدِكَ الْخَيْرُ اِنَّكَ عَلى
كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ،
عزت
دهى هر كه را خواهى و خوار كنى هر كه را خواهى همه خوبيها بدست تو است
و تو بر هر چيز
تُولِجُ
اللَيْلَ فى النَّهارِ، وَتُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّيْلِ،
وَتُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ،
توانايى شب را در روز
فرو برى و روز را در شب درآورى زنده را از مرده بيرون آورى و مرده را
وَتُخْرِجُ
الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِّ، وَتَرْزُقُ مَنْ تَشآءُ بِغَيْرِ حِسابٍ، لا
اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،
از زنده برون آرى و به
هر كه خواهى بىحساب روزى دهى معبودى جز تو نيست منزهى تو خدايا و
سُبْحانَكَ
اللّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، مَنْ ذايَعْرِفُقَدْرَكَفَلا يَخافُكَ،
وَمَن ذايَعْلَمُ ما اَنْتَ
حمد تو را گويم كيست كه
قدر تو را بشناسد و از تو نترسد و كيست كه بداند تو كيستى
فَلا
يَهابُكَ، اَلَّفْتَ بِقُدْرَتِكَ الْفِرَقَ، وَفَلَقْتَ بِلُطْفِكَ
الْفَلَقَ، وَاَنَرْتَ بِكَرَمِكَ
و از تو نهراسد تو با
قدرت خويش جداها را با هم جمع كردى و به لطف خويش سپيده دم را شكافتى و
دَياجِىَالْغَسَقِ،وَاَنْهَرْتَالْمِياهَمِنَالصُّمِالصَّياخيدِعَذْباًوَاُجاجاً،وَاَنْزَلْتَ
مِنَ
بكرم
خود تاريكيهاى شديد شب را روشن كردى و روان كردى آبهاى شيرين و شور را
از دل سنگهاى سخت و محكم و فرو ريختى از
الْمُعْصِراتِ
ماءً ثَجَّاجاً، وَجَعَلْتَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لِلْبَرِيَّةِ
سِراجاً وَهَّاجاً، مِنْ
ابرهاى فشرده آبى ريزان و فراوان، و قرار دادى خورشيد و
ماه را براى مردمان چراغى فروزان بدون آنكه
غَيْرِ
اَنْ تُمارِسَ فيمَا ابْتَدَاْتَ بِهِ لُغُوباً وَلا عِلاجاً، فَيا
مَنْ تَوَحَّدَ بِالْعِزِّ
در آنچه بدان آغاز كردى
(در آفرينش) دچار خستگى و تعب گردى يا به چارهجويى محتاج شوى اى آنكه
در عزت و
وَالْبَقآءِ،
وَقَهَرَ عِبادَهُ بِالْمَوْتِ وَالْفَناءِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ
وَآلِهِ الْاَتْقِيآءِ، وَاسْمَعْ
بقاء
يگانه است و بندگانش را بوسيله مرگ و نابودىمقهورخويشكرده درود فرست
بر محمدوخاندانپرهيزكارشوفرياد مرا
نِدآئى،
وَاسْتَجِبْ دُعآئى، وَحَقِّقْ بِفَضْلِكَ اَمَلى وَرَجآئى، يا
خَيْرَ مَنْ دُعِىَ
بشنو و دعايم را به اجابت مقرون ساز و به فضل خويش آرزو
و اميد مرا تثبيت كن اى بهترين كسى كه خوانده شدى
لِكَشْفِ
الضُّرِّ وَالْمَاْمُولِ لِكُلِّ عُسْرٍ وَيُسْرٍ، بِكَ اَنْزَلْتُ
حاجَتى، فَلا تَرُدَّنى
براى برطرف ساختن
گرفتارى و آرزو شدهاى براى هر سختى و آسانى فرود آوردم بار حاجتم را
بدرگاهت پس مرا
مِنْ
سَنِىِّ مَواهِبِكَ خآئِباً، ياكَريمُ ياكَريمُ ياكَريمُ، بِرَحْمَتِكَ
يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ،
از عطاياى عالى (و سنگين قيمت) خود نااميد باز مگردان
اى كريم اى كريم اى كريم به رحمت خود اى مهربانترين مهربانان
وَصَلَّى
اللَّهُ عَلى خَيْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعينَ. پس به
سجده برود و بگويد: اِلهى
و درود خدا بر بهترين آفريدگانش محمد و آل او همگى * *
* * * * * * * * * خدايا
قَلْبى
مَحْجُوبٌ وَنَفْسى مَعْيُوبٌ، وَعَقْلى مَغْلُوبٌ، وَهَوآئى
غالِبٌ، وَطاعَتى
دلم در پرده است و نفسم
معيوب و عقلم مغلوب است و هواى نفس بر من چيره است و طاعتم
قَليلٌ،
وَمَعْصِيَتى كَثيرٌ، وَلِسانى مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ، فَكَيْفَ
حيلَتى يا سَتَّارَ
اندك و گناهانم بسيار
است و زبانم به گناهان اقرار دارد پس چارهام چيست اى پرده پوش
الْعُيُوبِ
وَيا عَلاَّمَ الْغُيُوبِ وَيا كاشِفَ الْكُرُوبِ، اِغْفِرْ ذُنُوبى
كُلَّها بِحُرْمَةِ
عيبها و اى داناى ناديدنيها و اى برطرف كننده اندوهها
بيامرز همه گناهانم را به حرمت
مُحَمَّدٍ
وَآلِمُحَمَّدٍ، ياغَفَّارُ ياغَفَّارُ، ياغَفَّارُ بِرَحْمَتِكَ
يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
محمد و آل محمد اى آمرزش
پيشه اى بسيار آمرزنده اى بسيار آمرزنده به رحمتت اى مهربانترين
مهربانان
مؤلف
گويد: كه علامه مجلسى (ره) اين دعا را در كتاب دعاى بحار و در كتاب
صلوة با بيان ذكر نموده و فرموده كه اين دعا از ادعيه مشهوره است و من
در كتب معتبره آنرا نيافتم مگر در مصباح سيّدبن باقى رِضْوانُ اللَّهِ
عَلَيْهِ و نيز فرموده مشهور خواندن اين دعا است بعد از فريضه صبح و
سيّد بن باقى روايت كرده آنرا بعد از نافله صبح و بهر كدام عمل شود
خوب است.
دعاى كميل بن زيادرحمه الله
وآن
از ادعيه معروفه است وعلامه مجلسى(ره) فرموده كه آن بهترين دعاها است و
آن دعاى خضرعليه السلام است حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام آنرا تعليم
كميل كه از خواصّ اصحاب آن حضرت است فرموده در شبهاى نيمه شعبان و در
هر شب جمعه خوانده مىشود و براى كفايت از شرّ اعداء و فتح باب رزق و
آمرزش گناهان نافع است و شيخ و سيّد آنرا نقل نمودهاند و من آنرا از
مصباح المتهجّد نقل مىكنم و آن دعاء شريف اين است:
اَللّهُمَّ
اِنّى اَسْئَلُكَبِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ،
وَبِقُوَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ
خدايا من از تو
مىخواهمبحق آن رحمتت كه همه چيز را فرا گرفته و به آن نيرويت كه همه
چيز را بوسيله آن مقهور
بِها
كُلَّشَىْءٍ، وَخَضَعَ لَها كُلُّ شَىْءٍ، وَذَلَّ لَها كُلُّ
شَىْءٍ، وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ
خويش كردى و همه چيز در
برابر آن خاضع و همه در پيش آن خوار است و به جبروت تو كه بوسيله آن
چيره گشتى
بِها
كُلَّ شَىْءٍ، وَبِعِزَّتِكَ الَّتى لا يَقُومُ لَها شَىْءٌ،
وَبِعَظَمَتِكَ الَّتى مَلَأَتْ كُلَ
بر هر چيز و به عزتت كه
چيزى در برابرش نهايستد و به آن عظمت و بزرگيت كه پركرده هر
شَىْءٍ،وَبِسُلْطانِكَ
الَّذى عَلا كُلَّشَىْءٍ، وَبِوَجْهِكَ الْباقى بَعْدَ فَنآءِ
كُلِّشَىْءٍ،
چيز را و به آن سلطنت و
پادشاهيت كه بر هر چيز برترى گرفته و به ذات پاكت كه پس از نابودى هر
چيز
وَبِأَسْمائِكَ
الَّتى مَلَأَتْ اَرْكانَ كُلِّشَىْءٍ، وَبِعِلْمِكَ الَّذى اَحاطَ
بِكُلِّشَىْءٍ، وَبِنُورِ
باقى است و به نامهاى
مقدست كه اساس هر موجودى را پركرده و به آن علم و دانشت كه احاطه يافته
به هر چيز و به نور
وَجْهِكَ
الَّذى اَضآءَ لَهُ كُلُّشىْءٍ، يا نُورُ يا قُدُّوسُ، يا اَوَّلَ
الْأَوَّلِينَ، وَيا اخِرَ
ذاتت كه روشن شد در
پرتوش هر چيز اى نور حقيقى و اى منزه از هر عيب اى آغاز موجودات اولين
و اى پايان
الْأخِرينَ،
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ،
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ
آخرين خدايا بيامرز
برايم آن گناهانى را كه پردهها را بدرد خدايا بيامرز برايم آن
الذُّنُوبَ
الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ
الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ، اَللّهُمَ
گناهانى را كه عقاب و
كيفرها را فرو ريزد خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه نعمتها را
تغيير دهد
اغْفِرْ
لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعآءَ،اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ
الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ
خدايا بيامرز برايم آن
گناهانى را كه از (اجابت) دعا جلوگيرى كند خدايا بيامرز برايم آن
گناهانى را كه بلا نازل كند
الْبَلاءَ،
اَللّهُمَّ اغْفِرْلى كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ خَطيئَةٍ
اَخْطَاْتُها، اَللّهُمَ
خدايا
بيامرز برايم هر گناهى كه كردهام و هر خطايى كه از من سر زده
اِنّى
اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ، وَاَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلى نَفْسِكَ،
وَاَسْئَلُكَ بِجُودِكَ اَنْ
خدايا من به سوى تو تقرب
جويم بوسيله ذكر تو و شفيع آورم بدرگاهت خودت را و به جود و كرمت از تو
مىخواهم كه
تُدْنِيَنىمِنْقُرْبِكَ،
وَاَنْ تُوزِعَنى شُكْرَكَ، وَاَنْ تُلْهِمَنى ذِكْرَكَ، اَللّهُمَّ
اِنّى اَسْئَلُكَ
مرا به مقام قرب خويش
نزديك سازى و شكر و سپاسگذاريت را بر من روزى كنى و ذكر خود را به من
الهام كنى خدايا از تو
سُؤالَ
خاضِع ٍ مُتَذَلِّل ٍ خاشِع ٍ، اَنْ تُسامِحَنى وَتَرْحَمَنى،
وَتَجْعَلَنى بِقَِسْمِكَ
درخواستمىكنمدرخواستشخصفروتنخوارترسانكهبر من آسانگيرى
وبهمنرحمكنىومرابهآنچهبرايمقسمت كردهاى
راضِياً
قانِعاً، وَفى جَميعِ الْأَحْوالِ مُتَواضِعاً، اَللّهُمَّ
وَاَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ
راضى و قانعم سازى و در
تمام حالات فروتنم كنى خدايا از تو درخواست كنم درخواست كسى كه سخت
اشْتَدَّتْ
فاقَتُهُ، وَاَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدآئِدِ حاجَتَهُ، وَعَظُمَ فيما
عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ،
فقير و بىچيز شده و
خواستهاش را هنگام سختيها پيش تو آورده و اميدش بدانچه نزد تو است
بسيار بزرگ است
اَللّهُمَّ
عَظُمَ سُلْطانُكَ، وَعَلا مَكانُكَ، وَخَفِىَ مَكْرُكَ، وَظَهَرَ
اَمْرُكَ،
خدايا سلطنت و پادشاهيت
بس بزرگ و مقامت بسى بلند است مكر و تدبيرت در كارها پنهان و امر و
فرمانت آشكار است
وَغَلَبَ
قَهْرُكَ، وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ، وَلا يُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ
حُكُومَتِكَ، اَللّهُمَّ لا
قهرت
غالب و قدرت و نيرويت نافذ است و گريز از تحت حكومت تو ممكن نيست خدايا
نيابم
اَجِدُ
لِذُنُوبى غافِراً، وَلالِقَبائِحى ساتِراً، وَلالِشَىْءٍ مِنْ
عَمَلِىَ الْقَبيحِ
براى گناهانم آمرزندهاى
و نه براى كارهاى زشتم پردهپوشى و نه كسى را كه عمل زشت
بِالْحَسَنِ
مُبَدِّلاً غَيْرَكَ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، سُبْحانَكَ وَبِحَمْدِكَ
ظَلَمْتُ نَفْسى،
مرا به كار نيك تبديل
كند جز تو، نيست معبودى جز تو منزهى تو و به حمد تو مشغولم من به
خويشتن
وَتَجَرَّأْتُ
بِجَهْلى، وَسَكَنْتُ اِلى قَديمِ ذِكْرِكَ لى، وَمَنِّكَ عَلَىَّ،
اَللّهُمَ
ستم كردم و در اثر
نادانيم دليرى كردم و به اينكه هميشه از قديم به ياد من بوده وبر من
لطف و بخشش داشتى آسوده خاطرنشستم اى خدا
مَوْلاىَ
كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ، وَكَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ
اَقَلْتَهُ، وَكَمْ مِنْ عِثارٍ
اى مولاى من چه بسيار
زشتيها كه از منپوشاندى و چه بسيار بلاهاى سنگين كه از من بازگرداندى
و چه بسيار لغزشها
وَقَيْتَهُ،
وَكَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ، وَكَمْ مِنْ ثَنآءٍ جَميلٍ لَسْتُ
اَهْلاً لَهُ
كه از آن نگهم داشتى و
چه بسيار ناراحتيها كه از من دور كردى و چه بسيار مدح و ثناى خوبى
كهمنشايستهاشنبودمو تو آن را
نَشَرْتَهُ،
اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلائى، وَاَفْرَطَ بى سُوءُ حالى، وَقَصُرَتْ
بى اَعْمالى،
منتشر ساختى خدايا بلاى من بسى بزرگ است و بدى حالم از
حد گذشته و اعمالم نارسا است
وَقَعَدَتْ
بى اَغْلالى، وَحَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ اَمَلى،
وَخَدَعَتْنِى الدُّنْيا
و زنجيرهاى علايق مرا
خانهنشين و آرزوهاى دور و دراز مرا از رسيدن به منافعم بازداشته و
دنيا با ظواهر
بِغُرُورِها،
وَنَفْسى بِجِنايَتِها وَمِطالى، يا سَيِّدى فَاَسْئَلُكَ
بِعِزَّتِكَ اَنْ لا يَحْجُبَ
فريبندهاش مرا گول زد و
نفسم بوسيله جنايتش و به مسامحه گذراندم اى آقاى من پس از تو مىخواهم
به عزتت كه بدى رفتار و كردار
عَنْكَ
دُعآئى، سُوءُ عَمَلى وَفِعالى، وَلا تَفْضَحْنى بِخَفِىِّ مَا
اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ
من
دعايم را از اجابتت جلوگيرى نكند و رسوا نكنى مرا به آنچه از اسرار
پنهانى من
سِرّى،
وَلا تُعاجِلْنى بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ فى خَلَواتى،
مِنْ سُوءِ فِعْلى
اطلاع دارى و شتاب نكنى در عقوبتم براى رفتار بد و
كارهاى بدى كه در خلوت انجام دادم
وَاِسآئَتى،
وَدَوامِ تَفْريطى وَجَهالَتى، وَكَثْرَةِ شَهَواتى وَغَفْلَتى، وَ
كُنِ اللَّهُمَ
و ادامه دادنم به تقصير
و نادانى و زيادى شهوترانى و بىخبريم و خدايا
بِعِزَّتِكَ
لى فى كُلِّ الْأَحْوالِ رَؤُفاً، وَعَلَىَّ فى جَميعِ الْأُمُورِ
عَطُوفاً، اِلهى
به عزتت سوگند كه در تمام احوال نسبت به من مهربان باش
و در تمام امور بر من عطوفت فرما اى معبود من و
وَرَبّى
مَنْ لى غَيْرُكَ، اَسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّى وَالنَّظَرَ فى اَمْرى،
اِلهى
اى پروردگار من جز تو كه
را دارم كه رفع گرفتارى و توجه در كارم را از او درخواست كنم اى خداى
من و
وَمَوْلاىَ
اَجْرَيْتَ عَلَىَّ حُكْماً اِتَّبَعْتُ فيهِ هَوى نَفْسى، وَلَمْ
اَحْتَرِسْ فيهِ مِنْ
اى مولاى من تو بر من حكمى را مقرر داشتى كه در اجراى
آن پيروى هواى نفسم را كردم و از فريبكارى دشمنم در اين باره
تَزْيينِ
عَدُوّى، فَغَرَّنى بِما اَهْوى، وَاَسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ
الْقَضآءُ، فَتَجاوَزْتُ
نهراسيدم پس او هم طبق
دلخواه خويش گولم زد و قضا (و قدر) هم با او كمككردودراثر همين ماجراى
شومى كه بر سرم آمد
بِما
جَرى، عَلَىَّ مِنْ ذلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ، وَخالَفْتُ بَعْضَ
اَوامِرِكَ، فَلَكَ
نسبت
به پارهاى از حدود و احكامت تجاوز كردم و در برخى از دستوراتت راه
مخالفت را پيمودم پس در تمام آنچه
الْحَمْدُ
عَلَىَّ فى جَميعِ ذلِكَ، وَلا حُجَّةَ لى فيما جَرى عَلَىَّ فيهِ
قَضآؤُكَ،
پيش آمده تو را ستايش
مىكنم و اكنون از حكمى كه درباره كيفر من جارى گشته و قضا و آزمايش تو
وَاَلْزَمَنى
حُكْمُكَ وَبَلآؤُكَ، وَقَدْ اَتَيْتُكَ يا اِلهى بَعْدَ تَقْصيرى
وَاِسْرافى
مرا
بدان ملزم ساخته حجت و برهانى ندارم و اينك اى معبود من در حالى به
درگاهت آمدهام كه دربارهات كوتاهى كرده و
عَلى
نَفْسى، مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقيلاً، مُسْتَغْفِراً
مُنيباً، مُقِرّاً مُذْعِناً
بر خودزيادهروىنمودهو
عذرخواه و پشيمان و دلشكسته و پوزشجو و آمرزش طلب و بازگشت كنان و به
گناه خويش اقرار و اذعان و
مُعْتَرِفاً،
لااَجِدُ مَفَرّاًمِمَّا كانَ مِنّى، وَلا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ
اِلَيْهِ فى اَمْرى، غَيْرَ قَبُولِكَ
اعتراف دارم و راه گريزى
از آنچه از من سر زده نيابم و پناهگاهى كه بدان رو آورم در كار خويش
ندارم جز اينكه
عُذْرى،
وَاِدْخالِكَ اِيَّاىَ فى سَعَةِ رَحْمَتِكَ، اَللّهُمَّ فَاقْبَلْ
عُذْرى، وَارْحَمْ
تو عذرم بپذيرى و مرا در فراخناى رحمتت درآورى پس اى
خداى من عذرم بپذير و بر سختپريشانيم رحم كن
شِدَّةَ
ضُرّى، وَفُكَّنى مِنْ شَدِّ وَثاقى، يارَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ
بَدَنى، وَرِقَّةَ جِلْدى،
و از بند سخت گناهانم
رهائيم ده اى پروردگار من بر ناتوانى بدنم و نازكى پوست تنم
وَدِقَّةَ
عَظْمى، يا مَنْ بَدَءَ خَلْقى وَذِكْرى، وَتَرْبِيَتى وَبِرّى
وَتَغْذِيَتى، هَبْنى
و باريكى استخوانم رحم
كن اى كسى كه آغاز كردى به آفرينش
منوبهيادمنوبپرورشموبهاحسانوخوراك دادنم اكنون به همان بزرگوارى
و
لِابْتِدآءِ
كَرَمِكَ، وَسالِفِ بِرِّكَ بى، يا اِلهى وَسَيِّدى وَرَبّى،
اَتُراكَ
كرم نخستت و سابقه
احسانى كه به من داشتى مرا ببخش اى معبود من و اى آقاى من و اى
پروردگارم آيا تو به راستى
مُعَذِّبىبِنارِكَ
بَعْدَ تَوْحيدِكَ، وَبَعْدَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ قَلْبى مِنْ
مَعْرِفَتِكَ، وَلَهِجَ بِهِ
چنانى
كه مرا به آتش عذاب كنى پس از اينكه به يگانگيت اقرار دارم و دلم به
نور معرفتت آباد گشته و
لِسانى
مِنْ ذِكْرِكَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَميرى مِنْ حُبِّكَ، وَبَعْدَ صِدْقِ
اعْتِرافى
زبانم
به ذكر تو گويا شده و نهادم به دوستى تو پيوند شده و پس از اعتراف
صادقانه و
وَدُعآئى
خاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ، هَيْهاتَ اَنْتَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ
تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ، اَوْ
دعاى خاضعانهام به مقام
بندهپرورى و ربوبيتت؟ بسيار دور است! تو بزرگوارتر از آنى كه از نظر
دور دارى كسى را كه خود پروريدهاى يا
تُبْعِدَ
مَنْ اَدْنَيْتَهُ، اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَيْتَهُ، اَوْ تُسَلِّمَ
اِلَى الْبَلآءِ مَنْ كَفَيْتَهُ
دور
گردانى كسى را كه خود نزديكش كرده يا تسليم بلا و گرفتارى كنى كسى را
كه خود سرپرستى كرده
وَرَحِمْتَهُ،
وَلَيْتَ شِعْرى يا سَيِّدى وَاِلهى وَمَوْلاىَ، اَتُسَلِّطُ
النَّارَ عَلى
و به لطف پروريدهاى و
كاش مىدانستم اى آقا و معبود و مولايم آيا چيره مىكنى آتش دوزخ را بر
وُجُوهٍ
خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً، وَعَلى اَلْسُنٍ نَطَقَتْ
بِتَوْحيدِكَ صادِقَةً،
چهرههايى كه در برابر عظمتت به سجده افتاده و بر
زبانهايى كه صادقانه به يگانگيت گويا شده و سپاسگزارانه
وَبِشُكْرِكَ
مادِحَةً، وَعَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً،
وَعَلى ضَمآئِرَ حَوَتْ
به شكرت باز شده و بر
دلهايى كه از روى يقين به خدائيت اعتراف كردهاند و بر نهادهايى كه
مِنَ
الْعِلْمِ بِكَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً، وَعَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى
اَوْطانِ
علم و معرفتت آنها را
فرا گرفته تا به جايى كه در برابرت خاشع گشته و بر اعضاء و جوارحى كه
مشتاقانه به پرستشگاهايت
تَعَبُّدِكَ
طآئِعَةً، وَاَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً، ما هكَذَا الظَّنُّ
بِكَ، وَلا
شتافته و با حال اقرار
به گناه جوياى آمرزش تو هستند چنين گمانى به تو نيست و
اُخْبِرْنا
بِفَضْلِكَ عَنْكَ يا كَريمُ يا رَبِّ، وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ
قَليلٍ مِنْ بَلاءِ
از فضل تو چنين خبرى به
ما نرسيده اى خداى كريم اى پروردگار من و تو ناتوانى مرا در مقابل
اندكى از بلاى
الدُّنْيا
وَعُقُوباتِها، وَمايَجْرى فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اَهْلِها،
عَلى اَنَّ ذلِكَ
دنيا و كيفرهاى ناچيز آن
و ناملايماتى كه معمولاً بر اهل آن مىرسد مىدانى در صورتىكه اين
بَلاءٌ
وَمَكْرُوهٌ قَليلٌ مَكْثُهُ، يَسيرٌ بَقآئُهُ، قَصيرٌ مُدَّتُهُ،
فَكَيْفَ احْتِمالى لِبَلاءِ
بلا و ناراحتى دوامش كم
است و دورانش اندك و مدتش كوتاه است
الْاخِرَةِ،
وَجَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها، وَهُوَ بَلاءٌ
آخرت و آن ناملايمات
بزرگ را در آنجا دارم در صورتىكه آن بلا
تَطُولُ
مُدَّتُهُ، وَيَدُومُ مَقامُهُ، وَلا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ،
لِأَنَّهُ لا يَكُونُ اِلاَّ عَنْ
مدتش طولانى و دوامش
هميشگى است و تخفيفى براى مبتلايان به آن نيست زيرا آن بلا از
غَضَبِكَ
وَاْنتِقامِكَ وَسَخَطِكَ، وَهذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ
وَالْاَرْضُ،
خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته و آن هم چيزى است
كه آسمانها و زمين
يا
سَيِّدِى، فَكَيْفَ لى وَاَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ
الْحَقيرُ الْمِسْكينُ
تاب تحمل آن را ندارند اى آقاى من تا چه رسد به من بنده
ناتوان خوار ناچيز مستمند بيچاره!
الْمُسْتَكينُ،
يا اِلهى وَرَبّى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ لِأَىِّ الْأُمُورِ
اِلَيْكَ اَشْكُو،
اى معبود و پروردگار و
آقا و مولاى من آيا براى كداميك از گرفتاريهايم به تو شكايت كنم
وَلِما
مِنْها اَضِجُّ وَاَبْكى، لِأَليمِالْعَذابِ وَشِدَّتِهِ، اَمْ
لِطُولِ الْبَلاءِ وَمُدَّتِهِ،
و براى كداميك از آنها
شيون و گريهكنم؟ آيا براى عذاب دردناك و سخت يا براى بلاى طولانى و
مديد
فَلَئِنْ
صَيَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِكَ، وَجَمَعْتَ بَيْنى
وَبَيْنَ اَهْلِ بَلائِكَ،
پس
اگر بنا شود مرا بخاطر كيفرهايم در زمره دشمنانت اندازى و مرا با
گرفتاران در بلا
وَفَرَّقْتَبَيْنىوَبَيْنَاَحِبَّآئِكَ
وَاَوْليآئِكَ، فَهَبْنى يا اِلهى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ وَرَبّى،
و عذابت در يكجا گردآورى
و ميان من و دوستانت جدايى اندازى گيرم كه اى معبود و آقا و مولا و
پروردگارم من بر عذاب تو
صَبَرْتُ
عَلى عَذابِكَ، فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ، وَهَبْنى صَبَرْتُ
عَلى حَرِّ
صبر كنم اما چگونه بر دورى از تو طاقت آورم و گيرم كه
اى معبود من حرارت
نارِكَ
فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ، اَمْ كَيْفَ
اَسْكُنُ فِى النَّارِ
آتشت را تحمل كنم اما
چگونه چشم پوشيدن از بزرگواريت را بر خود هموار سازم يا چگونه در ميان
آتش
وَرَجآئى
عَفْوُكَ، فَبِعِزَّتِكَ يا سَيِّدى وَمَوْلاىَ اُقْسِمُ صادِقاً،
لَئِنْ تَرَكْتَنى
بمانم با اينكه اميد عفو
تو را دارم پس به عزتت سوگند اى آقا و مولاى من براستى سوگند مىخورم
كه اگر زبانم را
ناطِقاً،
لَأَضِجَّنَّ اِلَيْكَ بَيْنَ اَهْلِها ضَجيجَ الْأمِلينَ،
وَلَأَصْرُخَنَّ اِلَيْكَ صُراخَ
در
آنجا بازبگذارى حتماً در ميان دوزخيان شيون را بسويت سر دهم شيون اشخاص
آرزومند و مسلماً چون فريادرس
الْمَسْتَصْرِخينَ،
وَلَاَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكآءَ الْفاقِدينَ، وَلَأُنادِيَنَّكَ
اَيْنَ كُنْتَ يا
خواهان به درگاهت فرياد
برآرم و قطعاً مانند عزيز گمگشتگان بر دورى تو گريه و زارى كنم و با
صداى بلند تو را مىخوانم و مىگويم كجايى
وَلِىَّ
الْمُؤْمِنينَ، يا غايَةَ امالِ الْعارِفينَ، ياغِياثَ
الْمُسْتَغيثينَ، يا حَبيبَ
اى يار و نگهدار مؤمنان
اى منتهاى آرمان عارفان اى فريادرس درماندگان اى محبوب
قُلُوبِالصَّادِقينَ،
وَيااِلهَ الْعالَمينَ، اَفَتُراكَ سُبْحانَكَ يا اِلهى وَبِحَمْدِكَ،
تَسْمَعُ
دل راستگويان و اى حيران
كننده عالميان آيا براستى چنان مىبينى اى منزه و معبودم كه به ستايشت
مشغولم كه بشنوى
فيها
صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فيها بِمُخالَفَتِهِ، وَذاقَ طَعْمَ
عَذابِها بِمَعْصِيَتِهِ،
در آن آتش صداى بنده
مسلمانى را كه در اثر مخالفتش در آنجا زندانى شده و مزه عذاب آتش را به
خاطر نافرمانيش
وَحُبِسَ
بَيْنَاَطْباقِهابِجُرْمِهِ وَجَريرَتِهِ، وَهُوَ يَضِجُّ اِلَيْكَ
ضَجيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ،
چشيده و در ميان طبقات
دوزخ به واسطه جرم و جنايتش گرفتار شده و در آن حال به درگاهت شيون كند
شيون شخصى كه آرزومند رحمت
وَيُناديكَ
بِلِسانِ اَهْلِ تَوْحيدِكَ، وَيَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ،
يا مَوْلاىَ
تو است و به زبان
يگانهپرستان تو را فرياد زند و به بنده پروريت متوسل گردد اى مولاى
من
فَكَيْفَ
يَبْقى فِى الْعَذابِ وَهُوَ يَرْجُوا ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ، اَمْ
كَيْفَ تُؤْلِمُهُ
پس چگونه در عذاب بماند
با اينكه به بردبارى سابقه دارت چشم اميد دارد يا چگونه
النَّارُ
وَهُوَ يَأْمَلُ فَضْلَكَ وَرَحْمَتَكَ، اَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ
لَهيبُها وَاَنْتَ تَسْمَعُ
آتش او را بيازارد با
اينكه آرزوى فضل و رحمت تو را دارد يا چگونه شعله آتش او را بسوزاند با
اينكه تو صدايش را بشنوى
صَوْتَهُ
وَتَرى مَكانَهُ، اَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفيرُها وَاَنْتَ
تَعْلَمُ ضَعْفَهُ، اَمْ
و جايش را ببينى يا
چگونه شرارههاى آتش او را دربرگيرد با اينكه تو ناتوانيش دانى يا
كَيْفَ
يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ اَطْباقِها وَاَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ، اَمْ
كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِيَتُها وَهُوَ
چگونه در ميان طبقات آتش
دست و پا زند با اينكه تو صدق و راستگوئيش را دانى يا چگونه موكلان
دوزخ او راباتندىبرانندبااينكه تو را به
يُناديكَ
يا رَبَّهُ، اَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فى عِتْقِهِ مِنْها
فَتَتْرُكُهُ فيها، هَيْهاتَ
پروردگارى
بخواندياچگونه ممكن استكهاميدفضلتورادرآزادىخويشداشته باشد ولى
تو او را به حال خود واگذارى چه بسيار از تو دور است
ما
ذلِكَ الظَّنُبِكَ،وَلَاالْمَعْرُوفُمِنْفَضْلِكَ، وَلا مُشْبِهٌ
لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدينَ
و چنين گمانى به تو نيست
و فضل تو اينسان معروف نيست و نه شباهت با رفتار تو نسبت به
يگانهپرستان دارد
مِنْ
بِرِّكَ وَاِحْسانِكَ، فَبِالْيَقينِ اَقْطَعُ لَوْ لا ما حَكَمْتَ
بِهِ مِنْ تَعْذيبِ
با
آن نيكى و احسانت كه نسبت بدانها دارى و من بطور قطع مىدانم كه اگر
فرمان تو در معذب ساختن
جاحِديكَ،
وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ مُعانِديكَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ
كُلَّها بَرْداً
منكرانت صادر نشده بود و
حكم تو به هميشه ماندن در عذاب براى دشمنانت در كار نبود حتماً آتش
دوزخ را هر چه بود به تمامى سرد
وَسَلاماً،
وَما كانَ لِأَحَدٍ فيها مَقَرّاً وَلا مُقاماً، لكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ
اَسْمآؤُكَ،
و
سالم مىكردى و هيچكس در آن منزل و مأوا نداشت ولى تو اى خدايى كه تمام
نامهايت مقدس است
اَقْسَمْتَ
اَنْ تَمْلَأَها مِنَ الْكافِرينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ
اَجْمَعينَ، وَاَنْ تُخَلِّدَ فيهَا
سوگند ياد كردهاى كه
دوزخ را از كافران از پريان و آدميان پركنى و دشمنانت را براى هميشه در
آن جا دهى و تو كه
الْمُعانِدينَ،
وَاَنْتَ جَلَّ ثَناؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ
بِالْإِنْعامِ مُتَكَرِّماً،
حمد ثنايت برجسته است در
ابتداء بدون سابقه فرمودى و به اين انعام از روى بزرگوارى تفضل كردى
«اَفَمَنْ
كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً، لا يَسْتَوُونَ» اِلهى
وَسَيِّدى فَاَسْئَلُكَ
(كه
فرمودى) «آيا كسىكه مؤمن است مانند كسى است كه فاسق است؟ نه يكسان
نيستند» اى معبود من و اى آقاى
بِالْقُدْرَةِ
الَّتى قَدَّرْتَها، وَبِالْقَضِيَّةِ الَّتى حَتَمْتَها
وَحَكَمْتَها، وَغَلَبْتَ مَنْ
من بحق آن نيرويى كه
مقدرش كردى و به فرمانى كه مسلمش كردى و صادر فرمودى
عَلَيْهِ
اَجْرَيْتَها، اَنْ تَهَبَ لى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ وَفى هذِهِ
السَّاعَةِ، كُلَّ جُرْمٍ
و بر هر كس آن را اجرا
كردى مسلط گشتى از تو مىخواهم كه ببخشى بر من در اين شب و در اين ساعت
هر جرمى را
اَجْرَمْتُهُ،
وَكُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ قَبِيحٍ اَسْرَرْتُهُ، وَكُلَّ
جَهْلٍ عَمِلْتُهُ، كَتَمْتُهُ
را كه مرتكب شدهام و هر
گناهى را كه از من سرزده و هر كار زشتى را كه پنهان كردهام و هر
نادانى كه كردم چه كتمان كردم
اَوْ
اَعْلَنْتُهُ اَخْفَيْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ، وَكُلَّ سَيِّئَةٍ
اَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْكِرامَ الْكاتِبينَ،
و چه آشكار چه پنهان
كردم و چه در عيان و هر كار بدى را كه به نويسندگان گراميت دستور
يادداشت كردنش را دادى همان نويسندگانى
الَّذينَ
وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما يَكُونُ مِنّى، وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً
عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى،
كه آنها را موكل بر ثبت اعمال من كردى و آنها را به
ضميمه اعضاء و جوارحم گواه بر من كردى
وَكُنْتَ
اَنْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَرآئِهِمْ، وَالشَّاهِدَ لِما خَفِىَ
عَنْهُمْ، وَبِرَحْمَتِكَ
و اضافه بر آنها خودت
نيز مراقب من بودى و گواه اعمالى بودى كه از ايشان پنهان مىماند
والبتهبهواسطهرحمتت بود كه آنها را
اَخْفَيْتَهُ
وَبِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ، وَاَنْ تُوَفِّرَ حَظّى مِنْ كُلِّ خَيْرٍ
اَنْزَلْتَهُ، اَوْ اِحْسانٍ
پنهان داشتى و از روى
فضل خود پوشاندى و نيز خواهم كه بهرهام را وافر و سرشار
گردانىازهرخيرىكهفروريزى يا احسانى
فَضَّلْتَهُ،
اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ، اَوْرِزْقٍ بَسَطْتَهُ، اَوْذَنْبٍ تَغْفِرُهُ،
اَوْخَطَأٍتَسْتُرُهُ، يا رَبِّ
كه بفرمائى يا نيكيهايى
كه پخش كنى يا رزقى كه بگسترانى يا گناهى كه بيامرزى يا خطايى كه
بپوشانى پروردگارا
يارَبِّ
يارَبِّ، يااِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ وَمالِكَ
رِقّى،يامَنْبِيَدِهِ ناصِيَتى
پروردگارا پروردگارا اى
معبود من اى آقا و مولايم و اى مالك من اى كسىكه اختيارم بدست او است
اى داناى بر پريشانى و
ياعَليماً
بِضُرّى وَمَسْكَنَتى، ياخَبيراً بِفَقْرى وَفاقَتى، يارَبِّ
يارَبِّ يا رَبِّ،
بىنوائيم اى آگه از
بىچيزى و نداريم پروردگارا، پروردگارا پروردگارا
اَسْئَلُكَ
بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ، وَاَعْظَمِ صِفاتِكَ وَاَسْمآئِكَ، اَنْ
تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ
از تو مىخواهم به حق
خودت و به ذات مقدست و به بزرگترين صفات و اسمائت كه اوقاتم را در
اللَّيْلِ
وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً، وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً،
وَاَعْمالى عِنْدَكَ
شب
و روز به ياد خودت معمور و آباد گردانى و به خدمتت پيوسته دارى و
اعمالم را
مَقْبُولَةً،
حَتّى تَكُونَ اَعْمالى وَاَوْرادى كُلُّها وِرْداً واحِداً،
وَحالى فى
مقبول درگاهت گردانى تا
اعمال و گفتارم همه يك جهت براى تو باشد و حالم هميشه در
خِدْمَتِكَ
سَرْمَداً، يا سَيِّدى يا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلى، يا مَنْ اِلَيْهِ
شَكَوْتُ اَحْوالى،
خدمت تو مصروف گردد اى
آقاى من اى كسى كه تكيهگاهم او است اى كسىكه شكايت احوال خويش به
درگاه او برم
يا
رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ، قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَ جَوارِحى، وَاشْدُدْ
عَلَى الْعَزيمَةِ
پروردگارا
پروردگارا پروردگارا نيرو ده بر انجام خدمتت اعضاى مرا و دلم را براى
عزيمت
جَوانِحى،
وَهَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْيَتِكَ، وَالدَّوامَ فِى الْإِتِّصالِ
بِخِدْمَتِكَ،
به سويت محكم گردان و به
من حَتّى
حَتّى
اَسْرَحَ اِلَيْكَعطا فرما تا تن و جان را
فى
مَيادينِ السَّابِقينَ، وَاُسْرِعَ اِلَيْكَ فِى الْبارِزينَ،
وَاَشْتاقَ اِلى
در ميدانهاى پيشتازان
بسويت برانم و در زمره شتابندگان بسويت بشتابم و در صف مشتاقان اشتياق
قُرْبِكَ
فِى الْمُشْتاقينَ، وَاَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصينَ،
وَاَخافَكَ مَخافَةَ
تقربت را جويم و چون
نزديك شدن مخلصان به تو نزديك گردم و چون يقين كنندگان از تو بترسم
الْمُوقِنينَ،
وَاَجْتَمِعَ فى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ، اَللّهُمَّ وَمَنْ
اَرادَنى
و در جوار رحمتت با
مؤمنان در يكجا گرد آيم خدايا هر كه بد مرا خواهد
بِسُوءٍ
فَاَرِدْهُ، وَمَنْ كادَنى فَكِدْهُ وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ
عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ،
بدش را بخواه و هر كه به
من مكر كند به مكر خويش دچارش كن و نصيبم را پيش خود بهتر از ديگر
بندگانت قرار ده
وَاَقْرَبِهِمْ
مَنْزِلَةً مِنْكَ، وَاَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ، فَاِنَّهُ لا
يُنالُ ذلِكَ اِلاَّ بِفَضْلِكَ،
و منزلتم را نزد خود
نزديكتر از ايشان كن و رتبهام را در پيشگاهت مخصوصتر از ديگران گردان
كه براستى جز به فضل تو
وَجُدْ
لى بِجُودِكَ، وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِكَ، وَاحْفَظْنى
بِرَحْمَتِكَ، وَاجْعَلْ
كسى به اين مقام نرسد و
به جود و بخشش خود به من جود كن و به مجد و بزرگوارى خود بر من توجه
فرما و به رحمت خود مرا نگهدار
لِسانى
بِذِكْرِكَ لَهِجاً، وَقَلْبى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً، وَمُنَّ عَلَىَّ
بِحُسْنِ اِجابَتِكَ، وَاَقِلْنى
و
قرار ده زبانم را به ذكرت گويا و دلم را به دوستيت بىقرار و شيدا و با
اجابت نيكت بر من منت بنه و
عَثْرَتى،
وَاغْفِرْ زَلَّتى، فَاِنَّكَ قَضَيْتَ عَلى عِبادِكَ بِعِبادَتِكَ،
وَاَمَرْتَهُمْ
لغزشم را ناديده گير و
گناهم را بيامرز زيرا كه تو خود بندگانت را به پرستش خويش فرمان دادى و
به دعا كردن
بِدُعآئِكَ،
وَضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجابَةَ، فَاِلَيْكَ
يارَبِنَصَبْتُوَجْهى،وَاِلَيْكَ يا رَبِ
به درگاهت مأمور ساختى و
اجابت دعايشان را ضمانت كردى پس اى پروردگار من به سوى تو روى خود
بداشتم و به درگاه تو اى پروردگارم
مَدَدْتُ
يَدى، فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لى دُعآئى، وَبَلِّغْنى مُناىَ،
وَلا تَقْطَعْ مِنْ
دست حاجت دراز كردم پس
به عزتت دعايم را مستجاب فرما و به آرزويم برسان و اميدم را از
فَضْلِكَ
رَجآئى، وَاكْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ مِنْ اَعْدآئى، يا
سَريعَ الرِّضا،
فضل خويش قطع منما و شر
دشمنانم را از جن و انس كفايت فرما اى خداى زودگذر
اِغْفِرْ
لِمَنْ لايَمْلِكُ اِلَّا الدُّعآءَ، فَاِنَّكَ فَعَّالٌ لِما تَشآءُ،
يا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ،
بيامرز كسى را كه جز دعا
چيزى ندارد كه براستى تو هر چه را بخواهى انجام دهى اى كسى كه نامش دوا
است
وَذِكْرُهُ
شِفآءٌ، وَطاعَتُهُ غِنىً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُمالِهِالرَّجآءُ
وَسِلاحُهُ الْبُكآءُ، يا
و يادش شفاء است و طاعتش
توانگرى است ترحم فرما بر كسىكه سرمايهاش اميد و ساز و برگش گريه و
زارى است اى
سابِغَ
النِّعَمِ، يادافِعَالنِّقَمِ، يانُورَالْمُسْتَوْحِشينَ فِى
الظُّلَمِ، ياعالِماً لايُعَلَّمُ،
تمام دهنده نعمتها و اى
برطرف كننده گرفتاريها اى روشنى وحشتزدگان در تاريكيها اى داناى بى
معلم
صَلِّ
عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ،
وَصَلَّى اللَّهُ عَلى
درود فرست بر محمد و آل
محمد و انجام ده درباره من آنچه را كه تو شايسته آنى و درود خدا بر
رَسُولِهِ
وَالْأَئِمَّةِ الْمَيامينَ مِنْ الِهِ(أهْلِه)، وَسَلَّمَ تَسْليماً
كَثيراً.
پيامبر و پيشوايان با بركت از
خاندانش و سلام فراوان
دُعاى
عَشَراتْ
از
دعاهاى بسيار معتبره است و ما بين نسخ آن اختلاف است و ما آنرا از
مصباح شيخ نقل مىكنيم و مستحبّاست خواندن آن درهرصبح و شام وافضل
اوقات آن بعدازعصرجمعه است
سُبْحانَ
اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِِ، وَلا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ
اَكبَرُ، وَلا حَوْلَ ولا قُوَّةَ إلاَّ بِاللَّهِ
منزهاست خدا وستايش
خاصخدا است ومعبودى جزخدا نيست وخدا بزرگتر ازتوصيف استوهيچجنبش
ونيرويى نيست جز بوسيله خداى
الْعَلِىِّ
الْعَظِيمِ، سُبْحانَاللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَاَطْرافَ النَّهارِ،
سُبْحانَاللَّهِ بِالْغُدُوِّ
والاى بزرگ تنزيه خداى
را در تمام ساعات شب و اوقات روز تنزيه خدايرا در بامداد
وَالْأصالِ،
سُبْحانَ اللَّهِ بِالْعَشِىِّ وَالْإِبكارِ، سُبْحانَ اللَّهِ حينَ
تُمْسُونَ وَحينَ
و شامگاهان تنزيه خداى
را در شب و صبح تنزيه خداى را چون شب كنيد و چون به
تُصْبِحُونَ،
وَلَهُ الْحَمْدُ فِى السَّمواتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيّاً وَحينَ
تُظْهِرُونَ،
بامدادان درآييد و خاص
او است ستايش در آسمانها و زمين و شبانگاه و هنگام ظهر،
يُخْرِجُ
الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ، وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِّ
وَيُحْيىِ، الْأَرْضِ بَعْدَ
بيرون آورد زنده را از
مرده و برون آرد مرده را از زنده و زنده گرداند زمين را پس از
مَوْتِها،
وَكَذلِكَ تُخْرَجُونَ، سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا
يَصِفُونَ، وَسَلامٌ
مردنش و شما هم اينچنين
(در رستاخيز) بيرون آورده شويد منزه است پروردگار تو پروردگارعزتاز
آنچه وصف كنند و درود
عَلَى
المُرْسَلينَ، وَالْحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ الْعالَمِينَ، سُبْحانَ ذِى
المُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ،
بر پيامبران و ستايش خاص
خدا پروردگار جهانيان است منزه است خداى صاحب ملك و ملكوت
سُبْحانَ
ذِى الْعِزَّةِ وَالْجَبَرُوتِ، سُبْحَانَ ذِىالْكِبْرِيآءِ
وَالْعَظَمَةِالْمَلِكِالْحَقِ
منزه است خداى صاحب عزت
و جبروت منزه است خداى صاحب بزرگى و عظمت آن پادشاه برحق
الْمُهَيْمِنِ[الْمُبينِ]
الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ اللَّهِ الْمَلِكِ الْحَىِّ الَّذِى لا
يَمُوتُ،
و نگهبان و پاكيزه از هر
عيب منزه است خداى فرمانرواى زندهاى كه نميرد
سُبْحانَ
اللَّهِ الْمَلِكِ الْحَىِّ الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ الْقآئِمِ
الْدَّآئِمِ، سُبْحانَ الْدَّآئِمِ
منزه است خداى فرمانرواى
زنده پاكيزه از هر عيب منزه است خداى پاينده جاويدان منزه است خداى
القآئِمِ،
سُبحَانَ رَبِّىَالْعَظيِمِ، سُبْحانَ رَبِّىَ الْأَعْلى، سُبْحانَ
الْحَىِّ القَيُّومِ، سُبْحانَ
جاويدان
پاينده منزه است پروردگار بزرگ من منزه است پروردگار برترم منزه است
خداى زنده پاينده منزه است
الْعَلِىِّ
الْأَعْلى، سُبْحانَهُ وَتَعالى سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ، رَبُّنا وَرَبُّ
الْمَلائِكَةِ
خداى والا و برتر منزه
است او و برتر است بسيار منزه و پاكيزه است پروردگار ما و پروردگار
فرشتگان
وَالرُّوحِ،
سُبْحانَ الدَّآئِمِ غَيْرِ الْغافِلِ، سُبْحانَ الْعالِمِ بِغَيْرِ
تَعْلِيمٍ، سُبْحانَ
و جبرئيل منزه است خداى
جاويدانى كه غافل نيست منزه است داناى ناآموخته منزه است
خالِقِ
ما يُرى ومَا لايُرى، سُبْحانَ الَّذى يُدْرِكُ الْأَبْصارَ،
وَلاتُدْرِكُهُ
آفريدگار ديدنيها و
ناديدنيها منزه است خدايى كه ديدهها را درك كند ولى ديدهها دركش
نكنند
الْأَبْصارُ،
وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبِيرُ، اَللّهُمَّ إنّى اَصْبَحْتُ مِنْكَ فى
نِعْمَةٍ وَخَيْرٍ
و او است دقيق و كاردان
خدايا من از لطف تو صبح كردم در ميان نعمت و خير و بركت
وَبَرَكَةٍ
وَعافِيَةٍ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاَتْمِمْ عَلَىَّ
نِعْمَتَكَ وَخَيْرَكَ
و تندرستى پس درود فرست
بر محمد و آلش و تمام كن بر من نعمت و خير و
وَبَرَكاتِكَ،
وَعافِيَتِكَ بِنَجاةٍ مِنَ الْنَّارِ، وَارْزُقْنِى شُكْرَكَ
وَعافِيَتَكَ
بركات و عافيتت را به
رهايى از آتش و روزيم كن سپاسگزارى و عافيت
وَفَضْلَكَ،
وَكَرامَتَكَ اَبَداً ما اَبْقَيْتَنِى، اَللّهُمَّ بِنُورِكَ
اهْتَدَيْتُ، وَبِفَضْلِكَ
و فضل و بزرگواريت را
هميشه تا زندهام دارى خدايا به نور تو راه يافتم و به فضل تو
اسْتَغْنَيْتُ،
وَبِنِعْمَتِكَ اَصْبَحْتُ وَاَمْسَيْتُ، اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ
وَكَفى بِكَ
بىنيازى جستم و به نعمت
تو روز و شبم را گذراندم خدايا من تو را گواه مىگيرم و گواهى تو بس
است
شَهِيداً،
وَاُشْهِدُ مَلائِكَتَكَ واَنْبِيآئَكَ وَرُسُلَكَ، وَحَمَلَةَ
عَرْشِكَ وَسُكَّانَ
و گواه گيرم فرشتگان و
پيمبران و رسولانت را و حاملان عرشت را و ساكنان
سَمواتِكَ
وَاَرْضِكَ، وَجَميعَ خَلْقِكَ، بِاَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ لااِلهَ
إلاَّ اَنْتَ، وَحْدَكَ
آسمانها
و زمينت و همه خلق تو را كه تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست يگانهاى
كه
لاشَرِيكَ
لَكَ، واَنَّ مُحَمَّداً صَلَّىاللَّهُعَلَيْهِوَآلِهِ عَبْدُكَ
وَرَسُولُكَ، وَاَنَّكَ عَلى
شريك ندارى و اينكه محمد
صلى الله عليه و آله بنده و رسول تو است و به اينكه تو
كُلِّشَىءٍ
قَدِيرٌ، تُحْيى وَتُميتُ، وَتُميتُ وَتُحْيى، وَاَشْهَدُ اَنَّ
الْجَنَّةَ حَقٌّ،
بر هر چيز توانايى زنده
مىكنى و مىميرانى و مىميرانى و زنده مىكنى و گواهى دهم كه بهشت حق
است
وَاَنَّ
الْنَّارَ حَقٌّ، وَالنُّشُورَ حَقٌّ، وَالْسَّاعَةَ اتِيَةٌ لا رَيْبَ
فيهَا، وَاَنَّ اللَّهَ
و آتش دوزخ حق است و روز
رستاخيز حق است و قيامت مسلماً خواهد آمد و شكى در آن نيست و حتماً
خداوند
يَبْعَثُ
مَنْ فِىالقُبُورِ، وَاَشْهَدُ اَنَّ عَلِىَبْنَاَبيطالِبٍ اَميرُ
الْمُؤْمِنينَ حَقّاً حَقّاً، وَاَنَ
كسانى
را كه در گورها خفتهاند برمىانگيزد و گواهى دهم كه
علىبنابيطالببرحقاميرمؤمناناستو البته برحق است و براستى
الْأَئِمَّةَ
مِنْ وُلْدِهِ هُمُ الْأَئمَّةُ الهُداةُ الْمَهْدِيُّونَ غَيْرُ
الضَّآلّينَ وَلاَالْمُضِلِّينَ،
پيشوايان از فرزندان او
آنهايند امامان راهنماى راه يافته كه نه گمراهند و نه گمراه شده
وَاَنَّهُمْ
اَوْلِيآئُكَ الْمُصْطَفَوْنَ، وَحِزْبُكَ الْغالِبُونَ، وَصِفْوَتُكَ
وَخِيَرَتُكَ
و (گواهى دهم كه) آنهايند دوستان برگزيدهات و حزب
پيروزت و انتخاب شدگان و بهترين خلق
مِنْ
خَلْقِكَ، وَنُجَبآئُكَ الَّذِينَ انْتَجَبْتَهُمْ لِدينِكَ
وَاخْتَصَصْتَهُمْ مِنْ خَلْقِكَ
تو و برگزيدگانى كه
آنانرا براى دين خود برگزيدى و از ميان خلق خود
واصْطَفْيَتَهُمْ
عَلى عِبادِكَ، وَجَعَلْتَهُمْ حُجَّةً عَلَى العالَمينَ، صَلَواتُكَ
مخصوصشان ساختى و بر
بندگانت برگزيدى و آنها را بر جهانيان حجت قرار دادى درودهاى تو بر
ايشان و
عَلَيْهِمْ
والسَّلامُ وَرَحْمةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، اَللّهُمَّ اكْتُبْ لى
هذِهِ الشَّهادَهَ عِنْدَكَ،
سلام و رحمت خدا و
بركاتش بر آنها باد خدايا بنويس برايم اين گواهى را نزد خود
حَتّى
تُلِقِّنَنيها يَوْمَ الْقِيمَةِ وَاَنْتَ عَنّى راضٍ، اِنَّكَ عَلى
ما تَشآءُ قَديرٌ،
تا اينكه در روز قيامت
آنرا بر زبانم جارى كنى در حالى كه تو از من خوشنود باشى زيرا تو بر
هرچه بخواهى توانايى
اَللّهُمَّ
لَكَ الْحَمدُ حَمْداً يَصْعَدُ اَوَّلُهُ، وَلا يَنْفَدُ اخِرُهُ،
اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمدُ
خداياستايش خاص تو است
ستايشى كه آغازش بالا
رودوانجامشپاياننداشتهباشدخداياستايشخاصتواست ستايشى
حَمْداً
تَضَعُ لَكَ السَّمآءُ كَنَفَيْها، وَتُسَبِّحُ لَكَ الْأَرْضُ وَمَنْ
عَلَيْها، اَللّهُمَّ لَكَ
كه آسمان براى تو دو بال
خويش فرو نهد و زمين و آنچه بر آن است زبان به تسبيحت گشايد خدايا خاص
تو است
الْحَمْدُ
حَمْداًسَرْمَداًاَبَداً لاَانْقِطاعَ لَهُ وَلانَفادَ،
وَلَكَيَنْبَغىوَاِلَيْكَيَنْتَهى، فِىَ
ستايش،
ستايشى دائمى و هميشگى و بىپايان و زوالناپذير و ستايشى كه سزاوار تو
باشد وبسوىتومنتهىگرددودر دل من
وَعَلَىَّ
وَلَدَىَّ وَمَعى وَقَبْلى وَبَعْدى وَاَمامِى وَفَوْقى
وَتَحْتى، وَاِذامِتُّ وَبَقيتُ
و بر تن من و در پيش من
و با من و پيش از من و پس از من و پيش رو و بالاى سرم و زير پايم و چون
مُردم و تك و
فَرْداً
وَحيداً ثُمَّ فَنيتُ، وَلَكَ الْحَمْدُ اِذا نُشِرْتُوَبُعِثْتُ يا
مَوْلاىَ، اَللّهُمَ
تنها ماندم و سپس فانى
شدم و در هر حال ستايشت كنموخاص تو است
ستايشهنگامىكهدوبارهزندهوبرانگيختهشوماىمولاىمن خدايا
وَلَكَ
الْحَمْدُ وَلَكَ الشُّكْرُ بِجَميعِ مَحامِدِكَ كُلِّها، عَلى جَميعِ
نَعْمآئِكَ كُلِّها،
و از آن تو است ستايش و
براى تو است سپاسگزارى به تمام انواع حمد و ستايشت همگى، بر تمام
نعمتهايت همگى
حَتّى
يَنْتَهِىَ الْحَمْدُ اِلى ما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضى، اَللّهُمَّ
لَكَ الْحَمْدُ عَلى كُلِ
تا برسد ستايش بدانجا كه
تو دوست دارى پروردگارا و خوشنود گردى، خدايا مخصوص تو است ستايش بر هر
اَكْلَةٍ
وَشَربَةٍ وَبَطْشَةٍ وَقَبْضَةٍ وَبَسْطَةٍ، وَفى كُلِّ مَوْضِعِ
شَعْرَةٍ، اَللّهُمَّ لَكَ
لقمه و هر جرعه و هر حمله كردن و هر بستن و گشودنى و بر
هر جاى مويى خدايا ستايش
الْحَمْدُ
حَمْداً خالِداً مَعَ خُلُودِكَ، ولَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لا مُنْتَهى
لَهُ دُونَ
از آن تو است ستايشى
جاويدان به جاويدانى ذاتت و خاص تواست ستايش ستايشى كه در نزد علم تو
انتهايى برايش نباشد
عِلْمِكَ،
وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لا اَمَدَ لَهُ دُونَ مَشِيَّتِكَ، وَلَكَ
الْحَمْدُ حَمْداً لا اَجْرَ
و ستايش از آن تو است
ستايشى كه پيش مشيت تو پايانى ندارد و از آن تو است حمد، حمدى كه براى
لِقآئِلِهِ
اِلاَّرِضاكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ،
وَلَكَ الْحَمْدُ
گويندهاش
جز رضاى تو پاداش نباشد و خاص تو است ستايش بر بردباريت از پس علم و
دانشت و براى تو است ستايش
عَلى
عَفِْوكَ بَعْدَ قُدرَتِكَ، وَلَكَالْحَمْدُ باعِثَ الْحَمْدِ، وَلَكَ
الْحَمْدُ وارِثَ الْحَمْدِ،
بر گذشتت از پس قدرت و
تواناييت و براى تو
استحمدكهباعثحمدىوبراىتواستستايشكهوارثآنىو براى تو است حمد
ولَكَ
الْحَمْدُ بَديعَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ مُنْتَهَى الْحَمْدِ،
وَلَكَ الحَمْدُ مُبتَدِعَ
كه پديده آورنده حمدى و
براى تو است حمد كه انتهاى آنى و براى تو است حمد كه خود سازنده حمدى
الْحَمْدِ،
وَلَكَ الْحَمْدُ مُشْتَرِىَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ وَلِىَّ
الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ
و براى تو است ستايش كه
خريدار آنى و براى تو است حمد كه سرپرست آنى و براى تواست ستايش
قَديمَ
الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ صادِقَ الْوَعْدِ، وَفِىَّ الْعَهْدِ،
عَزيزَ الجُنْدِ، قآئِمَ
اى ديرينه ستايش و خاص
تو است حمد اى كه وعدهات راست و به پيمانت وفادارى لشكرت پيروزمند و
مجد و عظمتت
الْمَجْدِ،
وَلَكَ الْحَمْدُ رَفيعَ الدَّرَجاتِ، مُجيبَ الدَّعَواتِ، مُنزِلَ
الْأياتِ
استوار
است و ستايش خاص تو است اى والا درجات و پاسخ دهنده دعاها و فرو
فرستنده آيات
مِنْ
فَوْقِ سَبْعِ سَمواتٍ، عَظيمَ الْبَرَكاتِ، مُخْرِجَ النُّورِ مِنَ
الظُّلُماتِ،
از
بالاى هفت آسمان، و اى خداى بزرگ بركات و برون آرنده نور از ظلمات
(وتاريكيها)
ومُخْرِجَ
مَنْ فِى الظُّلُماتِ اِلىَ النُّورِ، مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ
حَسَناتٍ، وَجاعِلَ
و
برون آرنده مبتلايان به تاريكيها را به روشنى و نور و اى تبديل كننده
بديها به خوبيها و قراردهنده
الْحَسَناتِ
دَرَجاتٍ، اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ غافِرَ الذَّنْبِ، وَقابِلَ
التَّوْبِ، شَديدِ
خوبيها را درجه خدايا
حمد مخصوص تو است كه آمرزنده گناه و توبه پذير و سخت
الْعِقابِ
ذَاالطَّوْلِ، لا اِلهَ الاَّ اَنْتَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ، اَللّهُمَّ
لَكَ الْحَمْدُ فِى الَّليْلِ
كيفر و صاحب بخشش و
احسانى معبودى نيست جز تو و بسوى تو است بازگشت خدايا از آن تو است
ستايش در شب
اِذا
يَغْشى، وَلَكَ الْحَمْدُ فِى النَّهارِ اِذا تَجَلّى، وَلَكَ
الْحَمْدُ فِى الْأخِرَةِ
هنگامى كه سياهيش فرا
گيرد و براى تو است ستايش در روز هنگامى كه روشن گردد و براى تو است
ستايش در انجام و آغاز
وَالْأُولى،
وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ كُلِّ نَجْمٍ وَمَلَكٍ فِى السَّمآءِ، وَلَكَ
الْحَمْدُ عَدَدَ
و
براى تو است ستايش به عدد هر ستاره و فرشتهاى كه در آسمان است و براى
تو است حمد به عدد
الثَّرى
وَالْحَصى وَالنَّوى، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما فى جَوِّ
السَّمآءِ، وَلَكَ الْحَمْدُ
خاك و سنگريزه و
هستهها و براى تو است ستايش به شماره آنچه در ميان آسمان است و براى
تو است ستايش به
عَدَدَ
ما فى جَوْفِ الأَرْضِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ اَوْزانِ مِياهِ
الْبِحارِ، وَلَكَ
عدد آنچه در دل زمين است
و براى تو است ستايش به عدد وزن آب درياها و براى تو است
الْحَمْدُ
عَدَدَ اَوْراقِ الْأَشْجارِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما عَلى وَجْهِ
الْأَرْضِ، وَلَكَ
حمد به شماره برگ درختان
و براى تو است ستايش به شماره آنچه در روى زمين است و براى تو است
اَلْحَمْدُ
عَدَدَ ما اَحْصى كِتابُكَ، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما اَحاطَ بِهِ
عِلْمُكَ، وَلَكَ
ستايش به شماره آنچه
كتاب تو آنرا برشمرده و براى تو است حمد به عدد آنچه علمودانشتبدان
احاطه دارد وبراى تو است
الْحَمْدُ
عَدَدَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ، وَالْهَوامِّ وَالطَّيْرِ وَالْبَهآئِمِ
والسِّباعِ، حَمْداً كَثيراً
ستايش به عدد انس و جن و
خزندگان و پرندگان و چرندگان و درندگان ستايشى بسيار
طَيِّباً
مُباركاً فِيهِ، كَما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضى، وَكَما يَنْبَغى
لِكَرَمِ وَجْهِكَ وَعِزِّ
و
پاكيزه و بابركت چنانچه دلخواه تو است اى پروردگار و چنانچه بپسندى و
آنچنانكه سزاوار ذات بزرگوار و شوكت
جَلالِكَ
پس مىگوئى ده مرتبه: لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ،
لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ
جلال تو است * * * * *
* * * معبودى نيست جز خداى يكتا كه شريكى ندارد و او را است
فرمانروايى و خاص او است
الْحَمْدُ،
وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ، و ده مرتبه لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ
وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ
ستايشواواستدقيقوكاردان * * * *
معبودىنيستجزخداىيكتاكهشريكىنداردواورااستفرمانروايىوستايشمخصوص
الْمُلْكُ
وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَيُميتُ، ويُميتُ وَيُحْيى، وَهُوَ حَىٌّ
لا يَمُوتُ،
او است كه زنده كند و
بميراند و بميراند و زنده كند و او است زندهاى كه نميرد
بِيَدِهِ
الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىءٍ قَديرٌ، و ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ
اللَّهَ الَّذِى لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ
همه
نيكيها بدست او است و او بر همه چيز توانا است، * * * آمرزش خواهم از
خدايى كه معبودى جز او نيست و
الْحَىُّ
الْقَيُّومُ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ، و ده مرتبه يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ.
و ده مرتبه يا رَحْمنُ يا رَحْمنُ،
زنده و پاينده است و
بسويش بازگشت كنم، * * * اى خدا اى خدا * * * اى بخشاينده، اى
بخشاينده
ودهمرتبهيارَحيمُ
يارَحيمُ. و ده مرتبه يابَديعَالسَّمواتِوَالْأَرْضِ،ودهمرتبه يا
ذَاالْجَلالِ
* * *
اى
مهربان اى مهربان * * * اى پديد آورنده آسمانها و زمين، * * * اى صاحب
جلال
وَالْإِكْرامِ.
و ده مرتبه يا حَنَّانُ يا مَنَّانُ، و ده مرتبه ياحىُّ ياقَيُّومُ. و
ده مرتبه يا حَىُّ لا
و بزرگوارى * * * اى
مهرورز نعمت ده، * * * اى زنده و پاينده، * * * اى زندهاى
اِلهَ
اِلاَّاَنْتَ، ودهمرتبه يااَللَّهُ يا لااِلهَاِلاَّاَنْتَ و ده
مرتبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ،
كه
معبودى جز تو نيست، * * * اىخدايى كه جز تو معبودى نيست، * * * بنام
خداى بخشاينده مهربان *
* *
و ده
مرتبه اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، و ده مرتبه
اَللّهُمَّ افْعَلْ بى ما
خدايا درود فرست بر محمد
و آلش * * * خدايا انجام ده درباره من آنچه
اَنْتَ
اَهْلُهُ، و ده مرتبه امينَ امينَ، و ده مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ
اَحَدٌ، پسمىگويى: اَللَّهُمَّ اصْنَعْ
را تو سزاوار آنى * * *
به اجابت رسان * * * بگو او خداى يكتا است، * * * خدايا با من كن
بى
ما اَنتَ اَهْلُهُ، وَلا تَصْنَعْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ، فَاِنَّكَ
اَهْلُ التَّقْوى وَاَهْلُ
آنچه را تو شايسته آنى و
مكن با من آنچه را من شايسته آنم زيرا كه تو البته شايسته پرهيزكارى
هستى و اهل
الْمَغْفِرَةِ،
وَاَنَا اَهْلُ الذُّنُوبِ وَالْخَطايا، فَارْحَمْنى يا مَوْلاىَ
وَاَنْتَ اَرْحَمُ
آمرزشى و من اهل گناهان
و خطاها هستم پس به من رحم كن اى مولاى من و تويى مهربانترين
الرَّاحِمينَ،
و نيز ده مرتبه مىگوئى لاحَوْلَ وَلاقُوَّهَ اِلاَّبِاللَّهِ،
تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِ
مهربانان * * * * * * *
* جنبش و نيرويى نيست جز به خدا، توكل بر خداى زندهاى
الَّذى
لا يَمُوتُ، وَالْحَمْدُللَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ
يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فى
كه نميرد و ستايش خاص
خدايى است كه فرزندى نگرفته و شريكى در
الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ
تَكْبيراً.
فرمانروايى ندارد و او را دوستى براى رفع مذلت نيست و بزرگش شمار كامل
و بسيار