زلزله ویرانگر بم

زلزله ویرانگر بم

bam1

بسمه تعالی

زلزله بم درناک ترین حادثه سال 1382

در سحرگاه روز جمعه ششم دیماه زلزله ای با قدرت ۷ / ۶ در مقیاس ریشتر، شهر بم در استـــان کرمان را لرزاند وخســارات فراوانی بر جای گذاشت … این خبری بود که بیشــتر رسانه های گروهی جهان در روز ششم دی ماه سال ۱۳۸۲ در صدر اخبار خود قرار دادند. بر اساس آخرین آمار اعلام شده، بیش از 25 هزار نفر از هموطنانمان از زن و مرد و کودک و پیر و جوان ، در این حادثه غم بار قربانی شدند و دهها هزار نفر نیز دچار صدماتی گردیدند.

یادداشت ذیل به پاس احترام به قربانیان این حادثه و همدردی با بازماندگان این بلیه بزرگ تحریر یافته است که تقدیمتان می شود :

یادی از مصیبت زلزله بم

نه سال از حادثه زلزله بم گذشت و هنوز ناله دلخراش پدر پیری که برسر خاک عزیزانش آنان را با نام صدا می زد، آوازه گوش ها است. هنوز صدای فرو ریختن خانه ها وساختمانها، صدای شکستن نخلهای زیبا ودرختان مرکبات طنین انداز است. هنوزدلهای شکسته اندک مردم بازمانده، التیام نیافته وآتش سوزان آن مصیبت دردناک بر دل های مردم آن خطه شعله می زند.

آن جا بم است، شهری با تاریخ دو هزار ساله ، با تمدنی کهن وارگی زیبا. آنجا خاستگاه انسان های سخت کوش است. آن شب مردان وزنان و کودکان، با امید به فردای دیگر شب را سپری می سازند اما نا گاه چند ثانیه لرزه های پی درپی دمیدن صبح را به تاخیر می اندازد. دست تقدیر الهی وامر کن فیکون حق تعالی اینچنین مقرر فرمود تا بم وبمی ها بروند. آن شب مرگ به رایگان در جام های تلخ مصیبت بر مردم آن شهر تقسیم گردید و سفیر مرگ ، ناخوانده خانه های این شهر را در نوردید. مصیبت بم هرچند غمی جانکاه بر دل ودیده هر ایرانی بود وزخمی التیام ناپذیر بر سینه های بازماندگان این حادثه تلخ اما درس عبرتی برای همه ما وتذکری دوباره وزنگ خطری دیگر برای ایران وایرانی . هرچند استاندارد سازی ساختمان ها امری غیر قابل اجتناب خواهد بود وخسارت ها وتلفات را به حد اقل خواهد رسانید ، اما مرگ را گریزی از آن نیست و آنجا که خواست خدا باشد خواست هیچ بنده ای اثر بخش نخواهد بود.
bam1

bam2

آن روز تلخ گذشت اما تلخی آن در کام مردم ایران وباز ماندگان این مصیبت جانکاه باقی است. ولی باید گفت: روزی مانند روز حسین فاطمه وپسر پیامبرخدا وزاده علی مرتضی ، نبود. آنجا مرگ سراغ حسین ویارانش نیامد واین سپاه عشاق بودند که متهورانه به پیشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خند ید ند. درعاشورای کربلا نه تنها عزراییل ومیکاییل وجبراییل واسرافیل که تمام فرشتگان و جن وانس مبهوت وشگفت زده از آن حماسه خونین شدند. آنجا که مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبیب بن مظاهر به دنبال وی گویا در دل و زبان حال به مسلم می گوید تو را دیگر نیازی به حنا نیست وآخرین حنای تو در کربلای حسین ، سر ورویت را خضاب خواهد کرد. وآن حنای خونی است که در اوج عشق به حسین فوران می نماید؛ رنگ آن حنا تا روز قیامت و تا ورود به باغ های سبز وخرم بهشت باقی خواهد ماند.

و آنجا که بریر بن خضیر آن پیر مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هیچ گاه در عمرش نکرده ودر این باره می گوید : این نیست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . وآن جا که قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــیرین تر از شهد عسل می داند وبی باکانه به حجـــله گاه خونــین خویـــش می شتابد.و آن جا که حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، یک پای خود را لب بهشت وپای دیگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بیند وناگاه بهشت را باتوبه وانابه و خجلت و شرمندگی در پیشگاه حسین(علیه السلام) و سر انجام با خون پیشانی خویش خریداری می کند.در گوشه میدان جنگ خون سر وپیشانی حر ،پرده ای بر چشمان وی نهاده ومجروح بر زمین افتاده ، احســـاس راحتی می نماید از لابلای خونهای بسته، چشــم می گشاید ؛ می بیند ســـر در دامان ولایت دارد. آن جاست که امام حســـین (علیه السلام ) مدال جاویدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پیشانی خونین حر می بندد. مدالی که تا روز قیامت بر پیشانی آن شهید آزاده می درخشد.

آن جاست که مرد وزن وکودک و سیاه وسفید ، بزرگترین حماسه جاویدان تاریخ را رقم زدند. اما این امام سجاد و زینب وکودکان هستند که در شام تلخ غریبان در کنار خیمه های سوخته ودر جوار اجساد قطعه قطعه شهیدان ، آن شب غم بار راسپری می سازند. این زینب است که نماز شب رانشسته می خواند وامام سجاد (علیه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانید و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ایشان را شکسته است .

تنها اینان، باز مانده آن کبـــوتران خونین بال مهـــاجر نیســـتند واین ما نیز باز مانده عاشورا وتمام مصیبتهای تاریخ پر فراز ونشـــیب اسلامیم و باید همچـــون زینب وامام سجاد (علیهما السلام) وفرزندان ولایت ، پیام آن حماسه سازان را به نسل های آینده برسانیم.خود ، حسینی شویم ودر مدرسه عشق وشجاعت و آزادگی حسینی ،درس بخوانیم وتاریخ سراسر افتخاری را رقم زنیم. انشاءالله.

مدیریت سایت شیعه نت

عباس معتقدی

دی ماه 1391

نوشته شده توسط معتقدی،پنج شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۱۰ ق.ظ

دیدگاه

You must sign in to post a comment.