غدیر خم حقیقتی انکارناپذیر

غدیر خم حقیقتی انکارناپذیر

ali mwola

جریان غدیر خم حقیقتی انکار ناپذیر

حدیث معروف غدیر از جمله روایاتی است که علمای بزرگ از جمله مرحوم علامه امینی (قدس سره الشریف ) مسانید وطرق این روایت را به تفصیل در کتاب ارزشمند الغدیر ، نقل نموده اند. در کتب تفسیر ، حدیث و تاریخ معتبر اهل سنت وشیعه ، نقل شده است؛ که آیه تبلیغ “یا ایهالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین ” ( سوره مائده آیه /۶۷ ) در روز هجدهم ذیحجه الحرام سال دهم هجری در راه بازگشت پیامبر خدا و مسلمانان از مراسم حجه الوداع ودر منطقه غدیر خم ، نازل شد و خداوند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم )، امر فرمود تا با انتخاب حضرت علی (علیه السلام ) به عنوان امام وخلیفه بر مسلمانان ، رسالت خود را به کمال رساند ؛ آن حضرت دستور دادند از جهاز شتر ، منبری درست کردند ودر حضور بیش از یکصد هزار نفر از حاجیان مسلمان ، ضمن ایراد خطبه ای طولانی ، با اختلافی که در کلمات وعبارات حدیث وجود دارد ؛ دست حضرت علی را گرفتند و چنین فرمودند : “ایها الناس الست اولی منکم من انفسکم ؟ قالوا بلی یا رسول الله ، قال : من کنت مولاه فعلیّ مولاه ، اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله ، وأدر الحق معه کیف ما دار ” یعنی ای مردم آیا من از خود شما بر شما اولی نیستم یعنی بر شما ولایت مطلق ندارم ؟ ومسلمانان پاسخ دادند : چرا یا رسول الله، آنگاه پیامبر خدا فرمودند : هر کس که من ولی او بودم علی هم بر او ولایت دارد .

کتاب های زیر از جمله کتب معتبر اهل سنت هستند که این حدیث را نقل نموده اند : شواهد التنزیل ج۱ ص۱۸۷ ، الدر المنثور ج۲ ص۲۹۸ ، فتح القدیر ج۳ ص۵۷ ، روح المعانی ج۶ ص۱۶۸ ، المنار ج۶ ص۴۶۳ ، تفسیر طبری ج۶ ص۱۹۸ ، الصواعق المحرقّ ص۷۵ ، و دهها منبع دیگر از منابع معتبر اهل سنت و تمام منابع معتبر شیعه .

استدلال به حدیث غدیر :

حدیث غدیر از معتبر ترین روایات مورد استناد شیعیان است ؛ وهمچنان که اشاره شد ، بسیاری از منابع و مصادر معتبر اهل سنت آن را نقل کرده وبه این واقعه مهم تاریخ اسلام اشاره نموده اند .

چگونگی استدلال به حدیث غدیر : پیامبر بزرگوار اسلام ( صلی الله علیه وآله وسلم ) زمانی که از حجه الوداع در سال دهم از هجرت وپیش از حدود هفتاد روز از رحلت آن حضرت باز می گشتند ؛ در وسط روز و گرمای شدید در محل غدیر خم توقف فرمودند و به مسلمانان نیز دستور دادند در آن جا توقف نمایند و منتظر ماندند تا بقیه مسلمانان نیز به آنان بپیوندند . نوشته اند که تعداد مسلمانان که از حج خانه خدا باز می گشتند حدود یکصد هزار نفر بوده است . در این شرایط ، دست حضرت علی را بلند نمودند وآن کلام معروف را ایراد فرمودند ” من کنت مولاه فعلی مولاه ” اما پیش از این کلام وبنا به نقل بسیاری از علمای بزرگ اهل سنت مانند طبرانی ، ترمزی ، احمد ابن حنبل ، ابن حجر و ابن جریر ، فرمودند ” أیها الناس أ لست أولی منکم من أنفسکم ؟ “قالوا بلی ” یعنی : ای مردم من از خود شما بر شما اولی نبودم یعنی ولایت مطلق نداشتم ؟ و آنان پاسخ دادند : بلی یا رسول الله چنین است و شما بر ما ولایت داشتید ( این پرسش پیامبر اکرم (ص ) به آیه قرآن اشاره دارد که می فرماید ” النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم … ( سوره احزاب/۶ ” یعنی پیامبر بر اهل ایمان از خود آنان برتری و ولایت دارد .)

پس از اقرار آنان به ولایت آن حضرت ، پیامبر خدا فرمودند هر کس که من بر او ولایت دارم علی هم بر او ولایت دارد‌، یعنی همان ولایتی که بر اساس آیات قرآن برای من ثابت است ؛ برای حضرت علی هم ثابت می باشد .و به هر صورت پرسش آن حضرت و پاسخ مسلمانان قرینه ای بر مقصود آن حضرت از کلمه “مولی “می باشد .

از سوی دیگر مسلمانان را پس از خستگی شدید از سفر حج ،در گرمای سوزان در آن نقطه متوقف فرمودند تا این سرنوشت را برای آنان رقم زنند و صرف دوستی ومحبت حضرت علی که اهل سنت از این حدیث استفاده نموده اند ؛ مورد نظر پیامبر خدا نبوده است ، زیرا این مطلب یعنی دوستی آنقدر فوری نبود که در این گرما و بیابان ، پیامبرخدا ، مسلمانان را نگه دارند و به آنان بگویند که هر کس مرا دوست دارد علی را هم باید دوست داشته باشد ! علاوه بر اینکه بارها در قرآن کریم و نیز روایات پیامبر خدا ( ص ) به لزوم وجود دوستی و محبت فی ما بین مسلمانان اشاره شده ودر باره دوستی اهل بیت آن حضرت به ویژه حضرت علی نیز تصریح گردیده بود ، از جمله این آیه “قل لا أسئلکم علیه أجراً الا الموده فی القربی”یعنی “به مسلمانان بگو من اجری برای رسالتم از شما درخواست نمی کنم مگر دوستی اهل بیتم را “واین موضوع ، چیز تازه ای نبود که پیامبر را به تکرار آن ، آنهم در آن شرایط وادار نماید.

قرینه دیگری که اعتقاد شیعیان را در خصوص امامت و خلافت حضرت علی ( علیه السلام ) با استناد به این حدیث ثابت می کند ؛ این است که پس از این جریان وبنا به نقل بسیاری از مورخین ، مسلمانان گروه گروه خدمت حضرت علی می رسیدند وبه آن حضرت تبریک و تهنیت می گفتند و با آن حضرت بیعت می کردند و نقل شده که خلیفه دوم ، عمر ابن خطاب نیز خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد :”بخّ بخّ یا ابن أبی طالب أصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنه “یعنی “بر تو مبارک باشد این افتخار ای فرزند ابی طالب ، تو مولای من و مولای هر زن و مرد مؤمن گردیدی ”

با این توضیح ، روشن است که مسلمانان از این جریان ، امامت وخلافت آن حضرت را استفاده نموده بودند که به آن حضرت تبریک و تهنیت می گفتند.

این جریان غدیر است که هیچ نقطه ابهامی در آن نیست . اما آنچه در تاریخ رخ داده است و مسلمانان را به سمت وسوی دیگری سوق داده ، به هیچ وجه نمی تواند واقعیت را تغییر دهد و شیعیان با آزادگی و استقلال اندیشه، هیچ گاه عقاید خود را با آنچه در تاریخ پس از پیامبر اکرم ( ص ) و توسط برخی از صحابه رخ داده تطبیق نمی دهند و بلکه جریان های تاریخ را با قرآن کریم و سنت صحیح و اندیشه های اهل بیت ( علیهم السلام ) محک می زنند وهر آنچه با قرآن وسنت انطباق دارد می پذیرند وآنچه مخالف است را ، رد می کنند. و در هر صورت هیچ گاه نیز در تحلیل تاریخ به بن بست نمی رسند و دچار سر در گمی نمی شوند .

شاهد دیگری بر دلالت حدیث غدیر بر امامت امیر المؤمنین ( علیه السلام ) :

علاوه بر شواهد و قراینی که دراین حدیث ، بر امامت امیر المؤمنین علی ( علیه السلام )دلالت دارد و در یادداشت پیش به آن ها اشاره شد ؛ قرینه دیگری نیز وجود دارد که بر اثبات امامت آن حضرت دلالت می کند و آن نزول آیه / ۵ از سوره مائده است و آن آیه می فرماید : “الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینًا … “یعنی امروز دین شما را کامل کردم وتمام نعمتم را بر شما فرو فرستادم و به داشتن دین اسلام برای شما رضایت دادم .

راویان زیادی از ابو سعید خدری از اصحاب پیامبر خدا ( ص ) نقل نموده اند که پس از خطبه آن حضرت در روز غدیر و بالا بردن دست حضرت علی ( ع ) و معرفی آن حضرت به عنوان ولی و امام و پیشوای مردم ، هنوز مردم متفرق نشده بودند که این آیه، بر پیامبر خدا (ص ) نازل شد و بنا بر نقل ابو سعید خدری ، پیامبر اکرم ( ص ) فرمودند”الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمه و رضی الرب برسالتی و الولایه لعلی ابن ابی طالب من بعدی ، ثم قال : من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله “یعنی خدا بزرگ است با اکمال دین او و کامل شدن نعمت و خوشنودی پروردگار با رسالتم و ولایت علی ابن ابی طالب پس از من . و سپس پیامبر فرمودند : هر کس که من مولا و پیشوای او هستم علی نیز مولا و پیشوای اوست ، خدایا دوست بدار هر کس که او را دست بدارد و ولایت او را بپذیرد و دشمن باش با هر کسی که با او دشمنی نماید و یارانش را یاری کن و دشمنانش را رسوا و نابود ساز .

این حدیث و جریان فوق و نزل آیه اکمال ، در منابع زیر که از منابع معتبر اهل سنت است نقل شده است :

در المنثور جلد۲ / ص ۲۹۵ ، تفسیر ابن کثیر ج ۲ / ص ۱۴ ، ۱۳۵ ، شواهد التنزیل ج ۱ / ص۱۵۶ ، کتاب ما نزل من القران تالیف ابی نعیم اصفهانی ، تاریخ بغداد ج ۸ / ص ۲۹۰ ، البدایه والنهایه ج۷ / ص ۳۴۹ ، مناقب خوارزمی ص ۸۰ ، و مقتل خوارزمی ص ۴۷ ، و در فرائد حموینی و تاریخ دمشق ابن عساکر نیز نقل شده است .

نوشته شده توسط معتقدی،یکشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۵ ساعت ۹:۵۱ ب.ظ

دیدگاه

You must sign in to post a comment.