به پايگاه اطلاع رساني شيعه نت خوش آمديد* امید واریم لحظات خوبی را با ما در این سایت  سپری سازید* لطفا ما را از نظرات خوبتان در باره این سایت بهره مند سازید صفحه اصلی  | english | عربی  |   آرشيو  |   ارتباط با ما
 
شبهات و ردود سيره 14معصوم(ع) اخبار شيعيان حدیث هفته آلبوم تصاوير پايگاههاي شيعي کتابخانه شيعي علما و بزرگان شيعه  سفر پر خطر آخرت   دعا و مناجات نامه روزنامه ها و خبرگزاريها   جرايم تلفن همراه مساجد بزرگ جهان تصاوير علماي بزرگ سيره  پيامبر اكرم(ص) سيره حضرت زهرا(س)   سيره امام علي(ع) سيره امام صادق(ع)   سيره امام رضا(ع) خاطرات سفر به آفريقا زندگي نامه اهل بيت(ع)  مفاتيح الجنان سفرنامه حج علويه آمار شيعه در جهان معني نام كشورها آموزش دروس حوزه   سايت هاي ايراني غدیر خم نماد امامت    1500 سايت شيعي مداحي مقالات  خطاي ديد

 

 
 
حديث هفته

 

 تدوين : مدیر سایت شیعه نت

حدیث هفته

بدون شک احادیث و روایات رسیده از پیامبر عالی مقام اسلام و خاندان پاک آن حضرت ، فرهنگی از زلال معارف را تشکیل داده است که می تواند کام تشنه همه افراد بشریت را سیراب ساخته و با عمل و تمسک به آن ها تأثیرات ماندگاری در پر کردن خلأ های درونی بشر بر جای خواهد گذاشت و در پرتو آن کلمات و سخنان نورانی، زمینه برای رسیدن به قله های رفیع انسانیت و رفع وابستگی های مادی بشرفراهم خواهد شد . احادیث وارد شده در کتب احادیث که شامل ده ها هزار روایت است، در سه بخش عقاید و کلام ، فقه و مسایل فرعی واحکام وبخش سوم اخلاق خلاصه می شود.

ما در این بخش از سایت صرفا به بیان و شرح مختصری احیانا  از احادیث اخلاقی می پردازیم و امید واریم بتوانیم گامی هرچند کوچک در نشر این فرهنگ غنی اسلامی برداشته و پاسخی ناچیز به نیاز مبرم جوامع اسلامی نسبت به ضروری ترین موضوعات مورد نیاز در قالب موعظه و پند و اندرز های موجود در روایات بدهیم . اکنون جهان بشریت در دریایی طوفانی و پر طلاطم از اندیشه ها و گردابی از وسوسه های شیطان های جن و انس گرفتار آمده است و به کشتی نجاتی همانند کشتی حضرت نوح (علیه السلام ) نیازمند است . این کشتی در شرایط حاضر و پس از رحلت جانگداز آخرین فرستاده الهی و بنا به فرموده پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله ) در حدیث سفینه که در کتب معتبر شیعه و سنی از جمله در مستدرک حاکم نقل شده است ، همانا در اهل بیت آن حضرت ( علیهم السلام ) تبلور یافته است و تمسک به مذهب اهل بیت (ع ) و التزام قلبی و عملی به کلمات نورانی آن بزرگواران ، در حقیقت تذکره آن کشتی خواهد بود  . امید واریم مورد توجه کاربران و مراجعان محترم قرار گرفته و  این جانب اجر و ثواب آن را به روح پدر و مادر خود اهدا می نمایم.

                                                                                       التماس دعا  -  عباس معتقدي


شروع احادیث هفته : 15 شعبان المعظم /1428    مطابق 8/شهریور / 1386

«حدیث هفته»

 

 13- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): «دخلت الجنة فرأیت علی بابها: الصدقة بعشرة و القرض بثمانیة عشر، فقلت یا جبرئیل کیف صارت الصدقة بعشرة و القرض بثمانیة عشر؟ قال لان الصدقة تقع بید  الغنی و الفقیر و القرض لا یقع الا بید الفقیر»(نهج الفصاحة /1557)

پیامبر خدا فرمودند: داخل بهشت شدم و بر در بهشت دیدم که برای صدقه ده برابر پاداش و برای قرض هیجده برابر است، پس از جبرئیل پرسیدم که چگونه برای صدقه ده برابر و برای قرض هیجده برابر است؟ پس جبرئیل پاسخ داد : زیرا صدقه به فرد نیازمند و بی نیاز داده می شود اما قرض فقط به فرد نیازمند داده می شود.

همچنان که همه می دانند قرآن کریم در آیات زیادی از صدقه و انفاق سخن گفته است و به مسلمانان چگونگی دادن صدقه را نیز آموخته است، به عنوان نمونه در این آیات خداوند می فرماید:«یا أیها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمنّ و الأذی کالذی ینفق ماله رئاء الناس و لا یؤمن بالله و الیوم الآخر ...» (بقرة / 264) « إن تبدوا الصدقات فنعمّا هی و إن تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خیر لکم و یکفّر عنکم سیّئاتکم والله بما تعملون خبیر» (بقرة/271) در این آیات می فرماید صدقه دادن نباید همراه با اذیت و منت باشد ، همچنین می فرماید چنانچه صدقه به صورت پنهانی باشد بهتر است و باعث پاک شدن انسان از گناهان می گردد.

در روایات وارده نیز بسیار در این باره سخن گفته شده و مسلمانان را به دادن صدقه و دستگیری از مستمندان و تهیدستان فرا خوانده و تشویق نموده است. پیامبر خدا (ص) در حدیثی می فرمایند :« داوو مرضاکم بالصدقة فإنها تدفع عنکم الأمراض و الاعراض»  بیماران خود را با صدقه درمان نمایید زیرا صدقه بیماری ها و درد ها را مداوا می کند. در حدیثی نیز از حضرت علی (ع) وارد شده است که : « بالصدقة تفسح الآجال» با صدقه دادن اجل ها و مرگ به تأخیر می افتد. همچنان که در بسیاری از روایات  برای اعمال انسان ثواب اخروی ذکر شده است؛ برای برخی از آن ها نیز تأثیرات وضعی و دنیوی ذکر گردیده است، به عنوان نمونه خواندن قرآن بنا بر آن چه در روایات آمده است ؛ باعث نور چشم و دل انسان می گردد ، همچنین خواندن دعا و برخی از اذکار و سوره های قرآنی باعث شفای انسان می گردد. از نظر علمی نیز ثابت شده است که جهان، جهان امواج است و برای هر کاری یا هر گفتاری و نیتی، موجی است که بر خود انسان و نیز اطراف وی تأثیراتی بر جای می گذارد. شاید شنیده یاشید که یک دانشمند ژاپنی 10000 آزمایش بر روی مولکول های آب انجام داده است  و پس از آزمایشات انجام شده، تصاویر مولکول های نمونه های گوناگون آب های منجمد شده را در زیر میکروسکوپ، تصویر برداری کرده و آن ها را به دیگران نمایش داده است، وی همچنین نتیجه گیری کرده است که همه حرکات و سکنات ما و حتی نیت های قلبی ما بر روی آب اثرات مثبت یا منفی می گذارد، که البته طبیعی است که بر موجودات دیگر زنده و غیر زنده مانند جمادات نیز آثاری را بر جای می گذارد. بر این اساس است که پیامبر خدا در حدیثی می فرمایند: «الدعاء جند من أجناد الله مجند یرد القضاء بعد ما یبرم» یعنی دعا و نیایش سربازی از سربازان مسلح خداست که از  قضای محتوم پیش گیری می نماید. اما در باره چگونگی صدقه دادن، امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «أفضل الصدقة، صدقة سرّ باللیل إلی ذی رحم کاشح» ( مستدرک الوسائل/ج7/ص195) بهترین صدقه ، صدقه ای است که در شب و به صورت پنهانی به رحم و خویشاوندی که قطع رحم کرده و فاصله گرفته است، داده شود.

در باره امامان معصوم در این خصوص ، حکایات زیاد است و در خصوص امام سجاد (علیه السلام) نقل شده است که آن حضرت، شبها با چهره پوشیده، نان و غذا بری فقرای مدینه می برد و آنان آن حضرت نمی شناختند تا این که از دنیا رفتند آن گاه فقرا فهمیدند آن کسی که برای آنان غذا می آورده است امام زین العابدین بوده است ، همین مطلب در باره امام جعفر صادق(علیه السلام) نیز نقل شده است که آن حضرت در نیمه های شب وارد خرابه ها می شدند و بالای سر هر یک از فقرا ،قرص نانی می گذاشتند و از خرابه بیرون می آمدند و اهل خرابه متوجه نمی شدند که چه کسی برای آنان غذا و نان آورده است! همه این خاندان پاک ، انسان هایی کریم و الهی بوده اند و چنین حکایاتی در باره هر یک از آنان رخ داده ولی بر دیگران پوشیده مانده است و به عنوان اسراری در زندگانی آن بزرگواران بر دیگران آشکار نگردیده است.

در حدیثی که از پیامبر خدا در آغاز این بخش نقل شد، آن حضرت فرمودند که بر روی در بهشت برای صدقه ده بربابر پاداش و برای قرض الحسنه هیجده برابر ذکر شده است و طبیعی است، کسی که قرض می گیرد قطعا نیازمند است زیرا می داند که باید در موعد مقرر آن را به فرد قرض دهندخ ذباز گرداند و بی دلیل یا از روی بسی نیازی اقدام به دریافت وام و قرض نمی نماید اما افراد سائل یا متکدی در برخی موارد نیازی ندارند اما از روی عادت گاهی دست به گدایی زده و تکدی می کنند. چه بسیارند در تهران و شهر های بزرگ و کوچک افرادی که درارای زندگی مرفه بوده وسرمایه آنان از بسیاری از کارمندان و کسبه کوچه و بازار بیشتر است، اما از سویی به این کار عادت کرده و از سوی دیگر به دلیل ترحم دیگران بر آنان همه روزه درآمد بالایی را به دست می آورند و به آسانی نمی توانند از این کار دست بکشند و گاهی گفته می شود برخی از متکدیان در تهران، ماهانه چندین میلیون تومان درآمد دارند که البته چنین وضعی منحصر به کشور ما نیست و در بسیاری ار نقاط جهان به ویژه کشور های جهان سوم وضع مشابه به چشم می خورد. به هر روی کسی که دارای کرامت نفس و مناعت طبع است مگر در حالات سخت زندگی، هیچ گاه حاضر نیست کرامت خود را زیر پا بگذارد و در شرایط سخت زندگی نیز تنها به قرض الحسنه متوسل شده و مشکل خود را با قرض گرفتن مرتفع می نماید ، از این روست که پاداش قرض دادن بیش از صدقه دادن است.

 

12- قال الامام علي (عليه السلام)مکتوب فی التورات فی صحیفتین ، إحداهما: من أصبح علی الدنیا حزینا فقد أصبح لقضاءالله ساخطا و من أصبح من المؤمنین یشکو مصیبة نزلت به إلی من یخالفه علی دینه فإنما یشکو ربه إلی عدوه و من تواضع لغنی طلبا لما عنده ، ذهب ثلثا دینه و من قرأ القرآن فمات فدخل التار فهو ممن یتخذ آیات الله هزوا . و قال (علیه السلام ):فی الصحیفة الأخری : من لم یستشر یندم ، و من یستأثر من الأموال یهلک ، و الفقرالموت الأکبر . ( تحف العقول/  کلمات قصار امیر المؤمنین )

جای شکی نیست که پیامبر خدا و خاندان پاک آن حضرت دارای علوم زیادی بوده اند و کوچک و بزرگ آنان از علم لدنی یا غیر اکتسابی برخوردار بوده اند و حضرت علی (علیه السلام ) بسیار می فرموده اند که « سلونی قبل أن تفقدونی » یعنی هر آنچه می خواهید از من بپرسید پیش از آن که مرا از دست بدهید و گاهی می فرمودند که من به راه های آسمان آگاهترم تا راه های زمین و علوم بیشماری از سوی خداوند و به واسطه پیامبر خدا در اختیار آن حضرت قرار داده شده است زیرا آن حضرت فرموده اند که پیامبر خدا پیش از رحلتشان هزار باب علم و دانش به من تعلیم دادند که از هر باب آن هزار باب دیگر گشوده می شود، و در واقع یک میلیون از ابواب علوم گوناگون را در لحظه ای کوتاه به آن حضرت آموزش داده اند . آن حضرت احیانا به برخی از کلمات و مطالب تورات و انجیل و زبور اشاره و استناد می فرموده اند که از جمله آن ها این حدیث شریف است که فرموده اند: در تورات دو صحیفه نوشته شده است یکی این که هر کس بر دنیا غمگین شود به قضای خدا ناراضی است و هر مؤمنی مصیبت خود را به مخالف دینش شکوه نماید از پروردگارش نزد دشمن او شکایت نموده است و هر کس برای توانگری به طمع مالش تواضع نماید دو سوم دینش از دست خواهد رفت و هر کس قرآن را خوانده اما پس از مرگ به دوزخ افتد از کسانی است که آیه های خدا را به مسخره گرفته است و فرمود : در صحیفه دیگر آمده است : هر کس مشورت نکند پشیمان خواهد شد و هرکس مال جمع کند هلاک خواهد شد و فقر و تهیدستی مرگ بزرگ تر است .

این حدیث شریف می تواند به عنوان دستور العملی برای همه مورد استفاده قرار گیرد و زندگانی آن حضرت و استاد ایشان ، پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) و نیز یازده ستاره آسمان امامت و ولایت الگویی است که همین کلمات و عبارات ارزشمند در آن تجسم یافته است . حضرت علی (ع) در دوران عمر شصت و سه ساله خودهیچ گاه دل به دنیا نبست و حتی در دوران چهار پنج ساله خلافت خود ، تغییری در زندگی شخصی ایشان پدیدار نشد و آن قدر از این متاع قلیل ، گریزان بود که می فرمود : تو را سه طلاقه کرده و راهی برای بازگشت بر جای نگذاشته ام  و مصیبت های خود را به خدا عرضه می نمود و از بیان آن نزد دشمنان و حتی دوستان خود پرهیز می کرد و سینه آن حضرن پر از درد و رنجی بود که پس از درگذشت رسول خدا بر آن وارد شده بود و همه را با خود به جهان دیگر برد و نزد آن حضرت تهیدست و ثروتمند یکسان بودند و به والیان امر نیز همواره این توصیه را داشتند که نمونه های آن را می توان در عهد نامه مالک اشتر و نیز نامه آن حضرت به عثمان ابن حنیف سراغ گرفت . او قرآن ناطق بود و آیه ای از قرآن را تلاوت نمی کرد مگر این که پیش از آن بدان عمل کرده بود و آیات قرآن در جسم و جان او ریشه دوانیده و تجسمی از آیات الهی گردیده بود ، او با اینکه در سیاست و مسایل گوناگون نسبت به همه برتری داشت اما هیچ گاه خود را از مشورت با دیگران بی نیاز نمی دانست و از انباشتن درهم و دینار به شدت پرهیز داشت اما در عین حال از فقر و تهیدستی نیز گریزان بود و در مزرعه خود در مدینه و نیز در عراق در زمان اقامت در کوفه اشتغال داشت و از دسترنج خود می خورد و به دیگران نیز کمک می نمود . اما اگر فقر در عبارت پایانی این حدیث " الفقر الموت الاکبر " را به فقر در ایمان تفسیر نماییم همچنان که در برخی از روایات بدان اشاره شده ؛ آن حضرت از غنی ترین و بی نیاز ترین مردم عصر خود و همه عصر ها و زمان ها بوده است و همه کار ها و حرکات و سکنات ایشان برای خدا و به منظور تقرب ذات الهی صورت می گرفته است .

 

  11- « قال جعفربن محمد الصادق(عليه السلام):عجبت لمن فزع من أربع كيف لا يفزع إلي أربع:عجبت لمن خاف كيف لا يفزع إلي قوله عزّ و جلّ: «حسبنا الله و نعم الوكيل» فإنّي سمعت الله جلّ جلاله يقول بعقبها: »فإنقلبوا بنعمة من الله وفضل لم يمسسهم سوء» وعجبت لمن إغتمّ كيف لا يفزع إلي قوله عزّوجلّ « لا إله آلاّ أنت سبحانك إنّي كنت من الظالمين» فإني سمعت الله عزّ وجلّ يقول بعقبها: «فإستجبنا له و نجّيناه من الغمّ وكذلك ننجي المؤمنين» و عجبت لمن مكر به كبف لا يفزع إلي قوله : «وأفوّض أمري إلي الله إنّ الله بصير بالعباد» فإنّي سمعت الله جلّ و تقدّس يقول بعقبها:«فوقيه الله سيّئات ما مكروا» و عجبت لمن أراد الدنيا و زينتها كيف لا يفزع إلي قوله تبارك و تعالي:«ما شاء الله لاقوة الّا بالله» فإنّي سمعت الله عزّإسمه يقول بعقبها:«إن ترن أنا أقلّ منك مالا و ولدا فعسي ربّي أن يؤتين خيرا من جنّتك» و عسي موجبة.»

امام صادق(عليه السلام) فرمودند: شگفت دارم از کسی که از چهار چیز هراس دارد چگونه به چهار چیز پناه نمی برد ؟

تعجب می کنم از کسی که از چیزی می ترسد چرا به این عبارت خداوند در قرآن پناه نمی برد : حسبنا الله و نعم الوکیل ( خداوند ما را بس است و چه وکیل خوبی است ) زیرا شنیدم خداوند عز و جل پس از این عبارت فرموده است : به واسطه نعمت و فضلی که از طرف خداوند شامل حالشان گردید و هیچ بدی به آنان نرسید . و تعجب می کنم از کسی که اندوهناک است چرا به این  فرموده خداوند پناه نمی برد : لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین . زیرا پس از آن شنیدم که خداوند می فرماید : درخواست او را بر آورده ساختیم و از غم و اندوه او را نجات دادیم و این چنین اهل ایمان را نجات می دهیم، و در شگفتم از کسی که حیله ای در باره او به کار گرفته شده و چگونه به این کلام خداوند پناه نمی برد : و أفوض امری الی الله ان الله بصیر با لعباد . زیرا شنیدم که خدای بزرگ پس از آن فرموده است : خداوند او را از بدی هایی که در باره او به حیله انجام داده بودند نگه داشت، و در شگفتم از کسی که خواستار دنیا و زینت های آن است چگونه  به این كلام خداوند پناه نمی برد : ما شاءالله لا قوه الا بالله . پس شنیدم که خداوند پس از آن می فرماید : اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت کمتر می بینی ولی امید است که پروردگار من بهتر از باغ تو نصیب من گرداند. و كلمه عسي در اين آيه به معناي اميد تنها نيست، بلكه به معناي اثبات وتحقق يافتن است.

( خصال شیخ صدوق ج1 / 241 باب احادیث چهارگانه )

همچنان كه مي دانيم يكي از عبادات، ذكر و ياد خداوند است. بسياري ازبزرگان واولياي الهي،هيچگاه از ياد خداوند غافل نمي شده اند و در همه لخظات زندگي خود خدا وبزرگي و نعمتهاي بيكران او را به ياد مي آورده اند.عرفا معمولا داراي ذكر خاصي هستند و گاهي روزانه صدها بار برخي از اذكار را تكرار مي كرده اند. آن چه كه در ذكر هاي وارد شده اهميت دارد، حضور قلب و توجه به عمق آن هاست، زيرا برخي ازعرفا از همين ذكر هاي معروف بهره هاي زيادي برده اند. مثلا گاهي به ذكر  هاي " يا حي و يا قيّوم و يا بسم الله الرحمن الرحيم" وساير ذكر ها مانند ذكر يونسيه كه در اين حديث نيز وارد شده،اهتمام داشته اند. برخي از عرفا نيز ذكر قلبي را از ذكر زباني به توجه بيشتر و حضور قلب،نزديك تر مي دانند و معتقدند كه چنان چه ذاكر، در دل به ذكر مشغول باشد، اثر بيشتري بر روح وي خواهد گذاشت تا ذكر زباني.در قرآن كريم نيز وارد شده است كه :« ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب» يعني با ياد خداوند دل ها آرام مي گيرد و مطمئن مي گردد.

پيامبران و اولياي مقرب خداوند نيز با استعانت از ياد و نام خداوند، همواره به رغم رنج ها و بلاها، از زندگي آرامي برخوردار بوده اند و هيچگاه از ياد او غفلت نكرده اند. آن چه كه نزد پيروان واقعي اديان الهي از جمله اسلام روشن بوده و از نظرعلمي نيز ثابت شده است، تأثير ذكر بر جهان كون و مكان است. هرنوع ذكر و دعا و يا آيات نوراني قرآن كريم، بر سلول هاي بدن انسان و نيز مولكول هاي اشيا و اجسام اطراف ما تأثير مثبت بر جاي مي گذارد. زيرا از نظر علمي هر فعل و انفعال در عالم هستي امواجي را ايجاد مي كند كه گاهي اثر آن ها تا مدت ها باقي مي ماند. همچنين گاهي ممكن است ذكري كه بر زبان فردي جاري مي گردد، تأثير بيشتري نسبت به همان ذكر از سوي فردي ديگر بر جاي بگذارد و اين تفاوت به تفاوت انسان ها درجايگاه خود نزد خداوند باز مي گردد. عرفايي كه بر اثر رياضت و عبادت و شب زنده داري،مراحل سير و سلوك را به كمال رسانيده اند و از سوي خداوند،  ولايت در تكوين به آنان تفويض گرديده است، كراماتي درزندگي آنان به ثبت رسيده و طبيعي است كه پيامبر اكرم و امامان معصوم(عليهم السلام) كه نزد خداوند از بالاترين جايگاهي برخوردار بوده اند، داراي كرامات فراواني باشند كه بخشي از آن ها در سيره وتاريخ زندگاني آن بزرگوران ثبت گرديده است.

ذكر هاي چهارگانه:

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین 

حسبنا الله و نعم الوکیل                            

ما شاءالله لا قوة الا بالله                            

و أفوض  أمری الی الله ان الله بصیر بالعباد 

توصیه می شود که این اذکار روزانه به خصوص در طرف صبح یک صد مرتبه تکرار شود»

10-« قال علي بن ابي طالب(عليه السلام): لو لم يتوعد الله علي معصيته لكان يجب أن لا يعصي شكرا لنعمه » (نهج البالاغه/ حكمت 282)

ترجمه: اگر خداوند به خاطر معصيت بندگانش، آنان را به عذاب تهديد نكرده بود، در عين حال بر آنان لازم بود به منظور شكر و سپاس نعمت هاي او،سراغ گناه و معصيت نروند.

خداوند در اين جهان نعمت هاي بسيار زيادي را بر بندگان خود، عطا فرموده است و بر اساس آيات و روايات وارد شده، شمارش آن ها براي انسان ها و فرشتگان و جنيان امكان پذير نيست. در سوره ابراهيم آيه 34 مي فرمايد: « و إن تعدّوا نعمة الله لا تحصوها» يعني: اگر بخواهيد نعمت هاي الهي را بر شماريد، نخواهيد توانست. در آيه ديگر مي فرمايد:« ولو أنما في الارض من شجرة أقلام و البحر يمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمات الله( لقمان/27)

يعني : چنان چه درختان زمين قلم شوند و دريا و به دنبال آن هفت درياي ديگر نيز مورد استفاده قرار گيرند، كلمات(نعمت هاي) خداوند تمام نخواهد شد.

خداوند منان از باب لطف و رحمت، همواره ما را از نعمت هاي بيشماري برخوردار مي نمايد، نعمت هايي كه بسياري از آن ها حتي براي ما شايد تا پايان عمر ناشناخته باقي خواهد ماند.از جمله نخستين نعمتي كه به ما ارزاني داشته است ، نعمت وجود است. در بين ميليون ها سلول ، ما را انتخاب فرموده و از نخستين دقايق انعقاد نطفه ما و بر اساس شرايط و نياز هايمان، ما را مورد لطف و محبت هاي بي پايان خود قرار داده است و همه شرايط را براي رشد و بقاي ما چه در رحم مادر و چه پس از تولد،فراهم نموده است. طبيعي است كه ما هيچ گونه حقي بر خداوند نداشته و نداريم اما او از روي لطف و محبت ، آن نعمت ها را بر ما ارزاني مي دارد و از آغاز دوران كودكي، نه تنها انسان ها، بلكه همه موجودات زنده را از علم حضوري و هدايت هاي تكويني بهره مند مي نمايد تا از خود در برابر خطر ها دفاع نمايند و براي ادامه زندگاني خود، همواره تلاش نمايند. از سوي ديگر خداوند، انسان ها را به عنوان موجودات برتر انتخاب نموده و رسالت سنگيني را بر دوش او قرار داده است، رسالت و امانتي كه بنا بر آيه  72 از سوره احزاب بر آسمان ها، زمين و كوه ها عرضه شده و آن ها از پذيرش آن سر باز زده اند و انسان آن را پذيرفته و بر دوش كشيده است.

 بنا بر اين جهان را خداوند در تسخير بشر قرار داده است و همه اسباب و شرايط را براي بقا و رشد و پيشرفت او آماده ساخته است، از اين رو ، انسان ها و ساير موجودات مكلف، بايد پاسخ اين همه لطف و محبت را بدهند. خداوند در برابر اين همه نعمت و بنده نوازي، خواسته هايي خارج از توان ما ندارد. همه وظايفي كه بر دوش ما نهاده است نيز راهي براي كمال و پيشرفت ماست و انجام آن ها از سوي ما چيزي بر خدا نخواهد افزود و ترك آن ها نيز چيزي از او نخواهد كاست. بنا بر اين به منظور سپاس و شكر گزاري نسبت به  نعمت هاي بي پايان او، بر ما واجب است كه در پيشگاه او سر تعظيم فرود آورده و با اطاعت از فرمان هاي او، بندگي خود را ثابت نماييم و از گناه و نافرماني هر چند كوچك در پيشگاه حضرتش دوري كنيم . براي اين كه بزرگي و كوچكي گناه را بشناسيم نيز بايد به خود مراجعه نماييم كه آيا اين گناه در ديدگاهمان كوچك و بي ارزش تلقي مي شود يا خير؟ چناچه گناهي در نظرمان كوچك آمد، بايد بدانيم آن گناه نزد خداوند بسيار بزرگ است زيرا در رواياتي وارد شده است كه بزرگترين يا شديد ترين گناه، آن است كه گناه كننده آن را سبك شمارد. اين بحث رشته اي طولاني دارد كه در آينده به اذن الهي آن رامورد بحث قرار خواهيم داد.

 

9 -قال علي بن ابي طالب(عليه السلام): ينبغي للعاقل أن يحترس من سكرالمال وسكر القدرة وسكر العلم و سكر المدح و سكر الشباب، فإنّ لكل ذلك رياح خبيثة تسلب العقل و تستخف الوقار. (غرر الحكم/ج2)  

در اين روايت حضرت امير المؤمنين علي ابن ابي طالب(عليه السلام)، تكبر و خود بزرگ بيني را به مستي تعبير فرموده اند و مي فرمايند: براي فرد عاقل سزاوار است كه از پنج مستي بپرهيزد: از مستي مال و ثروت و مستي قدرت و مستي علم و دانش و مستي مدح و ستايش و مستي جواني، زيرا براي هر يك از اين مستي ها، باد هاي پليدي است كه عقل را از بين مي برد و وقار و طمأنينه را كاهش مي دهد.

بديهي است كه هريك از اين نعمت ها كه گاهي همه آن ها به يك فرد نيز داده مي شود ، مي تواند عاملي براي تكبر و مستي باشد. انسان هيچ گاه به گذشته  و آينده و سرنوشت خود نمي انديشد و از ياد مي برد كه زماني كودك بود،ناتوان بود، تنگدست و مستمند و بدون دانش و اعتبار اجتماعي بود و زماني ديگر فرا خواهد رسيد كه آنچه را زماني خداوند از روي لطف و حكمت به او داده، خواهد ستاند؛ جواني او با سراشيبي پيري مواجه خواهد شد، توانايي جسمي وي از دست خواهد رفت، قدرت سياسي و اجتماعي ماندگار نخواهد ماند، با حادثه كوچك يا در دوران كهولت سن و با تحليل قواي فكري، آن چه را از علم  و دانش با سختي و مشكلات فراوان فرا گرفته، از كف خواهد داد و در دوران پيري و پايان عمر خويش با نگاهي گذرا بر زندگاني خود، مي بيند كه اكنون عمر كوتاهش چون ثانيه اي سپري شده و جز آن چه را كه براي رضاي حق در دوران عمر خود انجام داده، سرمايه ديگري در اختيار ندارد. پس اي برادر و خواهر گرامي! عمري كه اين چنين با سرعت مي گذرد و سرنوشت همه انسان ها بلكه همه موجودات به جز وجود لايزال حق تعالي با نابودي و فنا گره خورده است، ارزش اين را دارد تا به خاطر نعمت هاي فنا پذير خدادادي، بر هم نوعان خود فخر فروشي كنيم و به مفاخر مادي دنيوي دل خوش نماييم؟

بر اساس برخي از آيات قرآن كريم، خداوند به افراد فخر فروش و متكبر نگاه بسيار منفي دارد و آنان را از عنايات خود بي بهره مي نمايد. در آيه 23 از سوره نحل مي فرمايد: " إنه لا يحب المستكبرين" يعني خداوند افراد متكبر را دوست ندارد. در آيات زيادي از قرآن كريم خداوند از متكبرين به بدي ياد نموده است و در باره تكبر و كفر ابليس در جريان امتناع وي از سجده بر حضرت آدم مي فرمايد:" و إذ قلنا للملائكة أسجدوا لآدم فسجدوا إلّا ابليس أبي و إستكبر و كان من الكافرين" (بقرة/34) طبق اين آيه شريفه، شيطان چون از روي تكبر نسبت به سجده بر آدم بر اساس امر الهي امتناع ورزيد، سرنوشتش به كفر و غضب خداوند ختم گرديد و از نزد خداوند متعال رانده شد و از بهشت نيز اخراج شد و هزاران سال عبادت و پرستش او بر باد رفت.

حضرت علي (عليه السلام) در حديثي ديگر در باره تكبر مي فرمايند:" ما لإبن آدم و الفخر، أوله نطفة و آخره جيفة ، لا يرزق نفسه و لا يدفع حتفه"(نهج البلاغه حكمت 443)

يعني آدمي زاد را چه با ناز و فخر فروشي؟ در آغاز نطفه بوده است و در پايان و پس از مرگ به مرداري تبديل خواهد شد و از تأمين روزي خود عاجز است و توان پيشگيري از مرگ خود را نيز ندارد.

 به لطف الهي در باره اين موضوع در بخش هاي آينده سخن خواهيم گفت و به رواياتي ديگر اشاره خواهيم نمود.

8- قال علی (علیه السلام) و قد رجع من صفین، فأشرف علی القبور بظاهر الکوفة: یا أهل الدیار الموحشة و المحالّ المفقرة و القبور المظلمة، یا أهل التربة، یا أهل الغربة، یا أهل الوحدة ، یا أهل الوحشة، انتم لنا فرط سابق و نحن لکم تبع لاحق، اما الدور فقد سکنت و اما الازواج فقد نکحت و اما الاموال فقد قسمت، هذا خبر ما عندنا، فما خبر ما عندکم؟ ثم إلتفت الی أصحابه فقال ءما لو أذن لهم فی الکلام لأخبروکم إن خیر الزاد التقوی ( نهج البلاغة صبحی صالح/ حکمت 130 )

حضرت علی (علیه السلام) به همراه اصحاب خود در حال بازگشت از جنگ صفین به قبرستانی در کنار شهر کوفه رسیدند و در آن جا توقف کردند و خطاب به مردگان فرمودند: ای اهالی خانه های وحشت ناک و جایگاه های خالی و گور های تاریک و ظلمانی، ای اهالی خاک، ای اهالی غربت، ای اهالی تنهایی، ای اهالی وحشت و هراس، شما از ما سبقت گرفتید و به دیار ابدی شتافتید و ما به نیز به شما ملحق خواهیم شد، اما خانه های شما را دیگران تصاحب کردند و اما همسر های شما ازدواج نمودند و اما مال و ثروت های شما بین وارثان تقسیم شد، این خبری است که نزد ماست، پس چه خبری نزد شماست؟ سپس به اصحاب خود رو کرده و فرمودند: اما چنانچه به این مردگان اجازه سخن گفتن داده می شد، حتما به شما خبر می دادند که بهترین زاد و توشه، تقوا و پرهیز کاری است.

دراین حرکت بسیار جالب، امیر المؤمنین علی (علیه السلام) ، خواستند به اصحاب خود بهترین زاد و توشه آخرت را معرفی نمایند. در حقیقت در این حرکت، آن حضرت، اهالی گورستان ها را معرفی نموده اند که آنان در خانه های تنهایی و غربت و وحشت و زیر خروار ها خاک آرمیده اند و هیچ انیس و مونسی در آن تاریکی قبر ندارند و دستشان از این جهان کوتاه شده و حتی اختیار سخن گفتن نیز از آنان سلب گردیده است؛ از سوی دیگر در این موعظه جاویدان ، آن حضرت در باره سرنوشت املاک و زنان و اموال آنان سخن گفته و فرموده اند که چیز هایی که باعث دلبستگی بیشتر انسان ها شده و می شود ، چیزی نیست که برای انسان ماندگار باشد و پس از مرگ انسان، این دیگران هستند که آن ها را تملک نموده و چه بسا به وصیت های او نیز جامه عمل نمی پوشانند! خانه و زن وسایر اموال انسان در تصرف دیگران قرار گرفته و از این انسانی که با امر و نهی و تصمیم خود در آن ها، تصرف می کرد، پس از مرگش، حتی به چند تکه پارچه بی ارزش نیازمند است که ورثه و بازماندگان وی آن ها را تهیه و بر او می پوشانند. آن حضرت در این حدیث، این اخبار را به اهالی آن گورستان داده اند و از آنان پرسیده اند که آنان چه خبری دارند؟ سپس به اصحاب خود می فرمایند که اینان به رغم اینکه می توانند سخن بگویند اما اجازه سخن گفتن ندارند و چنان چه این اجازه را داشتند؛ قطعا به عنوان مهمترین خبر، می گفتند که بهترین زاد و توشه انسان برای آخرت،تقوا و پرهیز کاری است. بدون شک انسان برای سفر دور و دراز خود به سوی جهانی دیگر ، به زاد و توشه کافی نیاز مند است و در این مسیر و پس از مرگ نمی تواند زاد و توشه ای فراهم آورد و می بایست پیش از این سفر، هر آن چه را که بدان نیازمند است، برای خود تدارک دیده و به آن جهان و در حساب خود ذخیره نماید. در هر صورت ما انسان ها باید در به دست آوردن بهترین زاد و توشه آخرتمان تلاش نماییم و به حد اقل تقوا اکتفا نکنیم، زیرا تقوا را مراتبی است که انبیا و اولیای الهی دارای بالاترین مرتبه آن بوده اند به گونه ای که این صفت به صورت ملکه ای در عمق جان و دل آنان رسوخ کرده و حتی از اندیشه گناه و معصیت نیز آنان را باز می داشته است، طبیعی است که برای ما انسان های عادی و غیر معصوم درک آن مرتبه نا ممکن است اما باید در این راه همواره تلاش نموده و چنان چه از خدای خود گریزان شده ایم به سوی او باز گردیم و با او آشتی نماییم. در باره کمترین مرتبه تقوی نیز حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب(علیه السلام) می فرمایند:«إتق الله بعض التقی و إن قلّ و إجعل بینک و بین الله سترا و إن رقّ» یعنی "از خدا بترس و پرهیز کاری کن هر چند کم باشد و بین خود و خدای خود پرده ای را قرار ده هرچند نازک باشد " در این کلام پر از حکمت نیز آن حضرت می فرمایند که انسان باید از خدا بترسد هر چند ترس او اندک باشد و باید بین خود و خدا پرده ای را قرار دهد هرچند نازک باشد و نباید همه پرده ها را بدرد و همه پل های پشت سر خود را ویران سازد تا اگر روزی پشیمان شده و خواست باز گردد بتواند باز گردد و همه را هها را به روی خویش نباید ببندد.

 


7- قال رسول الله (ص) : الصائم فی عبادة و إن کان علی فراشه ما لم یغتب مسلما ( تحف العقول / مواعظ النبی و حکمه

همچنان که پیامبر خدا(ص) در خطبه شعبانیه فرموده اند که در ماه خدا رمضان خواب شما عبادت و دم و بازدم شما تسبیح است . بنا بر این فرد روزه دار هر چند بخوابد با توجه به این که از مبطلات روزه امساک می نماید  لحظه لحظه و در تمام ساعات روز ثواب عبادت را دارد و در حال عبادت  است حتی اگر در بستر خواب  یا در حال استراحت باشد اما نکته مهم و قابل توجه در این حدیث شریف این است که روزه صرفا به امساک کردن از خوردنی ها و نوشیدنی ها و میطلات دیگر روزه نیست بلکه روزه زبان و حتی روزه فکر و اندیشه بنا بر آن چه در روایات وارد شده است از روزه شکم حایز اهمیت بیشتری است  و زبان روزه دار نیز باید از گفتن آنچه که غیبت شمرده می شود پرهیز نماید زیرا غیبت کردن برادر مسلمان به منزله خوردن گوشت اوست در حالی که مرده است زیرا قران کریم در سوره حجرات می فرماید « ولا یغتب بعضکم بعضا أیحب أحدکم أن یأکل لحم أخیه میتا فکرهتموه ...» در حدیثی نیز از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) وارد شده است که « الغیبة أشد من الزنا فقیل یا رسول الله و لم ذ لک ؟ قال صاحب الزنا یتوب فیتوب الله علیه و صاحب الغیبة یتوب فلا یتوب الله علیه حتی یکون صاحبه الذی أغتابه یحله » ( خصال شیخ صدوق (رحمه الله ) ج1 /73 ) غیبت کردن از زنا نمودن گناهش سنگین تر است زیرا فرد زنا کار توبه می نماید  و توبه اش در درگاه خداوند پذیرفته می شود اما توبه غیبت کننده تا زمانی که غیبت شونده او را نبخشد ؛ پذیرفته نخواهد شد . از این رو باید در حال روزه دقت نماییم از زبان خود مواظبت به عمل آوریم و از غیبت کردن دیگران و رنجاندن آنان با زبانمان بپرهیزیم .


 

6 - قال علی (علیه السلام): «إنّ المرء إذا هلک،  قال الناس ما ترک و قالت الملائکة ما قدّم، لله آبائکم فقدموا

 لکم ذخرا و لا تخلّفوا کلا فیکون علیکم کلّا.» ( نهج البلاغة بعضا  یکن

 

امام علی ابن ابی طالب (علیه السلام) می فرمایند: «هرگاه کسی از دنیا برود مردم می گویند که  چه جای گذاشت و فرشتگان می گویند که چه پیش فرستاد؟ خدا پدرانتان را بیامرزد! پس بخشی از دارایی خود را به جهان آخرت بفرستید تا برایتان ذخیره باشد  و همه را جای نگذارید تا باری بر دوشتان  باشد.»
بیشتر انسان ها در دوران زندگانی در این جهان به دنبال  گردآوری مال و ثروت و به دست آوردن افتخارات این جهان هستند و در این راه از یکدیگر گوی سبقت می ربایند و آرزوهای دور و دراز و بلندی را در سر می پرورانند، آرزوهایی که پایانی ندارد و با افزایش عمر انسان ها و پا گذاشتن به دوران پیری و کهنسالی دستخوش کاهش نمی گردد و همچنان  به رغم پیری و بی نشاطی، در درون  انسان ها از نشاط و جوانی برخوردار است.  انسان بر اساس فرهنگ زلال اسلامی می بایست در تأمین نیاز های مادی زندگی خود و خانواده، تلاش نماید و از فقر و تهیدستی گریزان باشد و خود را بر دیگران  تحمیل نکند و مانند همه پیامبران و اولیای الهی به کار  و کوشش بپردازد و از نعمت های پاک و حلال که از سوی خداوند در اختیار بشر قرار گرفته است بهره ببرد و در نگهداری و سلامتی وجود خود به  منظور بر پاداشتن دستورات خداوند از هیچ تلاشی دریغ نکند اما از افراط در این راه بر اساس دستورات اسلام ناب خود داری نماید .
پیامبران و اولیای خداوند که نه با چشم دیده بلکه با چشم دل، درون اشیاء و واقعیت های ماورای مادیات را دیده اند؛ همواره به کمترین بهره از  این جهان بسنده نموده واز انباشتن سرمایه و کالای بی ارزش این جهان پرهیز کرده اند و بیشتر فرصت های عمر خود را در کسب ارزشهای اخروی و اجر و پاداش ماندگار برای جهان پس از مرگ به کار گرفته و از فرصت های طلایی این جهان در خشنودی خداوند متعال ، بیشترین بهره برداری را نموده اند. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد ابن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)نقل شده است که انسان و هر آنچه در اوست  پیر می شود مگر طمع که با پیری انسان پیر نمی گردد و جوان تر می شود و شاید راز جوان ماندن  طمع در انسان ها این  است که انسان در دوران پیری می بیند که به زودی باید از این جهان خداحافظی نماید و از نعمت ها و لذت های مادی بی بهره گردد از این رو  در راه تأمین آنها تلاشی افزون می نماید اما در دوران جوانی انسان، فرصت های زیادی را همچنان پیش روی  خود می بیند و در راه آن شتاب نمی کند .
انسان دوران عمر بسیار کوتاه خود را همواره در ذخیره نمودن مال و ثروت، صرف می کند و چه بسا از آن چه ذخیره  نموده است بهره ای نبرده و برای وارثان خود بر جای می گذارد و آن چه که در عمر  خود نخورده و نداده؛ مورد حیف و میل دیگران قرار می گیرد. در روایتی از  پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که در آن می فرمایند: «الرجال اربعة: سخی و کریم و بخیل و لئیم، فالسخی الذی یأکل و یعطی و الکریم الذی لا یأکل و یعطی و البخیل الذی یأکل و لا یعطی و الئیم الذی لایأکل و لا یعطی.»( نهج الفصاحة ج1/ ص463)
یعنی : انسان ها چهار گروه هستند: سخاوتمند و کریم و بخیل و لئیم و پست، پس سخاوتمند کسی است که خود می خورد و به دیگران نیز می خوراند و کریم کسی است که خود نمی خورد ولی به دیگران میخوراند و بخیل کسی است که خود می خورد ولی به  دیگران نمی دهد و لئیم  کسی  است که خود نمی خورد و به دیگران نیز نمی دهد!
     دم بـــدم عــمر مـی رود بر بــاد                 بـاده خـور باده را هرچـه بادا باد 
    دیدی آخر که خواجه بمرد و نبرد                   آنــچـه در عــمـر نخـورد و نـداد
   خـود بخـــور یا بــده وگــرنه بـنــه                  تا خــورد دشــمنت  به روز مباد

 

امام علی ابن ابی طالب(علیه السلام) در سخنی از سخنان گهر بارش می فرماید: « ان دنیاکم هذه لأهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم، و احقر من ورقة فی فم جراد، ما لعلیّ و نعیم یفنی و لذة لا تبقی» (غرر الحکم ج1/ص217) یعنی: همانا این دنیای شما در نظر من از استخوان بی گوشت خوک در دست انسان مبتلا به بیماری خوره بی ارزش تر و از برگی ناچیز در دهان ملخی پست تر است، علی  را چه رسد به نعمتی که نابود شونده است و لذتی که ماندگار نیست! .
در عین حال گروهی از انسان های پاک سرشت که به معنی و مفهوم حقیقی زندگی پی برده و در درون خویش سخنان گهربار اولیای دین را تفسیر نموده اند؛ با شتاب به سمت و سوی آن حقایق  به راه افتاده و از کالاهای بی ارزش این دنیا گریخته اند. چه بسا  دانشمندان و نیز نیکانی که در گذشته دور و نزدیک، فریب مار خوش خط و خال دنیا را  که در باطن جز عجوزی چرکین حال و چندش آور نیست، نخورده اند و در زمره عارفانی خدا شناس و دارای کرامت، در میان مردم خود درخشیده اند و  به رغم این که دارای شغل و حرفه ای مانند دیگران بوده اند، به مقام های بلند معنوی رسیده اند که نمونه هایی از آن را می توان در وجود بزرگانی مانند سید هاشم حداد از شاگردان مرحوم قاضی  طباطبایی در عراق و مرحوم شیخ رجب علی خیاط در تهران جستجو نمود. روشن است که شغل  شیخ رجبعلی خیاط در تهران خیاطی بوده است و مرحوم سید هاشم حداد در شهر کربلای عراق به نعل بندی اشتغال داشته و معروف به سید هاشم نعلبند بوده است، اما شاگردان وی به منظور احترام ایشان، لقب «حداد»  را بر آن بزرگوار نهاده اند. اینان به پیروی از اساتید و مولای خود امیر مؤمنان، به معنی و مفهوم زندگی پی برده و لحظات گرانمایه عمر خود را به آلودگی گناه و معصیت و غفلت از یاد خدا ، سپری نکرده و ثانیه های آن را در به دست آوردن افتخارات اخروی، صرف نموده اند. زیرا بر اساس آیات نورانی قرآن کریم و روایات و سیره و تاریخ پیامبران و امامان  معصوم، این دنیا، جای ماندن نیست و سرانجام زندگانی در این دنیا، مرگ و مردن است و پیامبری مانند حضرت نوح (علیه السلام) که نهصد و پنجاه سال در میان قوم خود به هدایت مردم می پردازد، سرانجام می میرد و پیامبر گرانقدر اسلام نیز با عمر کوتاه شصت و سه ساله، روحش به جهان ملک و ملکوت، به پرواز در می آید و حضرت سلیمان ابن داود، با همه ملک و پادشاهی و سلطنت بر جن و انس، می میرد و حضرت ایوب با همه رنج و محنت، با این جهان، وداع می کند، این سرنوشت انسان در این جهان  است، سرنوشتی که همه ما از آن غافلیم. 
این رشته سری دراز دارد و در بخش های آینده « حدیث هفته» بدان خواهیم پرداخت.
 

5 - قال امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب ( علیه السلام ):

من أصبح علی الدنیا حزینا فقد أصبح لقضاء الله ساخطا و من أصبح یشکوا مصیبة نزلت به فإنما یشکوا ربه و من أتی غنیا فتواضع له لغناه ذهب ثلث دینه و من قراء القرآن فمات فدخل النارفهو کان ممن یتخذ آیات الله هزواو من لهج قلبه بحب الدنیا ، التاط قلبه منها ثلاث : هم لا یغبه و حرص لا یترکه و أمل لا یدرکه ( نهج البلاغة / حکمة 219)

ترجمه : حضرت علی (علیه السلام ) فرمودند : هرکس  برای به دست نیاوردن کالای دنیا اندوهگین شود فس قطعا به خاطر قضای خداوند خشمگین شده است و هر کس برای مصیبتی که بر وی نازل شده شکوه و اعتراض نماید پس همانا از خدا شکایت نموده است و هر کس به فرد ثروتمندی برسد و به خاطر ثروتش با وی فروتنی نماید دو سوم دینش را از دست داده است و هرکس اهل تلاوت قرآن باشد و از دنیا برود ولی به جهنم بیافتد پس او از کسانی بوده است که آیات خداوند را به مسخره می گرفته است ! و هر کس دلش شیفته محبت و دوستی دنیا گردد ، دلش به سه چیز در دنیا دلبسته گردد و همیشه این دلبستگی وی را آزار دهد : اندوهی که از او جدا نشود و حرص و آزی که او را رها نکند و آرزویی که هیچ گاه به آن دست نیابد .

در این روایت بسیار جالب که می تواند به عنوان دستوری روزانه برای ما به شمار آید حضرت امیر المؤمنین  علی ( علیه السلام ) به چند موضوع مهم اشاره فرموده اند : نخست این که انسان سزاوار نیست به خاطر به دست نیاوردن دنیای بی ارزش غمگین گردد زیرا چنان چه از این جهت ناراحت شود ؛ نتیجه این خواهد بود که به قضا و حکم خداوند خشمگین شده است ، زیرا آنچه را که انسان از دنی به دست می آورد به همان میزان است که خداوند برای او مقدر کرده و در واقع قسمت او از دنیا همان اندازه بوده است .در بسیاری از آیات قرآن کریم و روایات وارد شده است که رزق و روزی از سوی خداوند بین بندگان تقسیم می شود و کم و زیاد  آن ار جانب خدا تعیین می شود و بندگان در آن نقش نهایی و اصلی ندارند . در آیه ای از قرآن چنین آمده است :  " أهم یقسمون رحمة ربک نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوة الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضا سخریا و رحمة ربک خیر مما یجمعون ( زخرف /32) در این آیه خداوند به صراحت می فرماید : ما زندگانی و روزی انسان ها را تقسیم نموده ایم و برخی را بر برخی دیگر با مال و مقام برتری دادیم تا برخی از مردم به دلیل ثروتی که در اختیارشان قرار گرفته است برخی دیگر را مسخر به خدمت خود نمایند در حالی که رحمت خداوند از آن چه آنان از مال دنیا جمع می کنند بهتر است .در آیات پساز این آیه خداوند برای اعلام بی ارزشی دنیا فرموده است که اگر همه مردم از یک امت نبودند ما خانه های کسانی که به خداوند کفر می ورزند زا در چند طبقه از نقره قرار می دادیم برای خانه هایشان درهای بسیار و تخت های زرنگار قرار می دادیم تا بر آن ها تکیه زنند و آن ها را به زیور می آراستیم  و این ها همه از کالای پست و فانی دنیا است و آخرت نزد خدای تو ویژه پرهیز کاران است .( به آیات 33 - 35 همان سوره مراجعه فرمایید )  . آیات زیادی از قرآن کریم که کتاب درس و زندگی برای بشریت است به دنیا و آخرت اختصاص یافته است و خداوند در برخی از آن آیات ، دنیا را با آخرت مقایسه نموده و اوصاف دنیا و آخرت را بر شمرده است و تا آنجا که عقل بشر یاری می داده است ، خصوصیات بهشت را نیز بیان داشته و عذاب و کیفر گناه کاران را نیز توضیح داده است و در کنار نعمت هایی که در بهشت در انتظار پرهیز کاران و اهل ایمان قرار دارد ؛ به انواع عذاب هایی که کفار و گناه کاران را در گرداب آن ها قرار خواهد داد نیز اشاره نموده است ، ولی آن چه مسلم است هم نعمت های خداوند برای اهل بهشت و هم عذاب های اهل جهنم  ، با آن چه در این دنیا لمس نموده و جلوه هایی از آن ها را احساس نموده ایم ،  تفاوت دارد و طبعا خداوند در قرآن کریم از آن دسته از نعمت های بهشت و یا کیفر های جهنم نام برده است که ما به لحاظ مشاهده نمونه های دنیایی آن می توانیم  آن ها را درک کنیم ، اما چه بسا نعمت هایی در بهشت برای اهل آن مقرر شده باشد که عقل ما و سیستم وجودی ما در دنیا نمی تواند آن ها را درک نماید . و همچنین اکنون عذاب های جهنم نیز چه بسا برای ما قابل درک و فهم نیست .  برای ملاحظه برخی این پدیده ها میتوان به سوره های ( الرحمن ، واقعه ، دهر ،  عم و... ) مراجعه نمود . 

در بخش دوم حدیث امام می فرمایند : و هر کس نسبت به مصیبتی که بر او وارد شده شکوه نماید پس او از خدا شکایت نموده است ، زیرا در قرآن کریم نسبت به صبر و بردباری در برابر مصیبت ها و سختی ها تأکید شده است و در آیه ای خداوند می فرماید : "و لنبلونکم بشیئ من اخوف والجوع و نقص من الموال و الأنفس و الثمرات و بشر الصابرین الذین إذا أصابتهم مصیبة قالو إنا لله و إنا الیه راجعون " (بقره / 155 - 156 ) اولئک علیهم صلواه ..."  در این آیه خداوند می فرماید که انسان ها همواره در آزمایش قرار می گیرند و آن کس در این آزمایش ها پیروز خواهد بود که صبر و خویشتن داری پیشه نموده و از جزع و فزع و ناسپاسی بپرهیزد و عبارت استرجاع را بر زبان جاری سازد، تا مورد رحمت و درود خداوند قرار گیرد.

در بخش دیگر آن می فرماید که سلام و تواضع انسان به دیگران باید برای خدا باشد نه برای طمع در مال وثروت آنان، و اگر به فرد ثروتمندی به خاطر ثروتش تواضع کند، دو سوم دینش را از دست داده است زیرا از یاد خدا غافل شده و به بنده ای که خود نیز به خدا نیاز دارد توکل نموده است.

وهر کس که در جهان دیگر به جهنم افتد در حالی که در این جهان قرآن می خوانده است، باید دانست که او از جمله کسانی بوده است که آیات خدا را به مسخره می گرفته است، زیرا به آن آیات نورانی عمل نمی کرده است و از جمله کسانی بوده است که چیز هایی را می گفته یا می خوانده است ولی نه در قلب خود و نه در رفتار خود نشانی از از آیات خداوند را از خود بروز نمی داده است.

در بخش پایانی حدیث می فرمایند که هرکس دلش شیفته این دنیا شود؛ سه چیزاین جهان دل او را می رباید و همواره او را از یاد خدا و جهانی دیگر غافل سازد، نخست  غم و غصه ای است که از این دنیا بر او وارد شود و همواره حسرت گذشته و دارایی دیگران را می خورد و دوم این که گرفتار حرص و طمع ابدی می شود و تا پایان عمر خود گرفتار آن خواهد بود و سوم این که آرزو های دور و درازی را در سر می پروراند ولی به آن ها نمی رسد و آن ها را با خود به گور می برد.


4 - حديثی جالب در باره امر به معروف ونهی از منکر:

قال الباقر (عليه السلام ) :

أوحی الله عزّ وجلّ الی شعيب النّبی  ، انّی معذّب من قومک مأة ألف ، أربعين ألفاً من شرارهم و ستّين ألفاً من خيارهم ، فقال (عليه السلام ) يا ربّ هؤلاء الأشرار فما بال الأخيار ؟ فأوحی الله عزأ وجلّ اليه : داهنو أهل المعاصی و لم يغضبوا لغضبی . (فروع کافی ج۱ ص ۳۴۳ )

ترجمه : امام باقر (عليه السلام ) فرمودند : خداوند عز وجل به حضرت شعيب پيامبر وحی نمود که من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد ، چهل هزار نفر از بدکاران قوم تو وشصت هزار نفر از نيکان قوم تو را ، حضرت شعيب (عليه السلام ) عرضه داشت : پروردگارا ! بدان قوم من سزاوار عذابند اما نيکان وخوبان قوم من چه گناهی دارند ؟ پس خداوند به آن حضرت وحی کرد :که خوبان قوم تو نسبت به گناه کاران مداهنه وتسامح نمودند وبه خاطر غضب من غضب نکردند .

از اين حديث می توان استفاده نمود که مسامحه و بی تفاوتی نسبت به گناه و معصيت آشکار ديگران ، خود گناهی نا بخشودنی است و عذاب الهی را به دنبال خواهد داشت ؛ زيرا در حديثی ديگر از حضرت علی( عليه السلام ) نقل شده است که حضرت فرمودند : (الراضی بفعل قوم کالداخل فیهم و لکل داخل فی الباطل  إثمان ، إثم العمل به و إثم الرضا به)  کسی که به کردار ناشايست قومی راضی باشد مانند اين است که با آن قوم در آن عمل شريک است و هر کس که مرتکب کار ناشايست شود دو گناه دارد‌: گناه انجام آن و گناه رضايت به آن عمل ناپسند‌ .

 در هر صورت در قران کریم خداوند متعال داستان هایی از اقوام گوناگون از جمله قوم نوح ، قوم هود (عاد ) ، قوم صالح (ثمود) قوم لوط و اقوام دیگری را متذکر گردیده است و عذاب های سهمگینی که بر ان اقوام نازل شده است را شرح داده است . آن اقوام ناسپاس و طغیان گر نه تنها به دو اصل مهم یعنی امر به معروف و نهی از منکر عمل نکردند بلکه به امر و نهی و موعظه و نصیحت پبامبران خود که دارای معجزاتی نیز بودند گوش فرا نداده و به مسخره نمودن و استهزاء آنان پرداختند و با رفتار ناشایست و غیر انسانی خود باعث خشم و غضب الهی شده و در گرداب دردناک ترین عذاب های الهی گرفتار شدند . اصولا فلسفه بعثت پیامبران الهی امر به معروف و نهی از منکر بوده است و در فرایند امر به معروف و نهی از منکر است که قوام جوامع بشری حفظ شده و زندگی انسانها در فضایی آرام و همراه با امنیت سیاسی ، اقتصادی ، فردی و اجتماعی استقرار خواهد یافت و در صورت اجرای این دو اصل مهم اجتماعی از سوی عموم مسلمانان ، جان و مال و ناموس و دین آنان از امنیت کافی برخوردار خواهد شد و از تعرض نا اهلان در امان خواهد بود و در همین راستا انسان ها در اخلاق فردی و اجتماعی خود به موازین شرعی و الهی عمل نموده و دین و دنیای آنان تضمین می یابد و در پرتو گسترش معروف و ریشه کنی منکرات ، به آسایش و رفاه کافی دست می یابند . در خصوص فلسفه قیام حضرت ابا عبدالله الحسین در عاشورای سال 61 هجری ، می توان به این فراز از سخن آن حضرت اشاره نمود که می فرماید " ... إنی أحب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ... "  یعنی : من امر به معروف ونهی از منکر را دوست می دارم . و نیز می فرماید : ( ... و انی لم أخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و ظالما بل انما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی (صلی الله علیه و آله و سلم ) أرید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر  و أسیر بسیرة جدی و أبی علی ابن ابی طالب ... ) یعنی " من برای طغیان و سرپیچی و سرکشی و تکبر در برابر حق و برای افساد و ظلم و ستم به کسی قیام نکردم و  قیام من فقط برای اصلاح امت جدم رسول خدا صورت گرفته است . همچنین می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم " ،  در واقع امام حسین (علیه السلام ) و سایر شهدای کربلا ، شهیدان راه امر به معروف و نهی از منکر هستند که جان های شیرین خود را در راه این دستور خداوند فدا نموده و بزرگترین گام را در عصر خود برای حفظ دین خدا برداشتند و اکنون  وجود صدها میلیون شیعه در جهان و نیز حدود یک میلیارد و نیم مسلمان در جهان و حفظ اندیشه های اسلامی و  پایگاه های دینی تماما مدیون خون های پاک این شهیدان جاوید تاریخ و سایر قربانیان عرصه جهاد و شهادت است .  خوشبختانه سال های سال است که درایران اسلامی در خلال ایام دهه اول محرم و تاسوعا و عاشورا هفته امر به معروف و نهی از منکر اعلام شده است و در آن ایام برنامه های خاصی هر ساله از سوی مراجع ذی صلاح از جمله نیروی انتظامی تدارک دیده می شود ، اما در عین حال نباید به این مقدار اندک بسنده نمود و لازم است این فریضه الهی در طول سال مورد توجه مسئولان و مردم مسلمان قرار گیرد و برای شناسایی و از میان برداشتن ریشه های گناه و هر گونه جرم و جنایت در کشور می بایست بسیج عمومی امر به معروف و نهی از منکر اعلام شود و از مقطعی بودن این بسیج خودداری گردد .


3 - عن ابی حمزة الثمالی قال: سمعت علی بن الحسین (علیهالسلام)یقول:ما من خطوة أحب إلی الله عز وجل من خطوتین:خطوة یسدّ بها المؤمن صفا فی سبیل الله و خطوة إلی ذی رحم قاطع و ما من جرعة أحب إلی الله عز و جل من جرعتین:جرعة غیظ ردّها مؤمن بحلم و جرعة مصیبة ردّها مؤمن بصبر و ما من قطرة أحب إلی الله عز وجل من قطرتین: قطرة دم فی سبیل الله و قطرة دمعة فی سواد اللیل لایرید بها عبد إلا الله عزوجل ( خصال ج1 /59)

 

ترجمه:  از امام سجاد زين العابدين(عليه السلام) نقل شده است كه فرمودند: هيچ گام و قدمي نزد خداوند عزيزتر از دو گام نيست: قدمي كه به واسطه آن اهل ايمان در راه خدا صف ببندند و بسيج شوند، و گام برداشتن به سمت ارحام و خويشاني كه قطع رحم كرده اند، و هيچ نوشيدني نزد خداوند بهتر از دو نوشيدني نيست: فرو نشاندن خشم و غضب از سوي فرد با ايمان از روي حلم و بردباري و فروگذاردن مصيبت از سوي مؤمن از روي صبر، و هيچ قطره اي نزد خداوند محبوب تر از دو قطره نيست: قطره خوني در راه خدا و قطره اشكي در سياهي شب كه بنده خدا فقط براي خداوند بريزد.

يكي از بهترين عبادات بسيج كردن بندگان خدا براي بستن صفوف به منظور دفاع از اسلام است و كساني كه در اين راه حركت كنند، گام هاي آنان محبوب ترين گام ها نزد خداوند خواهد بود. زيرا اين صفوف به هم فشرده مسلمانان در طول تاريخ بوده است كه اسلام را بيمه كرده و از زوال و نابودي نگه داشته است. همچنين حركت به سوي بستگاني كه قطع رحم كرده و از خويشان خود كناره گرفته اند، نيز بهترين قدم نزد خداوند است و در اسلام دراين خصوص بسيار سفارش شده است. زيرا در اين گام ها، انسان نفس خود را زير  پا گذاشته و با تواضع به ديدار كسي مي شتابد كه او  فاصله گرفته است و در اين گام مقابل به مثل نكرده است.

دو جرعه يعني فرونشاندن خشم و غضب و ديگري تحمل رنج مصيبت نيز نزد خداوند محبوب تر است، زيرا در روايات وارد شده است كه غضب، اعمال انسان را فاسد مي كند. همچنان كه سركه عسل را فاسد مي كند.سيره پيامبر خدا و اهل بيت بزرگوار آن حضرت نيز در اين خصوص براي همه ما الگوست. همچنين از جمله صفات بارز بسياري از اوليا و عرفا نيز حلم است. در باره مرحوم علامه طباطبايي نيز گفته شده است كه آن بزرگوار هيچ گاه در طول زندگي خود، غضب نكرده است و يكي ازشاگردان ايشان نقل مي كند كه همراه آن مرحوم با پاي پياده به سمت منزل ايشان در شهر مقدس قم  درحال حركت بوديم و در پياده رو خيابان نوجواني با دوچرخه به ايشان زد و آن بزرگوار نقش بر زمين شد و دوچرخه سوار نيز با دوچرخه خود بر زمين افتاد. اين جا بود كه ما پيش خود گفتيم كه علامه ناراحت خواهد شد و به صورت خشم آلود با دوچرخه سوار سخن خواهد گفت، اما باشگفتي مشاهده كرديم كه علامه از زمين برخاست و لباس هاي خود را تكان داد و رو  به دوچرخه سوار كرد و با روي خوش از وي پرسيد: شما كه آسيبي نديديد؟ وي پاسخ داد كه خير، همچنين پرسيد: دوچرخه ات هم كه مشكلي پيدا نكرده است؟ وي پاسخ داد:خير ،و علامه به وي گفت: الحمدلله، برو

دو قطره نيز نزد خداوند از همه قطره ها محبوب تر است يكي خونهاي پاكي است كه در راه خدا بر زمين ريخته شود. نخستين قطره خون شهيد كفاره گناهان وي است و درخت اسلام همواره با خون شهيدان آبياري شده است. خون پاك شهيدان تاريخ از بدر و احد و حنين و كربلا و ساير خون هاي به ناحق ريخته شده است كه اكنون اسلام را زنده نگه داشته است. همچنين قطرات اشكي كه اهل ايمان در مناجات خود در دل شب مي ريزند بهترين قطرات نزد خداوند است،جاي شكي نيست كه پيامبر خدا و اهل بيت آن حضرت(عليهم السلام) بر اساس گواهي تاريخ،در نيمه هاي شب با خداوند مناجات مي كردند و از خوف خدا اشك مي ريختند.

 


 2- « قال امیر المؤمنین (علیه اتلسلام): إن الدنیا عیشها قصیر و خیرها یسیر وإقبالها خدیعةوإدبارها فجیعةولذاتها فانیةوتبعاتها باقیة»غرر الحکم / ج 1/260

ترجمه: به راستی عیش و زندگی این جهان کوتاه و خوبیش(نعمتهای آن) اندک و روی آوردنش مکر و خدعه و رفتنش اندوه و لذت های آن نابود شدنی و اندوه ها و آثار نیک یا بد بندگانش باقی ماندنی است.


1 - حديث هفته :

قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم ) :

إذا کان یوم القیامة لم تزل قدما عبد حتی یسأل عن اربع : عن عمره فینا أفناه ، و عن شبابه فیم أبلاه ، و عما إکتسبه من أین إکتسبه و فیم أنفقه ، و عن حبنا أهل البیت . ( تحف العقول / 56 / مواعظ النبی و قصار کلماته )

پیامبر خدا ( ص) فرمودند : چون روز قیامت بر پا شود پای هیچ بنده ای نمی لغزد تا از چهار چیز پرسش شود : از عمرش که در چه گذرانیده و از جوانیش که در چه صرف کرده و از آنچه به دست آورده که از کجا  آورده و در چه خرج کرده است و از دوستی ما اهل بیت .

توضیح : همچنان که روشن است عمر انسان که بهترین دوران آن در جوانی قرار دارد بسیار ارزشمند است و عمر و جوانی از دست رفته را با هیچ قیمت و پول و ثروتی نمی توان خریداری نمود . این نعمت از سوی خداوند در اختیار انسان گذاشته شده است تا انسان در پرتو آن ، به دستورات الهی،عمل نماید و  وظایفی ر ا که دین اسلام بر دوش همه قرار داده است ادا نماید و به دعوت خداوند در قران کریم پاسخ مثبت داده و از این عمر کوتاه نهایت بهره برداری را معمول دارد . این دنیا به مثابه مزرعه ای است که انسان در آن بذر می پاشد و در آخرت برداشت می نماید . همچنین جلسه امتحانی است که انسان را در آن می آزمایند تا در آخرت هر آن جه را که لایق آن است پاداش دهند . در قرآن کریم در سوره (عم ) می فرماید  « الذی خلق الموت والحیوة لیبلوکم أیکم أحسن عملا » او خداوندی است که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را آزمایش کند کدام یک از شما کردار بهتری دارد.

انسان همچنین در این جهان موظف است که در کسب و کار خود نهایت دقت را به عمل آورد و از کسب و درآمد حرام و باطل و نامشروع بپرهیزد و در صرف درآمد خود نیز دقت نماید و در راه حلال آن را مصرف کند و حقوق واجب آن را نیز بپردازد ، زیرا در حدیثی آمده است که  «فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب » در حلال دنیا حساب است و در حرام آن عقاب و مجازات .

چهارمین چیزی که در روز رستاخیز در باره آن از انسان پرسش می شود محبت اهل بیت رسول خدا است . کسانی که با محبت آن خاندان زندگی کرده باشند و در جسم و اعماق جانشان دوستی اهل بیت ریشه دوانیده است، به آسانی به حساب اعمالشان رسیدگی می شود  . البته آن محبت و دوستی ارزش دارد که همراه با عمل شایسته باشد و کسی که عمر خود را در لجنزار گناه و نافرمانی سپری کرده است ؛ قطعا نمی تواند ادعا نماید که با آن خاندان دوستی داشته است ! زیرا اگر آن ها را دوست می داشت عمل آن ها را نیز دوست داشت و زندگی و سیره آن بزرگواران را الگو قرار می داد و از  رفتار نورانی و سرشار از عشق به خدا در  آنان درس می گرفت و  در محضر خالق هستی ، جان خود را با پلیدی گناه ، آلوده و ناپاک نمی ساخت و از چشمه های زلال معارف آن عناصر نورانی ، کفی بر می گرفت و درد های درون خویش را با آن مداوا می نمود و زخم های بر جای مانده از تازیانه مسموم گناه و معصیت بر جسم و جان خود را با آن التیام می بخشید . اما اگر شیعه اهل بیت ( علیهم السلام ) نتوانست در دوران عمر کوتاه در این جهان ، محبت خود به انان را در عمل و کردار خود نمایان بخشد و به نماز و روزه و سایر احکام و دستورات الهی پایبند نباشد ، پس این دوستی و محبت در چه قاموس و فرهنگی تعریف خواهد بود  ؟  و تا چه اندازه ادعای این دوستی درست خواهد بود ؟ 

 

 
   
   
صفحه اصلی | عربی | engelish | آرشيو |  ارتباط با ما   
کلیه حقوق این سایت محفوظ است و نقل مطالب آن با ذکر منبع مجاز است Copyright © 2007
نشانی الکترونیک :  info@shia12.org   --  abmm62@yahoo.com