نگاهی گذرا به زندگانی مشعل داران هدایت

نگاهی گذرا به زندگانی مشعل داران هدایت

ahle-byet

نگاهی گذرا به زندگانی مشعل داران هدایت
الف / حضرت محمد ابن عبدالله در هفدهم ربیع۱ سال عام الفیل و پس از چهل روز از جریان اصحاب فیل متولد شدند. پدر آن حضرت عبدالله ابن عبد المطلب ومادر شان آمنه دختر وهب بود. پیش از اسلام به دلیل صداقت وامانت داری به محمد امین مشهور بودند. در سن بیست و پنج سالگی با حضرت خدیجه دختر خویلد که از تجار وثروت مندان مکه بود ازدواج نمودند.

چهل سال و چهار ماه و ده روز از عمر شریفشان گذشته بود که در غار حرا به عنوان آخرین پیامبر خدا انتحاب شدند و آیات آغازین سوره علق بر آن حضرت نازل شد و پس از حدود سیزده سال تبلیغ اسلام در مکه مکرمه و به دلیل فشار و توطئه کفار مکه ، آن حضرت در شب اول ربیع۱ به غار ثور پناه بردند و در شب چهارم ربیع۱ به مدینه ( یثرب ) هجرت کردند. آن حضرت پس از هجرت ، بیش از ده سال در مدینه النبی اقامت نمودند ودر جنگ های فراوانی که بین مسلمانان وکفار رخ داد شرکت کردند و سر انجام روح بلند آن حضرت بنا به قول بیشتر مورخین شیعه ،‌ در غروب روز بیست و هشتم ماه صفر به سوی خلد برین و جنات رضوان الهی پرواز نمود و یدن شریفشان در اتاق مخصوص عایشه، همسر آن حضرت ، نه به خاک که به دلهای مسلمانان جهان سپرده شد .

وصیت نا نوشته

همچنان که بارها شنیده ایم پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در اواخر عمر مبارکشان در حالی که گروهی از اصحاب در کنار بستر آن حضرت حضور داشتند؛ دستور دادند تا ابزار نوشتن حاضر کنند تا حضرت وصیت وسفارشی را برایشان بنویسند تا با عمل بدان ، هیچگاه گمراه نشوند. اما عمر ابن خطاب ، خلیفه دوم اظهار داشت :« قد غلب علیه الوجع و ان النبی لیهجر ، حسبنا کتاب الله » یعنی درد بر پیامبر خدا غلبه نموده و او از شدت درد و بیماری هذیان می گوید و قرآن ،کتاب خدا ما را بس است ! افراد حاضر در این جلسه اختلاف کردند و برخی با خلیفه دوم هم نوا شده و برخی دیگر گفتند به امر پیامبر خدا عمل کنید . هگامی که اختلاف شدت گرفت ، پیامبر خدا فرمودند : « قوموا عنی ، ولا ینبغی عندی التنازع » یعنی از نزد من برخیزید و بیرون روید و نزاع و مشاجره نزد من سزاوار نیست . پس از این جریان و پس از رحلت جانسوز آن حضرت ، عبدالله ابن عباس بارها می گریست و می گفت : «الرزیه کل الرزیه ما حال بین رسول الله( ص ) وبین کتابه » یعنی مصیبت تمام مصیبت، هنگامی رخ داد که مانع نوشتن سفارش پیامبر خدا ( ص ) شدند.

هر چند بسیاری از علمای اهل سنت در کتب حدیث خود ، عبارت خلیفه دوم را نقل به معنی نموده و نوشته اند که عمر ابن خطاب گفت : درد بر پیامبر غلبه کرده است و یا نوشته اند که آن جمع حاضر ، چنین گفتند و یا نوشته اند که عمر ، عبارتی را گفت که مفهوم آن غلبه درد بر پیامبر بود ، وبه این صورت خواسته اند از شدت این بی شرمی و بی احترامی نسبت به ساحت مقدس پیامبر اکرم ( ص ) بکاهند؛ اما برخی دیگر از علمای اهل سنت مانند امام غزالی در کتاب« سر العالمین » در مقاله چهارم و نیز سبط ابن جوزی در کتاب تذکره صفحه ۳۶ نوشته اند که عمر ابن خطاب با اشاره به آنحضرت ، گفت : « دعوا الرجل فانه لیهجر ، حسبنا کتاب الله » یعنی این مرد (پیامبر خدا ) را رها کنید وبه حرف او توجه نکنید ، او هذیان می گوید و کتاب خدا برای ما کافی است ! همچنین احمد ابن حنبل در کتاب مسند جلد ۳ صفحه ۳۴۶ از جابر ابن عبدالله نقل کرده است که پیامبر خدا هنگام رحلتشان کاغذ درخواست نمودند تا وصیتی را بنویسند و بس از آن حضرت گمراه نشوند اما عمر ابن خطاب مخالفت کرد و آن حضرت از نوشتن آن امتناع کردند.

این جریان ، از جمله اجتهاد هایی است که در تاریخ اسلام در برابر نص و تصریح قرار گرفته است و مرحوم سید عبد الحسین شرف الدین عاملی (قدس سره الشریف ) در اواخر عمر با برکت خود ، کتاب «النص و الجتهاد » را نوشتند که به نام « اجتهاد در برابر نص » به زبان فارسی نیز ترجمه شده است ؛ ودر آن کتاب از جمله این جریان تلخ را به تفصیل توضیح داده اند.

جای بسی تعجب است که هنگام وفات خلیفه اول ، ابو بکر ابن ابی قحافه ، وی در حال احتضار بود و وصیت نامه خود را دیکته می نمود و خلیفه سوم ، عثمان ابن عفان می نوشت . هنگامی که گفت : اما بعد ، از هوش رفت و ادامه آن را عثمان ، به این صورت نوشت : امابعد ، من عمر را به عنوان جانشین خود بر شما انتخاب نمودم ، از او اطاعت و پیروی کنید . و در این مورد خلیفه دوم نگفت که این مرد هذیان می گوید !!

ب/ حضرت امام حسن مجتبی در سه شنبه پانزدهم ماه رمضان سال سوم از هجرت متولد شدند ، پدر آن حضرت امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب ومادر شان حضرت فاطمه زهرا دختر پیامبر اکرم ( علیهما السلام‌) است .پیامبر اکرم به آن حضرت علاقه بسیار زیادی داشتند و در روایاتی آن حضرت و برادر شان امام حسین را دو آقای جوانان بهشت و دو گل وریحانه خود خونده اند.

دوران عمر شریف امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) ، دورانی پر از فراز و نشیب بود و آن حضرت در غم و مصیبت هایی که بر قلب پاک حضرت علی وحضرت فاطمه وارد می شد شریک بود . آن حضرت در سال چهلم هجری و پس از شهادت مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام) به امامت رسیدند ودر آغاز خلافت وامامت آن حضرت، معاویه ابن ابی سفیان از فرصت عدم وجود حضرت علی (علیه السلام ) استفاده نمود و به سوی عراق لشکر کشی کرد و با خدعه معاویه و تزلزل و ضعف ایمان سپاهیان آن حضرت ، ناچار به امضاء قرارداد صلح با معاویه شدند و سرانجام به مدینه جدشان رسول خدا باز گشتند و با نیرنگ معاویه و توسط زهری که همسر آن حضرت جعده بنت امیه به آن حضرت داد به شهادت رسیدند و به دلیل ممانعت عایشه همسر پیامبر خدا و جمعی از بنی امیه از دفن آن حضرت در کنار قبر شریف پیامبر خدا ، در قبرستان بقیع به خاک سپرده شدند .

ج/ امام هشتم حضرت علی ابن موسی ( علیه السلام) در روز یازدهم ذیقعده سال صد وچهل وهشت هجری و پس از پانزده روز از شهادت امام صادق ( علیه السلام ) در مدینه منوره متولد شدند . پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام ) ومادر آن حضرت نجمه خاتون بوده اند . در سال دویست هجری ، آن حضرت بنا به اجبار مأمون ، خلیفه عباسی از مدینه منوره به سوی مرو ، حرکت نمودند . آن حضرت از شهر های زیادی گذشتند، از جمله آنها شهر نیشابور بود و در این شهر بود که در جمع دهها هزار نفر از جمعیت استقبال کننده ، حدیث شریف قدسی سلسله الذهب را بر مردم این شهر روایت نمودند وآن حدیث این است : « کلمه لا اله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی » و چون در سلسله راویان این حدیث نام تمام امامان معصوم از خود آن حضرت تا امام علی و پیامبر خدا و جبرئیل هستند؛ حدیث سلسله الذهب ، نام گرفته است وحدیث قدسی ، احادیثی است که کلام خدا است ولی از آیات قران کریم نیست . امام هشتم پس از ورود به مرو وبه رغم اکراه آن حضرت به عنوان ولیعهد مأمون الرشید انتخاب شدند و مأمون دستور داد به نام آن حضرت خطبا ،خطبه بخوانند وبه نام آن حضرت سکه رسمی ضرب نمودند، چیزی که باعث حسادت وشعله ور شدن آتش کینه ودشمنی بنی عباس گردید. اما چیزی نگذشت که خلیفه عباسی ، حقد وکینه باطن خود را آشکار کرد و سر انجام آن حضرت را مسموم کرد و در آخرین روز ماه صفر سال دویست وسه هجری آن حضرت به شهادت رسیدند و در قریه سناباد در سرزمین طوس با عزت وعظمت دفن شدند .

==================================

مقام حضرت فاطمه (علیها السلام) :

در همه منابع مهم روایی شیعه و در بسیاری از صحاح و مسانید معتبر اهل سنت از جمله کتب : صحیح بخاری ، صحیح مسلم ، صحیح ابو داود ، مسند احمد ابن حنبل ،صحیح ترمذی ، کنز العمال ، حلیه الاولیاء ، مستدرک الصحیحین ، و چند کتاب معتبر دیگر از اهل سنت ، روایتی با تعابیر مختلف ، اما مفهوم نزدیک به هم از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است که : « فاطمه پاره تن من است پس هر کس او را غضب ناک کند مرا غضب ناک کرده است . » و نیز با تعبیر دیگری آمده است : « فاطمه پاره تن من است . خوشحال میکند مرا آنچه او را خوشحال می کند .» و نیز « همانا فاطمه پاره تن من است و هر چه باعث اذیت و آزار او شود ؛ باعث آزار من است .» و نیز خطاب به حضرت فاطمه فرموده است : « به درستی که خداوند به خاطر غضب تو ، غضب می کند و به خاطر رضایت و خوشنودی تو خوشنود می شود .»

مرحوم آیه الله سید مرتضی فیروز آبادی در صفحه ۱۸۷ از جلد سوم کتاب « فضائل الخمسه من الصحاح السته‌» که روایات فضایل و مناقب اهل بیت ( علیهم السلام ) را از کتب حدیث اهل سنت ، در آن کتاب ارزشمند ، گرد آوری نموده است ؛ می گوید :

شگفت آور است که این روایات تصریح دارد که غضب حضرت فاطمه ، باعث غضب خدا و پیامبر خدا می شود و در عین حال بخاری در صحیح خود که به مثابه نهج البلاغه شیعه پس از قران است ؛ در کتاب خمس از صحیح بخاری ، آورده است که فاطمه دختر پیامبر خدا ( علیها السلام ) نسبت به ابی بکر غضب نمود و از او کناره گیری کرد و دوری فاطمه تا زمان وفات آن حضرت ادامه داشت . و همچنین بخاری در باب غزوه خیبر روایت کرده است ؛ که فاطمه بر ابی بکر خشمناک شد و از وی دوری کرد و با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت . و نیز در کتاب فرایض از صحیح بخاری ، روایت کرده است که : فاطمه ( علیها السلام ) از ابا بکر دوری نمود و با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت . همچنین در صحیح مسلم و ترمذی نیز اقوالی به این مضمون وارد شده است .همچنین در کتاب السیاسه و الامامه ابن قتیبه ص ۱۴ ضمن نقل حدیث مفصلی از ملاقات ابوبکر و عمر با فاطمه زهرا ( علیها السلام ) در خانه امیر المؤمنین ( علیه السلام ) پس از نقل حدیث از حضرت فاطمه ( س ) و اعتراف عمر و ابو بکر مبنی بر اینکه آن حدیث را از پیامبر خدا شنیده اند ؛ نقل میکند که : حضرت فاطمه خطاب به آن دو نفر فرمودند : پس من ، خداوند و فرشتگان خدا را به شهادت می طلبم که شما دو نفر مرا خشمناک نمودید و مرا خوشنود نکردید و اگر پیامبر خدا را ملاقات کنم شکایت شما را نزد آن حضرت می برم . پس ابوبکر گفت : پناه می برم به خدا از غضب او و غضب تو ای فاطمه … و فاطمه می فرمود: به خدا پس از هر نمازی که می خوانم بر تو نفرین می فرستم .

فابل ذکر است که مخفی بودن قبر حضرت فاطمه (س ) دلیل و سند معتبری است بر این که آن حضرت از خلیفه وقت راضی نبوده و مورد اذیت و آزار وی قرار گرفته است .

و اما اهل سنت این واقعیت را پذیرفته اند ولی مانند بسیاری از حقایق دیگر ، به ابزار توجیه و مغالطه روی آورده اند و می گویند در صورتی غضب فاطمه غضب خدا و رسول اوست که غضب وی بر حق باشد اما غضب فاطمه برحق نبوده و برای دریافت ارث خود بوده است در حالی که بنا بر حدیث رسول خدا (ص ) ، ارث به وی تعلق نمی گرفته است . این توجیه بی اساس در جای خود پاسخ داده شده است و اجمال آن اینکه : اولا حدیث های یاد شده مطلق است و قید حق یا باطل ، ندارد و ثانیا حدیث عدم ارث گذاشتن پیامبران ، جعلی است و ناقل آن برای اولین بار فقط ابوبکر ابن ابی قحافه بوده است . و ثالثا فاطمه با آن همه فضایل که حتی کتب معتبر اهل سنت نیز نتوانسته اند از آن ها چشم پوشی کنند ؛ چگونه ممکن است از روی باطل چیزی را درخواست کند که حق او نیست ؟

===============================

مختصری از زندگانی حضرت معصومه (سلام الله علیها )

آن حضرت در روز اول ذیقعده سال۱۷۲ هجری قمری تولد یافتند . ایشان با امام هشتم حضــرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام ) از یک مــادر بوده اند و بســیار به امام رضـا (علیه السلام ) علاقه مند بودند . پس از ولایت عهدی امام هشتم و سفر آن حضرت به ایران بنا به دعوت مأمون عباسی، حضرت معصومه به عشــق دیدار برادر، در ســال دویست ویک هجری از مدینه منوره ، روانه سفر به ایران شدند.هنگامی که به ساوه رسیدند دچار بیماری سختی شدند وبه خادمشان دستور دادند؛ ایشان را به شهر مقدس قم انتقال دهد ، پس از ورود به قم، مردم این شهر به استقبال آن مخدره شتافتند وموسی ابن خزرج بن سعد اشعری که بزرگ اشعریون بود افسار شتر آن حضرت را گرفته ، به منزل خود برد وآن مخدره پس از هفده روز از ورودشان به شهر مقدس قم و در روز دهم ربیع الثانی آن سال، رحلت فرمودند وبدن مطهر آن حضرت در قبرستان بابلان دفن گردید.در آغاز، روی قبر ایشان سقفی از حصیر بنا کردند واولین گنبد را مخدره، زینب دختر امام محمد تقی (علیه السلام) بر روی مزار شریف آن حضرت بنا فرمود.در کنار مدفن شریف حضرت معصومه (علیها السلام )، زینب ،ام محمد ومیمونه دختران امام جواد (علیه السلام) نیز دفن گردیده اند .سن حضرت معصومه در زمان رحلت،بیست وهشت سال بود وایشان پس از امام علی ابن موسی الرضا(علیه السلام) دربین فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام ) دارای شأن ومقامی بس بزرگ هستند ودر روایات، برای زیارت آن حضرت ، ثواب زیادی ذکر شده است.

==================================

گوشه ای از زندگانی نورانی امام حسن عسکری (ع ):

نام آن حضرت ، حسن و مشهور ترین لقب آن حضرت عسکری و کنیه شریفشان ابو محمد است. امام حسن عسکری و امام هادی و امام جواد همچنین به ابن الرضا نیز مشهور بودند همچنان که امام هادی نیز به عسکری نیز خوانده می شدند. پدر آن حضرت امام علی نقی ( علیه السلام) و نام مادر شان حدیث و یا سلیل بوده و آن مخدره ام ولد بوده است.

امام حسن عسکری در روز جمعه ، هشتم ربیع الثانی سال دویست و سی و دو هجری قمری متولد شدند .

ستاره عمر آن حضرت کوتاه بود و در هشتم ماه ربیع الاول سال دویست شصت هجری در سن بیست و هشت سالگی در شهر سامرا واقع در عراق به دست خلیفه وقت ، معتمد عباسی ، به شهادت رسیدند و در جوار مرقد مطهر پدر بزرگوراشان امام هادی ( علیه السلام ) به خاک سپرده شدند ؛ اما در همین مدت کوتاه و به رغم کنترل شدید محل اقامت آن حضرت توسط مأموران خلفای عباسی ، همچون اجداد بزرگوراشان ، با کرامات و علوم و معارف خدادادی ، مایه عزت، افتخار وسربلندی شیعه شده و برتری خاندان پیامبر خدا ( صالله علیه و آله وسلم ) را به همگان نشان دادند. نقل شده که در سامرا ،خشک سالی شدیدی پیش آمد و مسلمانان سه روز پی در پی به منظور دعای باران به سوی صحرا رفتند ؛ اما اثری نبخشید ، ولی جاثلیق مسیحی با گروهی از مسیحیان به صحرا رفته و دعا نمودند و باران بارید و برخی از مسلمانان در حقانیت دین خود به شک افتادند . متوکل عباسی با نگرانی دستور داد امام عسکری را از زندان آوردند و این نگرانی را به آن حضرت منتقل کردند. روز بعد که راهبان مسیحی برای دعای مجدد باران به صحرا رفتند ؛ امام عسکری نیز حضور یافتند و هنگامی که جاثلیق مشغول دعا شد ؛ امام به غلام خود فرمودند تا برود و از بین انگشتان دست راست جاثلیق هرچه هست بیاورد . غلام رفت و با قطعه ای استخوان باز گشت . و دیگر دعای راهبان مسیحی اثری نبخشید . متوکل از امام پرسید این چه استخوانی است؟ امام پاسخ دادند : این راهب از قبر پیغمبری از پیامبران می گذشت ؛ این قطعه استخوان را به دست آورد و استخوان بدن پیامبر آشکار نمی شود مگر اینکه آسمان ببارد .

=================================

گوشه ای از زندگانی امام جعفر صادق ( علیه السلام )

نام امام صادق جعفر است . جعفر نام نهری در بهشت است . لقب مشهور آن حضرت صادق است و کنیه آن حضرت ابو عبدالله می باشد .پدر آن حضرت ، امام محمد باقر (علیه السلام ) و نام مادر آن حضرت ، ام فروه دختر قاسم ابن محمد ابن ابی بکر ابن ابی قحافه ( خلیفه اول ) است و مادر ام فروه ، اسماء دختر عبد الرحمن ابن ابی بکر است . قاسم ابن محمد ابن ابی بکر از اصحاب مورد اطمینان امام سجاد ( علیه السلام ) و از فقهای هفت گانه بزرگ در مدینه بوده است. همچنان که محمد ابن ابی بکر نیز در دامان حضرت امیر المؤمنین علی ( علیه السلام ) تربیت یافت و سر انجام در راه آن حضرت ، به شهادت رسید . امام صادق ( علیه السلام ) در روز هفدهم ربیع۱ سال هشتاد و سه هجری متولد شدند . از جمله فرزندان آن حضرت اسماعیل است که بسیار مورد علاقه امام صادق بود و در زمان حیات آن حضرت از دار دنیا رحلت نمود. امام موسی کاظم ( علیه السلام ) نیز از دیگر فرزندان آن حضرت است و مادر امام کاظم حمیده بوده است .

امام جعفر صادق ( علیه السلام ) در دوران پر بار عمر حود با استفاده از فرصت پیش آمده از تزلزل آخرین حکام بنی امیه و نوپا بودن حکومت بنی عباس ، حوزه بزرگ دینی و علمی را در شهر مدینه بپا نمودند و صدها و بلکه هزاران شاگرد آگاه و آشنا به دین و قرآن تربیت نمودند . در همین دوران بود که اساس مذهب شیعه و ناگفته های این مذهب در حلقات درسی آن حضرت ، تبیین گردید و به این سبب به مذهب شیعه ، شیعه جعفری و به فقه شیعه ، فقه جعفری نیز می گویند. برخی از مورخین ، تعداد شاگردان آن حضرت را چهار صد نفر و برخی دیگر ، تعداد آنان را تا چهار هزار نفر و حتی بیش از این رقم یاد نموده اند .از جمله شاگردان آن حضرت ، مالک ابن انس ، امام مذهب فقهی مالکی ها و نیز نعمان ابن ثابت ( ابو حنیفه ) امام مذهب حنفی ها بوده اند.

امام صادق (علیه السلام ) پس از شصت و پنج سال و هفت ماه از زندگانی پر از فراز و نشیب و پایه گذاری فقه شیعه ، در بیست وپنجم ماه شوال سال صد و چهل و هشت هجری به شهادت رسیدند و در جوار امامان معصوم ، امام حسن مجتبی ، امام زین العابدین ،و امام محمد باقر ( علیهم السلام ) و در کنار قبور فاطمه بنت اسد و عباس ، عموی پیامبر خدا در قبرستان بقیع ، به خاک سپرده شدند .

================================

نگاهی گذرا یه زندگانی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه )

حضرت ولی عصر حجه ابن الحسن العسکری ( علیهما السلام ) در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در شهر سامرا با ولادتشان جهان بشریت را نورانی ساختند . پدر آن حضرت امام حسن عسکری و مادر ایشان نرجس خاتون بوده اند . از جمله کسانی که شاهد ولادت آن حضرت بوده اند جناب حکیمه خاتون دختر امام جواد و عمه امام عسکری هستند .امام رمان (علیه السلام ) به دلیل فشار های حکام عباسی از آغاز ولادت تا سال ۳۲۹ هجری در غیبت صغری بوده اند و در این مدت چهار نفر از سفراء خاص با آن حضرت در ارتباط بوده اند . جناب علی ابن محمد سمیری ّآخرین سفیر و نایب خاص آن حضرت بوده است که در سال ۳۲۹هجری در گذشته است . مدت زمان غیبت ‌آن حضرت هفتاد و چهار سال بوده است . از سال۳۲۹ هجری غیبت کبری امام زمان آغاز شده و تا کنون ادامه دارد .

در باره موضوع مهدویت صدها روایت صحیح و موثق از طرق مختلف و به صورت متواتر نقل شده است و بسیاری از بزرگان شیعه آنها را در مجموعه هایی گرد آوری نموده و در دسترس عموم قرار داده اند . از جمله آن ها کتاب «منتخب الاثر» تألیف حضرت آیهالله صافی گلپایگانی است که مجموعه ای ارزشمند از روایات مهدی و مهدویت را در آن جمع آوری نموده اند . از جمله روایات صحیح حدیث معروفی است که از پیامیر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) در کتب معتبر اهل سنت و شیعه نقل شده است و آن حضرت در این حدیث فرموده اند : « لو لم یبق من الدنیا الا یوما لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه رجل من اهل بیتی اسمه اسمی و کنیته کنیتی و اسم ابیه اسم ابنی یملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » یعنی اگر از عمر جهان فقط یک روز باقی باشد ؛ خداوند آن روز را طولانی می کند تا در آن روز مردی قیام کند که نام و کنیه او مانند نام و کنیه من است و نام پدرش مانند نام فرزند من ( امام حسن ) است و او جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود پس از آن که پر از ظلم و ستم شده است . این حدیث کاملا بر مهدی مورد اعتقاد شیعه تطبیق دارد و خصوصیات ذکر شده در حدیث ما را به حضرت مهدی ( عجل الله تعالی فرجه ) رهنمون می سازد.

===================================

عید غدیر و امامت حضرت علی(علیه السلام )

از بعث رسل یقین به اقلیم وجود عرفان علی بوده خدا را مقصود

این نکته عیــان بود ز ان لم تفعـل زیرا که علی بود صـراط معبـود

پیامبر خدا از حجه الوداع باز می گشتند. در نزدیکی جحفه مکانی به نام غدیر خم، جبرئیل امین بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) آیه تبلیغ را فرود آورد:«یا ایهاالرسول بلٌغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمک من الناس ای رسول ما ابلاغ کن آن چه را که ازسوی خدا بر تو نازل شده است واگر این ابلاغ را انجام ندهی پس رسالت الهی را ابلاغ نکرده ای وخداوند تو را از مردم (شر مخالفان ) حفظ خواهد کرد.

پیامبر اسلام دستور دادند منبری از سنگ یا جهاز شتر ترتیب دادند وبالای آن رفتند و در حضور هفتاد هزار یا صد ویا صدو بیست هزار نفر از مسلمانان خطبهطولانی ایراد فرمودند ودر آن جمع دست امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب رابلند کردند وفرمودند: « الست اولی بکم من انفسکم » آیا من از شما برخودتان اولی نبودم ؟ یعنی من بر شما ولایت مطلق نداشتم ؟ واین سؤالناظــر بر آیه قرانی است که می فرمــاید:« النبی اولی با المؤمنــین من انفسهم» ومردم پاسخ دادند بلی . در اینجا پیامبر اکرم (ص ) فرمودند :« من کنت مولاه فهذا علی مولاه » پس از انتصاب آن حضرت به جانشینی پیامبر خدا ،مسلمانان گروه گروه آمدند خدمت حضرت علی (علیه السلام ) و این منصب را تبریک گفتند ،از جمله عمر ابن خطاب خدمت امام آمد و عرض

کرد :« یا ابن ابی طالب اصبحت مولای ومولی کل مؤمن ومؤمنه» یعنی ا ی فرزند ابی طالب تو مولای من ومولای همه مردان وزنان مؤمن گردیدی.

پس از این انتصاب ، آیه اکمال نازل شد وپیامبر امر فرمودند تا شعرا اشعارشان را در مدح امیر المؤمنین انشاد کردند. از کسانی که اشعاری را در مدحعلی (علیه السلام ) انشاد کرد عمر ابن عاص بود که این اشعار را انشاد نمود :

بآل محمد عرف الصـواب و فی ابیاتهم نزل الکتاب

وهم حجج الاله علی البرایا بهم وبجدهم لا یستراب

ولا سیــما ابو حسـن علی له فی الحرب مرتبه تهاب

طعام سیوفه مهج الاعادی وفیض دم الرقاب لها شراب

علی الدر والذهب المصفی و باقی النـاس کلهم تراب

هو البکاء فی المحراب لیلاٌ هو الضحاک اذا اشتد الضراب

هو النباُ العظیم وفلک نوح وباب الله وانقطع الخـطاب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا مارا به شناخت بیشتر اهل بیت عصمت وطهارت موفق فرما وهمه ما را به سوی اقیانوس بیکران معارف نابت در پرتو قران کریم وعترت پاک پیامبرت رهنمون ساز و دوقت وداع این هان ودر تاریکی های قبر و برزخمان امامان پاک وطاهر را به فریاد ما برسان و مارا در دو جهان زینت ولایت عطا فرما. آمین

===================================

شمه ای از زندگی نامه امام محمد تقی (ع )

لقب امام محمد تقی (علیه السلام ) جواد است وکنیه آن حضرت ابو جعفر \می باشد. آن حضرت تنها فرزند امام هشتم علی بن موسی الرضا (علیه السلام) هستند. امام هشتم بسیار به فرزندشان امام جواد علاقه مند بوده اند وبرای احترام ، آن حضرت را به کنیه (ابو جعفر ) خطاب می کرده اند.نام مادر آن حضرت سبیکه یا خیزران است واو از قبیله ماریه قبطیه از همسران پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) می باشد. امام جواد در روز دهمرجب سال صد ونود وپنج هجری متولد شدند. در تعداد فرزندان آن حضرت اختلاف است و امام علی نقی (علیه السلام )وموسی ،حکیمه ،خدیجه ، ام کلثوم ،فاطمه وامامه از جمله فرزندان آن حضرت هستند.امام جواد ، هفت ساله بودند که پدر بزرگوارشان امام هشتم را از دست دادند وبا اینکه بیش از هفت سال نداشتند

از نظر علم ودانش سرآمد دیگران بودند وداستان مناظره آن حضرت با علمای بغداد ویحیی بن اکثم وبیان مسایل شگفت آور فقهی در حضور مآمون عباسی معروف است.مآمون الرشید پس از آشکار شدن خورشید علم ودانش آن حضرت و در همان مجلس ، دختر خود ام الفضل رابه ازدواج آن حضرت در آورد اما از وی فرزندی متولدنشد.پس از مرگ مآمون عباسی برادرش محمد معروف به معتصم عباسی بر اریکه قدرت تکیه زد و از آغاز کینه آن حضرت را با سعایت عباسی ها در دل خود قرار داد وسر انجام آن حضرت با دسیسه جعفر پسر مآمون عباسی ودستور معتصم و توسط ام فضل همسرشان مسموم گردیدند ودر روز آخر ماه ذی قعده الحرامسال دویست وبیست هجری قمری به شهادت رسیدندو سن شریفشان بیست وپنجسال و دو ماه بوده است.شاعر در فضایل آن حضرت وجدشان امام کاظم می گوید :

الا یا قاصــد الــزوراعــرّج علی الغربی من تلک المغانی

ونعلیک اخلعن وآسجد خضوعاً اذا لاحـت لدـک القـبتـان

فتحتهتـما لعمـرک نار موسی و نــور محمـد متقــاربـان

سیره و زندگانی چهارده معصوم لطفا کلیک فرمایید

اهل بیت(ع)

نوشته شده توسط معتقدی،جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ

دیدگاه

You must sign in to post a comment.